پنج شنبه 09 مرداد ماه 1393
Module Border Module Border
  اخبار  

اخبار | آرشيو اخبار | جستجو | Rss


هيچ خبري يافت نشد
Module Border Module Border
Module Border Module Border
  متن/وب 

 

روزنامه نگاري حرفه اي

( مجموعه مقالات )

 

كتابي كه پيشِ روداريد دربردارنده بيست مقاله است كه در سر فصل «آموزش» رسانه  از بهار  1369 تا زمستان 1373 ( از شمارة 1 تا شمارة 20 ) منتشر شده اند. با توجه به رشد مراكز آموزش عالي  روزنامه نگاري در سال هاي اخير بويژه  در دانشگاههاي غير دولتي  ونيز  با توجه به كمبود متون آموزشي دراين رشته، اين مقاله ها- به دليل  ماهيت علمي   وتحقيقي خود – بارها مورد مراجعه و استفادة  دانشجويان رشته هاي روزنامه نگاري وارتباطات قرار مي گيرد واين امر موجب نايابي  بعضي از شماره هاي  فصلنامه رسانه شده است. ازآنجاكه  چاپ مجدد آن شماره ها يا  دورة كامل رسانه فعلا نامقدور وغير ضروري است  تصميم گرفته شد كه مجموعه اي از مقاله هاي مورد نياز دانشجويان وعلاقه مندان پس از بازنگري واصلاح  سهوهاي قلمي و غلط هاي مطبعي به صورت موضوعي فراهم آيد وبه طورمستقل چاپ ومنتشر گردد.

نخستين دفتر ازاين مجموعه – كه دومين درسنامه «مركز مطالعات و تحقيقات رسانه» است –اينك منتشر مي شود با اين اميد كه مورد استفادة دانشجويان خبرنگاران مطبوعات، وعلاقه مندان  قرارگيرد.

مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه

 

 

 

روزنامه نگار كيست؟

ام.وي كاماث

 ترجمه قاسم طلوع

 

آدمهاي زيادي درگوشه وكنار دنيا هستند كه گاه و بي گاه مطلبي مي نويسند، چند تكّه خبر از اين طرف وآن طرف مي فرستند و خودشان را روزنامه نگارمي خوانند آيا واقعا اينها روزنامه نگار ند؟  اگر اينها روزنامه نگارند چگونه مي توان آنها را از افرادِ حرفه اي به طور منظّم براي روزنامه ها ومجله ها و ارگانهايِ داخلي كار مي كنند جدا كرد؟ حال بگذريم از آن عده اي كه براي راديو و تلويزيون مطلب خبر تهيه مي كنند. پس واقعاً چه چيز يك روزنامه نگار را مي سازد؟

روزنامه نگار حرفه اي را به راحتي مي توان شناخت او دراستخدام يك روزنامه است، براي  روزنامه اش گزارش تهيه مي كند يا ممكن است مقاله يا سرمقاله بنويسد. يا به تصحيح مطالب بپردازد يك روزنامه نگار  حرفه اي با نامهاي  مختلفي شناخته مي شود: گزارشگر، مقاله نويس،  خبرنگار ويژه، مسوول تنظيم خبر، معاون سردبير،  مسوول  بخش ورزش، مسوول اخبار شهري، مسوول بخش تجاري، دبيرِ اخبار عمومي  وسردبير دامنه كارهايي كه  او انجام مي دهد به وسعت  دنياي پيرامون اوست او درمورد هرچيزي كه جنبه خبري داشته باشد، گزارش تهيه مي كند؛ خواه درمورد  جرم و جنايت، نظم و قانون، برنامه هاي سياسي، دادگاهها، قوة مجريه وقوة مقننه باشد، و خواه دربارة مردم، مُد، هنر، موسيقي، نمايش، ادبيات و غيره. كار روزنامه نگار بيش از اينهاست. او نوشته هاي ديگران را تصحيح مي كند، اخبار را تفسير و انتقا دوجمع بندي مي كند. قبل از هر چيز  روزنامه نگاري، بركسي كه آموزشهاي لازم و تخصصي را در زمينه كار پيچيده انتشار  يك روزنامه ديده است، يك شغل محسوب مي شود، و اين در مورد آماتورهاي  مطرح نيست. روزگاري بود كه مي گفتتد روزنامه نگار به طورمادرزاد روزنامه نگار است و چنين نيست كه يك نفر را به مدرسه روزنامه نگاري بفرستند و او در پايان روزنامه نگارشود. مهاتماگاندي هيچگاه قدم به مدرسه  روزنامه نگاري نگذاشت. اما درآن روزگار، وضع فرق مي كرد. هركسي با مقداري ذوق و قريحه تبليغي مي توانست خودش را روزنامه نگار معرفي كند. يك ماشين چاپ بخرد و يا كرايه كند و روزنامه اي را بيرون آورد و اما امروزه وضع كاملاً فرق مي كند وكار پيچيدتر شده است. و بي شك، حتي همان افرادي كه مادرزادي روزنامه نگار هستند، اگر  دوره هاي تخصصي روزنامه نگاري را طي كنند، خيلي بهتر از ديگران خواهند بود.

درهندوستان، اولين مركز آموزش روزنامه نگاري، در دانشکدة  هنردانشگاه ملّي مدرس درسال 1920 تأسيس شد. موضوعات درسي عبارت بود از؛ تاريخ روزنامه نگاري، قانونهاي مطبوعات، سرمقاله نويسي،  ومديريت روزنامه

 صادقانه بايد بگوييم كه براي روزنامه نگار خوب بودن ديدنِ آموزشهاي تخصصي كافي و صحيح، اهميت بسزايي دارد اما،  اين هشدار را هم مي دهيم كه  هركسي كه مدرك روزنامه نگاري مي گيرد لزوما روزنامه نگار نيست.

 

حا ل به سؤال بعدي مي رسيم: چه چيز يك  روزنامه نگار را مي سازد؟ براي  اين سوال به تعداد رهبران و بزرگان روزنامه نگاري پاسخ وجود دارد. جيمز رستون از نيويورك تايمز، «سرحالي و زنده دلي» را اصل مي داند پل ميلر از گروه  روزنامه هاي گانت در آمريكا «زرنگي و حيله گيري» را مهم  مي داند. و هربرت بوركر، يكي از سردبيران معروف «روكردن حقيقت و مو از ماست كشيدن» را ويژگي اصلي روزنامه نگارمي داند.

 البته، يك روزنامه نگار بايد  پُر انرژي باشد و بايد بتواند حقيقت را بيرون بكشد، وحتي اگر لازم باشد از فريبكاري استفاده كند،  اما اينها همه پاسخهايي جزئي هستند. روزنامه نگار شدن، احتياج  به خيلي  چيزهاي ديگر غير از انرژي يا علاقه به كار دارد. با وجود اين، سخنان آقاي رستون در مدرسه روزنامه نگاري كلمبيا  اهميت زيادي

 دارد:

«من طرفدار پرو پا قرصِ تربيت وآموزشِ تخصصي روزنامه نگاران هستم. در عين حال، ما در بين روزنامه نگاران نيويورك تايمز افرادي را داريم كه چندين مدرك  دانشگاهي دارند و افرادي هم هستند كه تحصيلات عاليه را بنا به دلايلي به پايان نرسانده اند... اما هردو گروه  خوب كار مي كنند.  وقتي  پروندة اين آدمها را ورق مي زنيم، با اين واقعيت مواجه مي شويم كه همه آنها اين كيفيت بالا – يعني سرحالي، انگيزه،  زنده دلي –را دارند، حال شما هر نامي كه دوست داريد به آن بدهيد بنابراين به نظر من كاملترين و بهترين آموزشها در امور تخصصي  نمي توانند يك روزنامه نگار برجسته بسازند مگر اينكه ويژگي اصلي، يعني سرحالي وزنده دلي  نيز همراه تخصص باشد»

 اس. ساداناند سردبيرِ  فري پرس ژورنال (Free Press Journal ) نيز حرف آقاي رستون  را تأييد مي كند و نمونه آن را تي. ساداناند مي داندكه هرگز به دانشگاه نرفت اما تمامي كساني كه او را مي شناختند، اذعان داشتند كه روزنامه نگار بزرگي است. او مردي بود كاملاً سرحال، سرزنده و با انگيزه. يعني همه آن ويژگيهايي را كه آقاي رستون مي گفت، داشت. در واقع  او آنچه را كه در ساداناند بود، در ديگران جست و جو مي كرد. نكته مهم در مورد چنين آدمهايي اين است كه گرچه مدرك دانشگاهي ندارند، اما نيرو  وعلاقه كافي به كارشان دارند و در صورت لزوم آموزشهاي مور د نياز را براي روزنامه نگار  خوب و موفق  بودن مي پذيرند. در ايامِ گذشته هركسي كه انگيزة  لازم را درخود مي ديد، به شغل روزنامه نگاري مي پرداخت  و همزمان  با كارش، آموزش هم مي ديد. آنها عمدتاً مرداني خود آموخته بودند. اما امروز،  با رقابتي كه برسر كسب شغل هاي مهم وجود دارد، عاقل آن است كه قبل از گرفتن  پُست، آموزشهاي لازم را ببيند.

 

ماهيت آموزشهاي لازم براي روزنامه نگار شدن

براي آغاز  كار دانشجوي روزنامه نگاري بايد ازنظرمعلومات هنري، علمي  يا تجار ي نمرة خوبي بگيرد. با اين حساب احتمالاً چنين فردي مي تواند با رعايت قواعد دستور زبان، مطلب بنويسد و با ساخت جمله نيز آشناست. همچنين  بهتر است دانشجويي كه در يك محيط غيرانگليسي فارغ التحصيل شده  است، درسهاي تخصصي انگليسي را بگذراند تا بيشترين بهره راز مطالعات  مربوط به روزنامه نگاري به زبان انگليسي ببرد، اين  بدان معني نيست كه  دانشجوي ناآشنا به انگليسي نمي تواند از درسهاي روزنامه نگاري بهره ببرد. اما براي كاركردن در يك روزنامه خوب و معتبر [درهند]، روزنامه نگار بايد با زبان انگليسي آشنا باشد دقت، امانت وحساسيت نسبت به اخبار، سرمايه هاي اصلي اند وقتي كه به زبان مادري درسهاي روزنامه نگاري وجود ندارد.آنگاه روزنامه نگار مشتاق تنها يك راه در پيش روي خود دارد: حضور دركلاسهاي زبان انگليسي.

آنچه كه مهم واساسي است اين است كه روزنامه نگار بايد بتواند مطالبش را به راحتي به زباني بنويسدكه با آن مي خواهد خوانندگانش را مورد خطاب قراردهد روزنامه نگار با واقعيتها سروكاردارد، اما واقعيتها در قالب لغتها بيان مي شوند حال به هر زبان و لهجه اي كه باشد. روزنامه نگاري كه به زبان تسلّط نداشته باشد، نمي تواند اميدي به تاثيرگذاري برخوانندگانش داشته باشد اين نكته، اهميت تسلّط برچند زبان را نشان مي دهد. هرچه فرد زبانهاي بيشتري بلد باشد، شانس بيشتري براي پيدا كردن  شغل دارد خصوصاً كه دولتها با هم برسرانجام كارهايشان به زبانهاي بومي و منطقه اي به رقابت مي پرداخته اند. حتي در دهه هاي 1930 و 1940و 1950، درهندوستان، گزارشگراني كه صرفاً با زبان هندي، اردو، گجراتي و مراتاني آشنايي داشتند وآن را مي فهميدند بر ديگران  ارجحيت داشتند.چيزي كه درگذشته اين همه ارزش داشته مطمئنا امروزه با ارزشتر هم شده است  اين را نيز بايد افزود كه روزنامه نگاري كه با زبانهاي خارجي ديگري مثل فرانسوي، آلماني،  روسي يا عربي آشنا باشد، مطئناً براي گرفتن شغلهاي خارج از كشور  ازكسي كه فقط يك زبان انگليسي بداند، شانس بيشتري دارد.

آيا  روزنامه نگاري يك شغل است، حرفه است، صنعت است يا تجارت؟  جالب است كه بگوييم كه روزنامه نگاري  يك حرفه است، مثل حقوق يا طب يا مهندسي. اما درعين حال، صنعتي است كه بايد آموخته شود. و واي بر روزنامه نگارناشري كه از اصول مديريت بازرگاني خبر نداشته باشد! ساداناند روزنامه نگار بزرگي بود، اما تاجر خوبي نبود وآخركار هم شكست سختي خورد. مطمئناً اگر مدير  بازرگاني خوبي بود، در روزنامه نگاري هم وضع بسيار بهتري مي داشت. روزنامه نگاريِ موفق، لزوماً روزنامه نگاري  خوب نيست، اما روزنامه نگار ي خوب بايد روزنامه نگاري موفق هم باشد. اولين هدف روزنامه نگار، ايجاد ارتباط است و روزنامه اي كه فروش نرود، به اولين هدف خود دست نمي يابد. بنابراين، گفتن اين جمله كه «روزنامه نگاري، يك حرفه رفيع وبلند مرتبه است، نه يك صنعت يا تجارت» كمي مغرورانه است و بايد از آن حذركرد. نوشته خوب، هم سرمايه مطلوب وارزشمندي است، وهم خوب به فروش مي رسد و مسؤول تنظيم  اخباري كه صفحات نشريه را خوب تنظم كند بايد هم وزنش طلا به پاي او ريخت گفتن اينكه صفحه آرايي، يك حرفه است  و نه يك هنر،  برداشت غلطي است. بي شك روزنامه نگاري يك حرفه است، اما روزنامه نگاري كه خودش رابه حرفه اش محدود كند به احتمال زياد خواهد فهميد كه استعدادش چندان رشك برانگيز نيست: دانشي است بي مشتري. تاريخ  روزنامه نگاري پُر است از سرگذشت مرداني كه غرورشان به آنها اجازه نمي داد كه خود را دلّال وتجارت پيشه بدانند.

 

 حرفه اي كيست؟

 حرفه اي كسي است كه آموزشهاي لازم را در رشته تخصصي اش ديده است. فردي كه در دانشكدة پزشكي دورة لازم را نديده و مدرك آن را نگرفته باشد، حق طبابت ندارد. حقوقدان، حسابدار برجسته، و در برخي كشورها حتي آرايشگرها و«متخصصان زيبايي» بايد مدرك لازم راكه نشان دهندة صلاحيت آنهاست، كسب كنند. بنابراين،  اگر روزنامه نگاران هم از نظر استعداد شغلي از طرف هم رديفان و همكارانشان، شناسايي كافي به دست آورند، كاري مناسب كرده اند. اما درهندوستان، به خاطر نبود يك سازمان مشخص، صرفاً در ليست حقوقي  يك روزنامه بودن نشان دهنده صلاحيت داشتن روزنامه  نگار است در چنين شرايطي تنها راه تشخيص حرفه اي از آماتور فهم اين نكته است كه آيا شخص مورد نظر به طور تمام وقت  و فعال در روزنامه استخدام شده است يا نه. اگر چنين است يا اندكي مسامحه مي توان او را فردي حرفه اي  دانست. ولي روزنامه نگارِ «آزادنويس» (Free Lance journalism) يعني كسي كه در استخدام روزنامه نيست، ولي مرتباً در يك ستون خاص مطلب مي نويسد، فقط يك آزاد نويس است، نه يك حرفه اي.

 

آزاد نويسي (Free- Lance Writing)

 فرهنگ لغت رندوم هاوس (The Random House Dictionary)، «آزاد نويس» را اين گونه تعريف مي كند: فردي كه به عنوان نويسنده، طراح، مجري  وغيره كار مي كند، ولي ازيك كارفرما يا سازمان وجاي خاص به طور منظمي حقوق نمي گيرد. مسلماً اين تعريف يا توصيف از اين واقعيت ريشه مي گيرد كه در قرون وُسطا، ماجرا جويان نظامي كه اغلب رتبه  شواليه اي داشتند،  براي  كساني خدمت مي كردند كه پول بيشتري مي دادند. و به اصطلاح، شمشيرشان را براي كسي كه بالاترين پيشنهاد را مي داد، از نيام بر مي كشيدند.

اين واژه، امروزه به نويسندگان، طراحان و ساير كساني اطلاق مي شود كه آثارشان را به كسي كه بهترين  پيشنهاد را بدهد، مي فروشند  اينها ممكن است آماتور يا حرفه اي هايي باشند كه بازنشست شده اند  اما كارشان ارزشمند و مقبول است. اما در جاهايي كه روزنامه ها خيلي خوش حساب نيستند و آزاد نويسي راه آساني براي گذران زندگي نيست. البته روزنامه نگارِ آزاد نويسي كه توانايي ارائه آثارِ قابل قبولي را داشته باشد ممكن است بتواند به صورت  قراردادي كاركند، و در اين صورت، مستمرّيِ  ثابتي خواهد داشت. نويسندة  قراردادي بايد مجموعه مطالبي رابراي سردبير تهيه كند. اگر قرار شودكه  نويسنده مقاله اي را تهيه كند، سردبير اخلاقاً موظف به چاپ مقاله است آن را بپذيرد، مگر اينکه واقعاً «به درد نخور» باشد. با اين همه، سر دبير موظف نيست، اگر چه بايد دستمزد آن را بپردازد معمولاً سردبيرها مقالات وموضوعات را براي «روزمبادا»  نگه مي دارند يا شرايطي را تعيين مي كنند كه به آنها حق قبول يا ردّ مطالب رسيده رامي دهد.

براي يك مبتدي، آزاد نويسي روش خوبي  براي گذران زندگي نيست، آدمي كه مي خواهد آزاد نويس باشد، يا بايد به زندگي بخور ونمير اكتفا كند و يا بايد امكانات مالي كافي داشته باشد تا بتواند بدون وابستگي به درآمد نويسندگي، زندگي اش را بگذراند. بسياري ازآزاد نويسيها،  شغلِ ديگري دارند كه زندگي آنها ر ا تأمين مي كند.

كمتر نويسنده اي مي تواند  انتظار داشته باشد كه به طور تمام وقت و موفق، به كار آزادنويسي بپردازد، مگر اينكه شايستگي و شهرت كامل به دست آورده باشد اغلب اوقات صلاحيت كافي نيست، بلكه بايد ديگران  نيز او را صاحب صلاحيت بدانند. سرشناس بودن براي آزاد نويسان به اندازة  صلاحيت داشتن مهم است امروزه، بسياري از مجله ها و روزنامه ها تعدادي آزاد نويس مشهور دارند. مثلاً  نشريه  ساينس تودي (علم امروز)  يك كادرِ ثابت  آزاد نويس دارد كه مطالب بسيار خوبي  درمورد موضوعات علمي مي نويسند.

براي يك آزاد نويس، عاقلانه آن است كه در زمينه اي كه رقيب كمي دارد، متخصص شود مگر اينكه خيلي  مشهور باشد. آزاد نويسي كه به اصطلاح رويِ بورس باشد، تنها خيلي زود مقام و منزلت پيدا مي كند در اين صورت،  وقتي كه نويسندگانِ رسمي وتمام وقتِ روزنامه سرشان شلوغ است يا تخصص كافي ندارند، سردبيران مرتباً به اين افراد روي مي آورند و درخواست مطلب مي كنند. در پايان، مي خواهم  نكته اي رابه جوانترهايي كه مي خواهند روزنامه نگار شوند، تذكر دهم. از همان هفته  اولي كه درروزنامه مشغول به كار مي شويد، مطلبي ننويسيد كه باعث تحقيرِ سياستمداران يا سرشكستگيِ دولتمردان  شود.تا وقتي كه رويِ خط بيفتيد، مدت زماني طول مي كشد تنها راه ممكن، سختكوشي و تلاش بي امان است، و قبل از هر چيز،  بايد شايستگي شما به اثبات برسد. اگر درمدرسه انشايا مقالات خوبي مي نويسيد. تضميني نيست كه حتما روزنامه نگار خوبي هم بشويد. روزنامه نگاري، با كنارِ هم گذاشتنِ جملات وعباراتِ جذاب خيلي فرق دارد ٭.

 

حاشيه

٭ مشخصات كتاب شناختي اين نوشته، به قرا رزيراست:

M.V.Kamath, So you want to be a journalist? , in:

Professional Journalism, new Dehli: WIKAS PUBLISHING HOUSE PVT LTD, 1988. pp 1-7.

 

 

روزنامه نگاري تخصصي وتخصص روزنامه نگاري

حسين قندي

 

«روزنامه نگاري تخصصي» عالي ترين مرحله زندگي حرفه اي يك روزنامه نگار پس از طي مراحل ابتدايي كار حرفه اي است بي ترديد اين كه يك مدرس بخواهد تخصص روزنامه نگاري را براي دانشجوياني كه هنوز وارد مرحله ابتدايي كار حرفه اي نشده اند تبيين كند دشوار است و مشكل تر از آن اين است كه در مطبوعات كشورمان نيز كمتر زمينه تخصصي در حرفه روزنامه نگاري موفق بوده است و نيز اينكه كمتر روزنامه نگار متخصّصي در مطبوعات كشور به فعاليت مشغول است هدف از ارائه «روزنامه نگاري تخصّصي» به عنوان دو واحد درسي، شناخت تخصص در روزنامه نگاري وآماده ساختن دانشجويان براي ورود به سرويسهاي خبري و نشريات تخصصي است، ضمن آن كه دانشجويان بايد با تخصص علمي در روزنامه نگاري نيز آشنا شوند.

متأسفانه دانشجويان كمتر فرصت مي يابند كه در حين تحصيل در رشته روزنامه نگاري در زمينه اخذ تخصص در يكي از رشته هاي مورد علاقه خود مثلاً اقتصاد، سياست و هنر يا.. به تخصّص برسند درمدت كوتاه نيمسال تحصيلي، بايد راهي برگزيد كه هم دانشجو رشته دلخواه خود را بيابد و هم در مورد آن به مطالعه و تحقيق بپردازد و مباحث مختلف روزنامه نگاري همچون گزارش، مقاله و مصاحبه را از ديدگاه يك روزنامه نگار متخصص ببيند و بالاخره يك مجله تخصصي در معيارهاي حرفه اي وعلمي رشته انتخابي، خود ارائه دهد دانشجو در اين درس بايد گزارش نويس، مصاحبه گر، مقاله نويس، طراح صفحات داخلي، طراح جلد مجله، صفحه بند، خبرنگار، عكاس و بازيگر نقش همه دست اندركاران يك مجله تخصصي باشد و در واقع از زاويه ديد يك سردبير، به شكل و محتواي نشريه تخصصي بنگرد و خود، عامل اجرايي نيز باشد. 

براي علاقه منداني كه مايلند ضمن كار حرفه اي در مطبوعات گوناگون به تخصص دست يابند، تعريفي از تخصص روزنامه نگاري مي تواند مكمل شناخت روزنامه نگاري تخصصي باشد، زيرا زمان، زمان تخصص گرايي در وسايل ارتباط جمعي است. سالهاست كه رسانه هاي جهان به اهميت تخصص در روزنامه نگاري پي برده اند و اكنون به بهترين وجه ازآن بهره مي گيرند.

در دنياي امروز روزنامه ها و مجله ها، راديو و تلويزيون و آژانسهاي خبري داراي گروهي نويسنده و مفسر هستند كه هر يك از آنان دربارة امر بخصوصي مقاله مي نويسند ورويدادها را تجزيه و تحليل مي كنند. وجود ستونهاي گوناگون در روزنامه ها و مجله ها و نياز به تجزبه و تحليل دقيق رويدادهاي روز، پيدايش گروهي روزنامه نگار را كه در موضوعهاي خاص تخصص داشته باشند، ايجاب مي كند. 

رشد سريع راديو و تلويزيون درسهاي پس از جنگ دوم جهاني و توسعه بيش از حدّ اين دو وسيله ارتباطي و امكان انتشار سريع و آني اخبار از طريق آنها، دايرة طراوت خبري پيرامون روزنامه ها را تنگ كرده و به همين دليل مطبوعات بزرگ جهان براي جلوگيري از سقوط و درهم ريختن شالودة اقتصادي خود به چاره انديشي پرداختند. حاصل اين انديشه ها به صورت ارائه راه حلهايي براي مقابله با نفوذ راديو و تلويزيون در روزنامه ها ظاهر شد.  مهمترين راهي كه روزنامه ها براي حفظ نفوذ و اعتبار خويش يافتند، روي آوري به تحليل رويدادها بود تا مخاطبان خود را كه از طريق راديو وتلويزيون درجريان رويدادها قرارگرفته بودند به عمق واقعه و «چرايي وچگونگي» وقوع آن رهنمون شوند، البته ضمن اين كوششها و انديشه ها راههاي ديگر نيز پيشنهاد شد از جمله مصور كردن هرچه بيشتر نشريات و كمك گرفتن از رنگ و تسريع در چاپ و توزيع و....

آنچه مورد بحث است هيمن نياز مبرم روزنامه ها و مجله ها به داشتن متخصصان و مفسران است. روزنامه ها و مجله ها كه هزينه اعزام خبرنگاران خود به محل واقعه اي را متقبل مي شوند، صرفا در انتظار دريافت خبر نيستند- زيرا كه راديو وتلويزيون سريعتراز آنها خبر را به آگاهي عموم مي رسانده اند - بلكه مي خواهند كه خبرنگار ان تجربه وتحليل يا تفسير واقعه را ارسال كنند. براي برآوردن اين انتظارات كه در واقع خواست و انتظار بجاي مخاطبان روزنامه ها و مجله ها است خبرنگار بايد رشته مورد علاقه خود رابيابد ودران زمينه معلومات خود را بالا ببرد.  درس «روزنامه نگاري تخصصي» درپي اثبات همين ضرورت ايجاد شده است.  اما بايد ديد كه تخصص مطبوعاتي چگونه به وجود مي آيد؟

 

دانشجويان روزنامه نگاري و روزنامه نگاران جوان كه دوره هاي كوتاه يا بلند مدت روزنامه نگاري را گذرانده اند بايد به اين موضوع توجه كنند كه آغاز كار مطبوعاتي شروع آموختن وآگاهي از آخرين ترقيات دانش روزنامه نگاري و راه نفوذ در افكار عمومي است. روزنامه نگاري كه مي خواهد در موضوعات اقتصادي به تجربه وتحليل رويدادها بپردازد، بايد درحد كارشناس اقتصادي از جهت علمي ارتقا يافته باشد و از تمامي رويدادهاي جديد در زمينه تخصص خود به طور عميق آگاه باشد به همين جهت نيازمند ابزاري است كه يك محقق و عالم به آن مجهز است هرچند كه شيوة كاربردآن ساده تر، عملي تر و مردم پسند تر باشد بنابراين روزنامه نگار بايد به هنگام پرداختن به تخصص مورد علاقه خويش اين وسايل و ابزار را در اختيار داشته باشد:

-     - كتابهايي كه در مورد اين تخصص نوشته شده اند، بايد از قديمي ترين تا جديد ترين كتاب را فراهم آورد تا بدين وسيله ديدگاه علمي خود را وسعت بخشد؛

-     - روزنامه نگار متخصص بايد تمامي نشرياتي را كه در زمينه و درحد تخصص او منتشر مي شوند به دست آورد و با آنچه همکارانش در زمينه اين تخصص مي نويسند، آشنا باشد؛

-      - تهيه و تنظيم علمي و دقيق برگه هايي که در آنها رودادهاي مهم، دگرگوني هاي اساسي و شرح حال شخصيتهاي مورد نياز كار تخصصي وي ثبت شده اند. اين برگه ها بايد مرتبا مورد تجديد قرار گيرند و سيرتحول رويدادها تا آخرين لحظه درآنها انعكاس يابد؛

-     - پرونده هاي از بريده هاي نشريه ها يا كنفرانسها وكتابها درحد تخصص روزنامه نگاري را فراهم آورد و به طوري كه در لحظه نياز سريعاً به آنها دسترسي پيدا كند.

-         - آرشيوي از عكسها، نقشه ها، اسلايدها و نوارهاي صدا و تصوير در اختيار باشد.   

دانشجويان روزنامه نگاري و روزنامه نگاران جوان و علاقه مند به كسب تخصص علاوه بر اين بايد حدود نفوذ و ارزش پيام در مطبوعات تخصصي را بدانند زبان (كاربرد واژه ها ي تخصصي) مطبوعات تخصصي را آموخته باشند و بر شيوة نگارش در مطبوعات تخصصي با توجه به مخاطبان آنها، مسلط باشند. 

براي راهنمايي دانشجويان و اين كه بتوانند به سهولت علاقه خود را به رشته خاصي دريابند و در واقع براي آشنا كردن دانشجو به استعداد نهفته خويش، طبقه بندي ويژه اي براي معرفي مطبوعات (نشريات) تخصصي دركلاس ارائه مي شود.

پي يرآلبر(Pierre  Albert) فرانسوي استاد تاريخ دركتاب مطبوعات كه در مجموعه «چه مي دانم؟» به چاپ رسيده است، مطبوعات را براساس فواصل انتشار آنها رده بندي كرده است و آنگاه پس از تشريح انواع روزنامه ها، به طبقه بندي مطبوعات غير روزانه پرداخته و در تحت اين طبقه بندي چند گونه نشريه را نام برده است. اِشكالي كه براين طبقه بندي وارد است اين است كه فاصله انتشار را ملاك قرارداده است و روزنامه تخصصي ذيل روزنامه ها رده بندي شده است و از ذكرخصوصيات تخصصي آن غفلت شده است.  همچنانكه يك فصلنامه نيز جايي در اين رده بندي نمي يابد.

تحقيق وتجربه استادان وكارشناسان علوم ارتباطات ثابت كرده است كه طبقه بندي موضوعي بهترين شکل رده بندي شناخت مطبوعات تخصصي است.  بر همين اساس طبقه بندي موضوعي را ملاك شناخت مطبوعات تخصصي در نظر مي گيريم و مي كوشيم از آنچه عامتر و كاملتر از اين موضوعات است، سرفصل سازي كنيم. 

بدين ترتيب دانشجو در زمينه انتخاب رشته نسبت به تمايل و علاقه منديش تصميم مي گيرد و کار خود را آغاز مي کند.

 دانشجو با انتخاب رشته تخصصي دلخواه خود گام نخست را بر مي دراد و در اين مرحله موظف مي شود كه محتوا و شكل مجله را براي شماره اول برنامه ريزي كند. رشته انتخابي وبرنامه ريزي شماره اول دركلاس مورد بحث و بررسي قرارمي گيرد و راهنماييهاي لازم از نظر انتخاب موضوع تحقيقي، مقاله تخصصي و مصاحبه از نوع عمقي به دانشجو ارائه مي شود بيش از نيمي از جلسات نيمسال تحصيلي به بررسي گزارشها و مقاله ها و مصاحبه ها اختصاص مي يابد و پس از اتمام كار هاي تحريري و رفع اشكالها بحث بر روي شكل مجله و صفحه آرايي، انتخاب نام مجله و قطع و اندازه آن آغاز مي شود كه جملگي با توجه به رشته تخصصي دورة  انتشار و شناخت مخاطب شكل   مي گيرند.

 

خبر وتهيه خبر

رالف نگردين

ترجمه فرانك پيروزفر

 هر روزنامه اي كه به دست ما مي رسد، حاصل يك سري انتخابهاست اين انتخابها به مواردي چون: «چه موضوعاتي چاپ خواهد شد؟ اين موضوعات در چه وضعي و موقعيتي چاپ خواهد شد؟ چه فاصله اي حجمي (صفحه- ستون) را هركدام به خود اختصاص داد؟ به هريك چقدر اهميت داده خواهد شد؟» ربط دارند. در اين محّدوده هيچ گونه معيار عيني وجود ندارد هرآنچه كه هست، قراردادي است.

 

مقدمه

مطالعه اخبار، توجه را به يكي از مهمترين مسائل موجود درحيطه مطالعات رسانه اي معطوف مي دارد، و سؤالات زير را مطرح مي كند: مطالب و اخبار چگونه تهيه مي شوند وكدام عوامل در تهيه آنها دخالت دارند؟ آيا محتواي اخبار، خواسته هاي صاحبان رسانه ها را برآورده مي كند، يا اخبار انعكاسي از «واقعيها» هستند؟ آيا خبرنگار تنها «ابزار كار» صاحبان رسانه ها هستند يا اينكه در هنگام انتخاب مطالب و تعبير و تفسير وقايع خبري، استقلال وآزادي دارند؟

يك تجربه و تحليل دقيق بايد شرايط اجتماعي را كه درآن اخبار تهيه مي شوند، مورد توجه قرار دهد. اخبار درسازمانهاي عظيمي تهيه مي شوند كه داراي سلسله مراتب شغلي هستند و از نظر تكنيكي، پيچيده و بسيار پيشرفته و در ضمن سودآورند (به جزبي.بي.سي) خبرنگاران، بخشي از چنين سازمانهايي هستند وكار آنها انعكاسي خواهد بود از نيازهاي «شغلي»شان، به همراه نيازهاي خاص سازمانهايشان و يا بهتر بگوييم درجهت حمايت و پشتيباني از اين نيازها. درحقيقت، نيازهاي سياسي و اقتصادي رسانه ها – كه عبارتند از نياز به ادامه زندگي، رساندن سود به حّداكثر، افزايش فروش، افزايش درآمدهاي حاصله از تبليغات و حفظ يك خطّ سياسي - زمينه حياتي و بسيار مهمي در مطالعه تهيه و توليد تمامي اخبار رسانه اي است.

سازمانهاي خبري نظير ديگر سازمانها، تسهيلات و تواناييهاي مالي محّدودي دارند و اين مسأله، تأثيرات گسترده اي بركارايي وقابليت آنها در ارائه كار بهتر مي گذارد اين امر نه تنها تعداد خبرنگاران يك سازمان خبري را تعيين مي كند بلكه تعيين كنندة نوع خبر نيز هست. گذشته از تمام اينها مسائل مورد علاقه و توجه بينندگان و شنودگان تلويزيون و راديو با خوانندگان روزنامه ها در هنگام تهيه و تولد خبر مهمترين عنصر براي خبرنگار، سردبير، مدير چاپ، مدير تبليغات، و صاحب رسانه به حساب مي آيد زيرا در صورتي كه روزنامه ها به فروش نروند و شبكه هاي تلويزيوني هم بيننده نداشته باشند، قادر به ادامه حيات نخواهند بود.

با توجه به تمامي مسائلي كه گفته شد، مشكل مي توان به اين سؤالها كه «خبر چيست؟ چه كسي اخبار را كنترل مي كند، يا اينكه چه كسي اخبار را مي سازد؟» به شكل ساده پاسخ داد. به قول «هربرت گاتر»، اخبار اطلاعاتي هستند كه:

ازطريق خبرنگاران - كساني كه هم كارمند سازمانهاي بوركراتيك تجاري هستند و هم اعضاي يك حرفه - آنها را از منابع مي گيرند و به شنودگان، بينندگان و خوانندگان مي رسانند. خبرنگار اين اطلاعات را مناسب با [سلايق وعلايق] خوانندگان خلاصه و تصفيه مي كنند و يا تغيير مي دهند.

 گولدينگ و ميدلتون نيز مطالعات پيچيده اي را در زمينه اخبار انجام داده اند، هم از ديدگاه «بيوگرافي»- كه درآن فرد عنصر مهمي در تعيين نوع خبراست- و هم از ديدگاه «سازماني»-كه معتقد است خبرنگاران در هنگام تعيين ماهيت خبر، با دخالتهاي صاحبان رسانه ها و سازمانها مواجهند. اين مطالعات، در نهايت منجر به شكل گيري ديدگاه «ايد ئولوژيكي » شده است. اين ديدگاه، با عناصري از دو ديدگاه قبلي تركيب مي شود، اما ازآنها فراتر مي رود، زيرا اين دو ديدگاه را تنها در ارتباط با ماشين پيچيده اي مشاهده مي كنند كه ارزشهاي حاكم برجامعه انگلستان را شكل داده و به رسانه هاي خبري اجازه پخش مي دهد.

گولدينگ و ميدلتون درتحقيقات خود به دو عامل «ارزشهاي حاكم در جامعه» و «محتواي گستردة  اجتماعي تهيه خبر» توجه كرده اند و در نتيجه به راههايي تأكيد مي ورزند كه درآنها، بررسيهاي ايدئولوژيكي، ديدگاههاي مورد قبول، و فرضيات پيرامون سرشت جامعه انگلستان در روند تهيه خبر تأثيرگذار بوده و دخالت دارند.

نكته اي كه دراين رابطه وجود دارد، اين است كه خبرنگاران براي قابل درك كردن يك حادثه براي خوانندگان خود، بايد يك دسته فرضيات خاصي پيرامون جامعه خود و چگونگي حركت آن داشته باشند. براي مثال در يك سطح بسيار كلي اگر امر ارتباط ميان انسانها را در نظر بگيريم، نياز به يك زبان مشترك را براي اين ارتباط احساس مي كنيم حال اگر همين امر را بخواهيم در سطحي پيچيده تر وخاصتر، يعني امر ارتباط جمعي، مورد توجه قراردهيم درمي يابيم كه صاحبان مشاغل رسانه اي، فرض را بر اين مي گيرند و يا نياز به يك چنين تصوري را احساس مي كنند كه جامعه، در مجموع، تاحّدودي بر پايه يك طبقه بندي واحّد پيرامون واقعيت اجتماعي استوار است زيرا در غير اين صورت، ما قادر نيستيم به يك دنياي منسجم معنا و مفهوم ببخشيم. بنابراين، از ديد دست اندركاران رسانه ها، جامعه بشري از يك «اتفاق نظر» برخوردار است و به عبارت ديگر براسا س يك «ايده كلي وهماهنگ» به حركت خود ادامه مي دهد. و اين نظريه است كه آنچه را كه خبرنگاران مي نويسند و معاني اجتماعي را كه آنها به حوادث مي دهند، قوام بخشد. بنابراين، جاي تعجب نيست اگر استوارت هال، ارزشهاي خبري را بر پايه دانستنيهاي استنباط شده پيرامون بينندگان، مفروضات استنباط شده پيرامون جامعه و يك ايدئولوژي و قوانين حرفه اي قرارمي دهند.

 

 

 

چه چيزي خبر محسوب مي شود؟

درهردقيقه از روز، اتفاقات بيشماري درجها ن روي مي دهد.رسانه هاي خبري از ميان اين حوادث، تعدادي را انتخاب كرده و به عنوان خبر ارائه مي دهند.و بدون وجود يك روش متداول و روال جاري در برخورد با اين حوادث و اطلاعات بيكرا ن، هيچ سازمان خبري نمي تواند درست عمل كند. تقاضا و درخواست براي چاپ بولتنهاي خبري راديو وتلويزيوني چنان زياد و بي حّد است كه لزوم ايجاد يك روش متداول براي ادارة جريان ممتد اطلاعات، احساس مي شود. اما اگر نياز براي شكل گرفتن يك روال منظم توليد، به لزوم ايجاد روشهاي متداول و جاري منتهي مي گردد، عوامل انتخاب اخبار، كدامند؟ چرا بعضي حوادث «مهمتر»، «با ارزشتر» و يا «پرمحتواتر» از بقيه هستند. و بالاخره به چه چيزي خبر اطلاق مي شود؟ والتر ليپمن مي گويد: «اخبار، انعكاس موقعيتهاي اجتماعي نيستند، بلكه گزارش جنبه هاي مطرح شده درجامعه اند. اخبار، به مسائلي مي پردازند كه فوري و تازه، و الزاماً پيچيده و مبهم باشند» و در ضمن وي معتقد است كه «خبر» و «حقيقت» يكي نيستند. وظيفه خبر اين است كه حادثه اي كه مطرح كرده و سرزبانها بيندازد. حال آنكه وظيفه «حقيقت» اين است كه واقعيات پنهان و نامعلوم را روشن كرده آنها را به هم ربط داده و تصويري از «واقعيت» به دست دهد كه بشر بر آن عمل كند، «گالتونگ» و«روژ» درتلاش براي تعيين اينكه رسانه هاي خبري احتمالاً چه حوادثي را انتخاب مي كنند و چه حوادثي را بيشتر مورد توجهند، پوشش خبري روزنامه هاي نروژي را پيرامون سه بحران خارجي تجزيه و تحليل كردند. آنها پس از بررسي، به اين نتيجه رسيدند كه هشت عامل عمده و چهار عامل فرهنگي، در انتخاب مطالب خبري روزنامه ها تصميم گيرنده اند. اين عوامل عباتند از:

1-تكرار وكثرت وقوع: هرچه ميزان تكرار يك رويداد با فراگير بودن يك رسانه خبري هماهنگي بيشتري داشته باشد، احتمال بيشتري مي رود كه رسانه خبري مزبور، آن رويداد را به عنوان خبر ثبت كند؛

2- ميدان ووسعت خبر: قبل از آنكه حادثه اي اهميت پيدا كند، بايد به يك سطح معيني از شدت وحّدت خود برسد؛

3- ابهام: هرقدر يك حادثه كمتر مبهم باشد، احتمالاً توجه بيشتري به آن مي شود؛

4-معني دراي ورسانندگي: حوادثي كه ازنظر فرهنگي مناسب و مربوط تشخيص داده مي شوند، خبر سازتر هستند؛

5- هماهنگي وهمصدايي: حوادثي كه بيشتر انتظار وقوع آنها مي رود و بيشتر مورد توجهند، احتمال «خبر شدن» آنها بيشتر است؛

6- يك حادثه نبايد فقط «داراي محتوي» و «هماهنگ» باشد، بلكه بايد «غير منتظره» هم باشد؛

7- همين كه رويدادي به عنوان خبرتعيين شد، همچنان يك خبر باقي خواهد ماند، حتي اگر وسعت دامنه خبرآن كاهش يابد؛

8- تنظيم خبر: براي ايجاد نوعي توازن در اجزاي واقعه خبري، بايد مطالب راتنظيم كرد.

علاوه بر اين هشت عامل، چهار عامل فرهنگي ديگر نيز اهميت دارند: هر قدر يك حادثه به «ملتهاي برگزيده» و«نخبگان» ربط بيشتري داشته و «شخصي تر» و«منفي تر» باشد احتمال خبرشدن آن بيشتر خواهد بود. علي رغم انتقادهايي كه به اين تحليل شده، به ويژه با آنكه اين تحقيق روي بحرانهاي خارجي صورت گرفته است، اما در مطالعات جدّيدتر توجه بيشتري به دوازده انتخاب گالتونگ و روژ مي شود. براي مثال، در مورد تلويزيون، در تحقيقات به عمل آمده عناصر «جذابيت»، «سرگرمي» و «نمايش» را به دوازده مورد قبل اضافه مي كنند.

جاي تعجب ندارد اگر بررسيهاي بصري (تحقيقاتي كه درمورد تلويزيون صورت مي گيرد)، با قياسهايي كه خبرنگاران روزنامه ها انتخاب كرده اند، يكي نيست. آلاستر هترينگتون، سردبير سابق روزنامه گاردين، در ليست شاخصهاي خود، حوادث اجتماعي، سياسي، اقتصادي وحوادث «مهم » بشري را در رأس قرارداده و سپس به موارد زيرپرداخته است:

·         نمايش – هيجان، حركت و... دريك حادثه

·         شگفتي – غير منتظره بودن وتازگي يك حادثه

·         شخصيتها – شخصيتهاي سياسي، سلطنتي و سينمايي

·         سكس- حوادث جنايي و رسواييها

·         تعداد

درتحقيقي كه هترينگتون انجام داده، درك وي از واژه «اهميت» بسيار جالب است، چرا كه بر اساس اين واژه، اخباري ارزش پيدا مي كنند كه در داخل زندگي سياسي انگليسيها قرار بگيرند. در ابتدا وي به اخباري «اهميت» مي دهد كه برصلح جهاني، خوشبختي و راحتي مردم انگلستان و مردم جهان تأثير بگذارد. دوم آنكه، وي عقيده دارد «مهمترين تصور» يك خبرنگار اين است كه ما در يك اجتماع ليبرال و دموكرات زندگي مي كنيم و مايليم ادامه و هماهنگي درآن را تا آنجا كه ممكن است، حفظ نماييم. بنابراين،حوادث تهديد كننده، مهم هستند: آنها همان «اخبار مهم، ولي نامطلوب»اند.

 

تشکيلات سازماني وعملكردهاي معمول

هنگام تجزيه و تحليل اخبار، مشكل مي توان به اين عقيده پاينبد بود كه اخبار چيزي جز يك «عكس العمل اتفاقي دربرابر حوادث اتفاقي» نيستند. بعضي حوادث نظير يك زمين لرزة مهيب وتروريك شخصيت معروف جهاني، بي شك اتفاقي و غيرقابل پيش بيني هستند و چنان اهميتي دارند كه پوشش خبري جهاني را اقتضا مي كنند اما چنين حوادثي، هميشگي و متداول نيستند، و همين غير متعارف بودن آنها، موجب «خبرشدن»آن ها مي گردد. در حقيقت در ميان رسانه ها خبري بيشتر رايج است كه اخبار را ازميان اتفاقات متداول روزمره انتخاب كنند. اما همانطور كه تحقيق در اين زمينه نشان مي دهد، اين به معناي آن نيست كه تمامي اتفاقها شانس «خبرشدن» دارند. بعضي از اين حوادث، توجه رسانه هاي خبري را بيش از ديگران به خود جلب مي كنند. بنابراين، اين امر نشان مي دهد كه كيفيت حادثه، به خودي خود عاملي نيست كه حادثه را در ميان اخبار بگنجاند، بلكه بايد تشخيص داده شود كه اين حادثه ارزش خبري دارد يا نه. و اين حادثه درصورتي به خبرتبديل خواهد شد كه در معيارهاي خاصي كه تعيين كننده ارزش خبري آن حادثه است بگنجد. ضعف ديگر اين روش تحقيقاتي-«خبرعكس العملي اتفاقي دربرابر حادثه اي اتفاقي است»- اين است كه اين روش، جايگاه تشكيلاتي و سازماني تهيه خبر را ناديده مي گيرد. از آنجا كه يك روزنامه هر بيست و چهارساعت يكبار منتشر مي شود و بولتنهاي خبري راديو و تلويزيوني هم درزمانهاي منظمي پخش مي گردد، در نتيجه، تهيه خبر يك امر پيوسته و دايمي است و بايد خبرها سازماندهي، منظم و پشت هم رديف شوند. در نتيجه، سازمان خبري بايد روشي انتخاب كند كه براساس آن بتواند از ميان مطالب بسيار زياد تنها، آن مقدار معين ومناسبي ازرويدادها را برگزيند كه مناسب با فضا و زمان ثابت در نظر گرفته شده در روزنامه يا تلويزيون باشد. اهميت بررسيهايي را که در مورد سازماندهي و تشكيلات سازماني صورت گرفته، مي توان درچهارجنبه اي كه گزارشگر بهره برداري كرده و اخبار را كنترل نمايد. درضمن، نداشتن آشنايي كامل با يك موضوع نيز مي تواند به ارائه گزارشي نادرست منجرشود. بدين شكل كه: «ممكن است گزارشگران، واقعه را از يك جنبه آن مطرح كنند، بدون آنكه بدانند جنبه هاي ديگري هم وجود دارد».

 

مسأله جهت گيري دراخبارتلويزيوني

اگرچه اغلب بر اين عقيده اندكه اخبار، به شكل اجتناب ناپذيري تحت تأثير برنامه هاي روزمرة سازماني، قيد و بندهاي موجود در تهيه يك برنامه و نيز ارزشهاي روزنامه نگاري هستند، و در نتيجه دراين اخبارجهت گيريها و طرفداريهاي وجود خواهد داشت، اما هنوز مسائلي پيرامون شناسايي علل اين جهت گيريها مطرح مي شوند كه جاي بحث وگفت و گو دارند. بعضي از جهت گيريها غير قابل اجتنابند: روزنامه نگاران مانند هرفرد ديگري براي خود عقايد و افكاري دارند و در نتيجه، نمي توانند حوادث را در يك شكل كاملاً عاري از هرگونه جهت گيري مطرح كنند. اما يك چنين نفوذها و جهت گيريهايي، پيش ازآنكه طرفداريهاي عمدي و حساب شده به شمارآيند. پيامدهاي غيرعمدي و اجتناب ناپذيري هستند كه خود سازمان خبري ايجاد مي كند. لانگ ها اولين كساني هستند كه در مطالعاتشان با عنوان چشم انداز بي نظيرتلويزيون به چنين جهت گيريها و طرفداريهايي توجه كردند. آنها فرايندي را تعريف مي كنند كه درآن، تلويزيون جشنهاي روزمك آرتور را به تصوير در مي آورد و در اين روند، «واقعيتي» را كه بايد منعكس مي كرده، تحريف و به شكل ديگري تفسير نموده است: تصاوير تلويزيوني روي بخش كوچكي از همه ماجرا متمركز شده است، مفسر تلويزيوني حادثه را بيش از اندازه مهم جلوه مي دهد، صداي فيلم با غريو شادي بسيار همراه است و تمام ماجرا در اطراف شخصيت ژنرال مك آرتور دور مي زند. آنهايي كه اين ماجرا را بار اول ديده بودند، برداشتهايي كاملاً متفاوت با «آنچه كه واقعاً روي داده بود» داشتند.

اختلاف نظر ميان افرادي كه در محل شركت داشتند و برداشتهاي كساني كه ماجرا را در تلويزيون ديده بودند، باعث شد لانگ ها ديدگاههاي خود را پيرامون اصل و پايه اين گونه جهت گيريها مطرح كرده وگسترش دهند. چنين جهت گيريهايي عمدي نيستند، اما حاصل و نتيجه نيازهاي تلويزيون است، به عنوان يك دستگاه سمعي و بصري كه كارش ايجاد سرگرمي و تماشا در ميان مردم است.

يكي از ضعفهاي عمده و آشكار اين مطالعه، اين است كه لانگه ها فرض را بر اين قرار مي دهند كه درحّدود «آنچه كه حقيقتاً روي داده است» مي توان اتفاق نظر داشت حال آنكه در واقع اين احتمال بيشتر وجود دارد كه برداشت هر فرد و تفسير وي از يك حادثه، با ديگري متفاوت باشد، اين برداشت مي تواند براساس عوامل فيزيكي، اجتماعي و فرهنگي تغييركند. تا وقتي كه افراد در تعبير وتفسير ها و برداشتهايشان از هرحادثه يا گزارش، ديدگاه متفاوتي دارند، تشخيص صحّت و تصديق ادعاي جهت گيري دريك برنامه، كار دشواري مي نمايد. ضعف و ناتواني در نشان دادن حوادث به طورتمام وكمال، خود مشكل ديگري را به وجود مي آورد. رسانه ها براي ايجاد ارتباط، به صدا و تصوير متكي اند. گزارش يك روزنامه، عمدتاً بر پايه كلمات استوار است، در حالي كه اخبار تلويزيون تركيبي از تصوير و متن «گويا» هستند.

با اين همه، هم تصوير و هم صدا، تا حّدودي دچار انحراف ايدئولوژيكي هستند. بدين معني كه در هنگام تهيه و پخش اخبارتلويزيوني، اقداماتي در طول برنامه نظير انتخاب زاويه دوربين، انتخاب كلمات، انتخاب تصاوير و.. صورت مي گيرد كه الزاماً «واقعيتي» را كه قرار است ازآن خبري تهيه شود، تحت الشعاع قرارداده و به انحراف مي كشاند. اين انتقاد به كار تلويزيون، باعث شده است كه محققان در مورد توانايي تلويزيون در عملي كردن خواسته هاي دايمي خود و به تصويردرآوردن «واقعيت» و ارائه «بيطرفي واقعي» تريد نشان دهند. درضمن، اين مسأله باعث شده است كه نگراني دربارة «جهت گيري» در اخبارتلويزيون، دوباره احيا شود. گومك، انستيتوي مطالعات رسانه اي دانشگاه گلاسكو، در تحقيقاتي پيرامون سخنراني ها رولدويلسون، به جنبه هايي از اين مشكل اشاره كرده است.

درسوم ژانويه 1975 هارولدويلسون نخست وزير وقت [انگليس] دركلوپ حزب كارگر سخنراني کرد. اين سخنراني پوشش خبري گسترده اي داشت. ويلسون در سخنراني خود يك سري موضوعاتي را مطرح كرد كه به وضعيت صنايع موتوري و نقش دولت در تأمين هزينه صنايعي كه دچار زيان مي شوند، ازآن جمله بود.

براساس نظريه گومك، اخبارتلويزيون فقط روي بخشي ازاين سخنراني متمركز شده بود كه ويلسون درآن به «پرهيز از قطع توليد» در صنعت ماشين اشاره كرده بود. به نظر مركز تحقيقات گومك، در اخبارتلويزيوني چنان اين اشاره ويلسون تعبير و تفسيرشده بود كه گويي مشكل اساسي صنعت اتوميبل فقط و فقط اعتصاب است. انتقادي كه در اين رابطه به برنامه تلويزيون مي شود، اين است كه اگرچه در اين سخنراني از اتحاديه ها و مديريت، هر دو انتقادشده، اما در اخبار تلويزيون تنها مساله اتحاديه ها مطرح گرديده است. «اين سخنراني.. طوري در برنامه تلويزيون مطرح مي شود كه گويي تنها كارگران طرف صحبت هستند. و اشاره ويلسون به مشكلات سرمايه هاي خصوصي، از برنامه حذف مي شود». مركز گومك با تحقيق پيرامون سخنراني ويلسون و چگونگي ارائه آن درتلويزيون، به اين نتيجه مي رسد كه توليدات رسانه هاي جمعي، به گونه اي تنظيم شده و شكل گرفته اندكه تصويرشان از جهان اطراف بر بقاي روابط حاكم درجامعه تأكيد دارد. يعني رسانه هابه رشد وتوسعه روابط حاكم كمك مي كنند و در نتيجه، «جهت گيري» دراخبار تلويزيون اجتناب ناپذير خواهد بود. اما مسأله مهم در اينجا، اختلاف نظرپيرامون محتواي سخنراني ويلسون است. اين اختلاف نظر، به خودي خود، تصميم گيري در مورد «جهت گيري» اخبار تلويزيون را مشكل مي كند.

سؤالاتي كه در اين زمينه مطرح مي شوند، عبارتند از: ويلسون درسخنراني خود، «حقيقتاً» چه گفته و منظورش «دقيقاً»چه بوده است؟ در اين سخنراني، ويلسون، مسأله «مديريت» را عنوان مي كند، اما آيا اين اظهارات، چيزي بيش از يك اشارة كوتاه بوده است؟ با ارائه سخنراني چه تفسيرهايي مي تواند درمورد آن صورت گيرد؟

مطالعه دقيق سخنراني (كه هاريسون آن را انجام داده است)، شك و ترديدهاي زيادي را در مورد تعبيرات گومك تجزيه و تحليل اين مركز ايجاد مي كند، اين نمونه خود مبيّن اين نكته است كه قضاوت در مورد «جهت گيري» دربرنامه هاي اخبار تلويزيوني چقدر پيچيده و مشكل است و ديگر اينكه، سخنراني ويلسون و بررسي آن، بيش از آنكه پاسخهايي ارائه دهد، سؤالاتي را مطرح مي كند. مخصوصاً براي تصميم گيري در مورد اينكه «حقيقتاً چه اتفاقي افتاده است»، به يك اظهارنظر بي عيب و نقص نياز است.

همين مشكلات را مي توان در بحث وجدلهاي اخيري كه پيرامون پوشش تلويزيوني اعتصاب كارگران معدن [درانگلستان] پيش آمده بود، مشاهده كرد. اگرچه اين مثالها، مشكلاتي را كه جزو جدايي ناپذير مطالعات اخير هستند، نشان مي دهند، اما در ضمن بر مشكلاتي واقعي در زمينه مفهوم تئوريكي «جهت گيري» تأكيد دارند: «جهت گيري» چيست؟ آيا مي توان به شكل قابل قبول و موردپسندي آن رامعني كرد؟ يك مطلب «بدون جهت» كدام است؟ چگونه «جهت گيري» با «واقعيت» و «بي طرفي واقعي » ارتباط پيدا مي كند؟ عجيب نيست اگر در اين زمينه عقايد گوناگون وبسيار متضادي وجود دارد.

براي هربرت گانز، «جهت گيري» در اخبار امري درست است، اما به شرطي كه به شكل منطقي مطرح شود. مي توان درمورد «بي طرفي» اخبار قضاوت كرد، اما به شرطي كه با معيارهاي «عاري از هرگونه طرفداري» سبك و سنگين شوند. چنين معيارهايي نيز مطلق نيستند. راه حل وي براي اين مشكل، استفاده از ديدگاههاي مختلف به عنوان ابزاركار است، به اين معني كه با استفاده از اين ديدگاههاي گوناگون، نظرهاي «جهت دار» يكديگر را نفي كرده و اين روش معياري براي سبك و سنگين كردن يك خبر مي شود.

               اما درمطالعاتي كه گلدينگ واليوت درباره اخبار راديو وتلويزيوني انجام داده اند، مي توان به روش بسيار متفاوتي درمورد «بي طرفي»، «واقعيت» و يا «جهت گيري» دست يافت. تعريف آنها از «بي طرفي »، تا حّدودي بانظريه پخش كنندگان برنامه هاي راديو وتلويزيون يكي است. براي بي.بي.سي، «بي طرفي واقعي» يعني: تلاش در پرهيز از جهت گيري در برابر هر گونه بحث و جدول درنتيجه، ايجاد توازن در ميان مسائل مورد بحث وجدل. حصول به اين مرحله، از راههاي مختلفي امكان پذيراست. براي مثال،خبرنگاران حرفه اي مي توانند «حقايق» را جستجو كنند، صحت آنها را تأييد نمايند و در هر مورد خبري، «تمامي جوانب واقعه» را ارائه دهند. چنين مكانيزمي معمول است و خبرنگاران را قادرمي سازد كه ادعا كنند گزارشهايشان درست، و عاري از هرگونه «جهت گيري» است، اما براي بعضي محققان، «بي طرفي» در اخبار، تنها يك خيال واهي است. آنها معتقدندكه «اخبار اين امكان را به ما نمي دهند كه درك كاملي از اهميت حوادث در جامعه خود داشته باشيم، بلكه اين حوادث را براي ما مبهمتر وپيچيده ترمي كنند».

 

كنترل اخباروخبرنگاران متخصص:خبرنگاران متنفّذ سياسي

پوشش خبري درگيري درآتلانتيك جنوبي به خاطر جزاير فالك لند، اقداماتي را كه براي كنترل اخبارصورت مي گرفت، روشن مي سازد. اين كنترل، از اين قرار بود كه دولت اخباري را (كه بعضي اوقات نادرست هم بودند) عمداً در اختيار خبرنگاران قرارمي داد تا با انتشارآنها، دشمن (يا خوانندگان) را گيج كرده وگول بزند. اين اقدامات تازگي ندارند، اما نشان مي دهند كه چگونه صاحبان قدرت با ارائه اخبار خاص وبرگزيده به خبرنگاران كه به هر دليلي غالباً  از اين اخبار استفاده مي كنند، ديگران را زير نفوذ قرار داده و اداره مي كنند. شكل ديگركنترل اخبار، انتشار هماهنگ شده اخبار در زمانهاي خاص است. براي مثال، چاپ اخبار «بد» در روزهاي جمعه، و يا چاپ اخبار به شكلي كه اخبار «خوب»، اخبار «بد» را تحت الشعاع قراردهند. درسالهاي اخير، دولت محافظه كار انگلستان علاقه خاصي به كنترل اخبار ازخود نشان داده است. اكنون ديگر، انتشار اخبار دقيقاً ازسوي دفترمطبوعاتي نخست وزيركنترل مي شود و هدف از اين كنترل، نه تنها هماهنگ كردن اخباراست (كه تمام وزيران نكات مشابهي را در سخنرانيهاي خود مطرح كنند)، بلكه روشي است كه راه يافتن «اخبارخوب» را به رسانه ها تضمين مي كند.

موفقيت تكنيكهاي كنترل اخبار، آشكارا بستگي به ميزان توجه وعلاقه خبرنگار در انتشار اطلاعاتي دارد كه در اختيارش قرارگرفته است. درضمن، اين امر به حّد وحّدود وكمّ وكيف رابطه ميان منبعِ خبر و خبرنگار مربوط مي شود. اگر تلاشهاي صورت گرفته براي كنترل اخبارآشكار و صريح باشند، احتمال موفقيت آنها خيلي كم است. بخشي ازحرفة روزنامه نگاري كه جايگاه ايده آلي براي كنترل اخبار محسوب مي شود، حوزة خبرنگاران متنفّذ سياسي (خبرنگاران لابي)

(The Lobby correspondents) است.

سيستم لابي، به دليل آنكه تكنيكهاي معمول و متداول جمع آوري اخباررا با اقدامات و روابط پنهاني درهم مي آميزد، بسيار مورد توجه افراد خارج از اين حيطه قرارمي گيرد. با اين همه، به دليل آنكه خبرنگاران لابي در مركز جمع آوري اخبارسياسي و تهية آنها هستند، هميشه اين سيستم و درست كردن آن از نظر اخلاقي، نه تنهادرامرروزنامه نگاري، بلكه درخود سياست دولتي هم، مورد سؤال قرار مي گيرد. سؤالاتي در اين زمينه مطرح مي شود مبني براينكه، آيا خبرنگاران لابي(خبرنگاراني كه زيرنفوذقدرتمندان سياسي هستند) به دولت بيش از اندازه نزديكند؟آيا خبرنگاران متنفّذ سياسي خيلي راحت دركنترل منابع دولت هستند؟ آيا آنها به آلات وابزاري درتصميم گيريهاي سياسي بدل شده اند؟ اگرچه نگراني درمورد نقش درست خبرنگاران متنفّذ سياسي، مساله جدّيدي نيست، اما هنگامي كه دو روزنامة ملي گاردين واينديپندنت، خود را از سيستم جمع آوري اطلاعات كه مدتها مورد انتقاد بود،كناركشيدند، اين سيستم توجه بيشتري را به خود معطوف داشت.جدايي اين دو روزنامه از اين سيستم صدساله، بحثي را در ميان خبرنگاران متنفّذ سياسي (لابي) در مورد آيندة خود و نيز آيندة سيستم به وجود آورد.

سيستم لابي، يك واژة كوتاه است كه براي تعريف سيستم خبرنگاري سياسي در انگلستان به كار برده مي شود. خبرنگاران لابي كه بعضي اوقات خبرنگاران سياسي ناميده مي شوند، از امتياز دسترسي به مجلس عوام برخوردارند. دسترسي اين خبرنگاران به مجلس –امتيازي كه درسال1889 به آنها داده شد- و ديگرحوزه هاي مجلس عوام، درحقيقت به اين معني است كه آنها با وزيران، نمايندگان مجلس و مقامات دولتي، در يك زمينه مشترك سهيمند. اين دسترسي به اطلاعات و اخباري كه غالباً از سوي نمايندگان و قانونگذاران منتخب مردم به آنها داده مي شود،آنها را صاحب موقعيتي بي همتامي كند، موقعيتي كه به آنها اجازه مي دهد به قلب سيستم سياسي كشوردست يافته و ازآن گزارش تهيه كنند.

خبرنگاران متنفّذ سياسي (لابي) از امتياز مهم ديگري هم برخوردارند كه به آنها امكان مي دهد تا وظايفشان را راحت ترانجام دهند.آنها قبل از انتشار رسمي وعلني شدن هرسند، به آن دسترسي دارند و اين حق را دارندكه در جلسات اعضاي مجلس كه درخيابان داونينگ (Downing Street ) و در مجلس عوام برگزارمي شود، حضورداشته باشند. ازطريق همين راههاي گوناگون است كه آنها قادرند اطلاعاتي راجمع آوري كرده و فراز و نشيبهاي سيستم سياسي و مجلس راگزارش دهند.

بنابراين، خبرنگاران متنفّذ سياسي(لابي)، مكانيزمهاي مهمي هستند كه ازطريق آنها، مقدارقابل ملاحظه اي از اخبار و اطلاعات سياسي از دولت (وجناحهاي مخالف)گرفته شده و به گوش مردم مي رسد. درحقيقت، مطالب و مقالات آنها غالباً درصفحه اول روزنامه هاي ملي چاپ مي شود و در اخبار راديو وتلويزيون به آنها اهميت زيادي مي دهند. اگرچه گزارشگران ديگر هم ممكن است به سياستمداران و مجلس عوام دسترسي داشته باشند. اما تنها خبرنگاران متنفّذ سياسي(لابي) هستند كه درخود سيستم جاي دارند. و جزوآن هستند.

متاسفانه، اين امتيازها بخشي از يك دادوستد سازشكارانه است: چرا كه دسترسي آنها به قلب سيستم سياسي، زماني امكان پذيراست كه گزارشهاي آنها به هيچ منبع اطلاعاتي خاصي استناد داده نشود.كارآنها براساس «شرايط لابي»صورت مي گيرد. بدين مضمون كه آنها نبايد هرگز در مورد مرجع و منبع اطلاعاتي خود كلمه اي ابراز نمايند. حتي درگزارشهاي مجملي كه براي اعضاي لابي ترتيب داده مي شود، اين مساله صدق مي كند. جلوگيري از «مشخص كردن منبع»، يكي از ابزار قدرتي است كه سيستم لابي دراختيار دارد.عقيده براين است كه ذكرنام منابع خبرباعث امتناع آنها از افشاي اطلاعات بعدي خواهد شد. بنابراين، با مخفي نگاه داشتن نام منبع، خبرنگار بهترمي تواند اطلاعات را از زبان اعضاي مجلس جمع آوري كند.

يكي از نتايج سريعي كه از قانون «عدم استناد»گرفته مي شود، اين است كه خبرنگاران متنفّذ سياسي(لابي) از عباراتي كلي كه منابع خبريشان را مشخص نكند، استفاده مي كنند، عباراتي چون «وزيران... هستند»، «منابع نزديك به نخست وزير...»، «نمايندگان مجلس عوام..»، يك منبع موثق....، منابع آگاه و...كه عمداً منبع خبري را پنهان نگاه مي دارد. اما اين سبك كار، باعث مي شود كه خبرنگاران متنفد سياسي(لابي) وكارشان، مورد انتقاد فراوان قرارگيرد. ازآنجا كه اين گزارشها معمولابه شكل مبهمي نوشته مي شود، ممكن است براي خوانندگان دريافت اين مساله كه چه كسي درست مي گويد، اشكال ايجاد كند. به ويژه آنكه غالباً سياستمداران مي توانند بسياري از اين گزارشها را تكذيب كنند. انتقاد ديگري كه به كار اين خبرنگاران وارد مي شود، اين است كه خبرنگاران ممكن است با استفاده ازاين عبارات مصطلح، اهيمت منبع خبر را افزايش دهند و شايعه اي را به عنوان حقيقت منتشر كنند. در تمام اين موارد، تا وقتي كه نامي از منبع برده نمي شود،كنترل صحت و سقم گزارش غيرممكن است.

در اين رابطه، انتقاد ديگري كه براين سيستم گرفته مي شود اين است كه سيستم ياد شده مبنع واقعي قدرت [انگلستان] را و سرشت واقعي جريان جمع آوري اخبار و اطلاعات در مجلس عوام را به گونه اي سواي آنچه هست، جلوه مي دهد. ابتدا آنكه خبرنگاران متنفّذ سياسي(لابي)، وسعت مينستر (Westminster ) (جايي كه مجلس انگلستان درآن واقع شده) را به عنوان مركز جهان سياست قانونگذراي به تصوير در مي آورند، ودراين روند، برابري سياسي وايت هال (Whitehal) نايده گرفته مي شود.

دوم آنكه، اين سيستم، تصويري از خبرنگاران منفردي به دست مي دهد كه وزيران و نمايندگان مجلس را مورد توجه قرار مي دهد و چنان دست به تحقيق وجست وجو مي زنند و مسائل را دنبال مي كنند كه تا قلب سياست دولت پيش مي روند. اما واقعيت اين است كه سيستم بسيار متفاوت ازآن شكلي است كه ارائه مي شود. خبرنگاران متنفّذ سياسي (لابي)،كلي گرا هستند و درتنيجه، هميشه نمي توانند درباره موضوعاتي كه در مورد آنها اطلاع اندكي دارند، اظهار نظركنند. علاوه بر اينها، درحال حاضر حّدود 100 تا 150 خبرنگار معتبرمتنفّذ سياسي(لابي) فعاليت مي كنند و اين تعداد زياد، مانعي برسر راه خبرنگاران انفرادي در جمع آوري اخبار و اطلاعات هستند. در واقع، با افزايش تعداد خبرنگاران متنفّذ سياسي، تمايل به جمع آوري اخبار و اطلاعات- به شكل جمعي – بيشتر مي شود. «هيمن فعاليتهاي جمعي محرمانه است كه متنفّذان مدرن، آن را به يك پيمان گرم و صميمانه (كارتل) بين دولت و مطبوعات مي نامند».

در اين پيمان، علاقه اي دوجانبه به يك دادوستد سازشكارانة سودآور وجود دارد: خبرنگار متنفّذ سياسي(لابي) به راحتي به اطلاعات و شايعات دست پيدا مي كند و در مقابل، نام منبع اطلاعاتي خود را پنهان نگاه داشته و آن را فاش نمي كند. به عقيده متنفّذان، اين سيستم به نوعي روزنامه نگاري كند، راحت، بي دردسر و از قبل«سيستم بندي شده»مي انجامد. در اين روش روزنامه نگاريِ، مجموعه اي ازگفتارهاي سياسي از پيش آماده شده، به عنوان حقيقت مطرح مي شوند. اما اين انتقاد، جنبة جدّي تري هم دارد، وآن قانون« عدم استناد» به نام و مشخصات منبع است. و اين سؤال را مطرح مي كند: آيا قانون «عدم استناد» باعث مي شود كه اين سيستم در معرض خطر دخل و تصرف وسوء استفاده كساني قرارگيرد كه مايلند و يا قادرند به اين كار مبادرت ورزند.

استفادة ازسيستم لابي (زيرنفوذ قراردادن خبرنگاران سياسي) براي دست يابي به مقاصد سياسي، نه تازگي دارد و نه امري غيرمعمول است. دولتمردان سابق نيز از تكنيكهاي مشابهي براي حمله به دشمنان خود- در داخل و خارج از احزابشان – سود مي جستند وسيستم لابي به آنها اجازه مي دادكه از سيستمي كه قانون «عدم استناد» را هم دربر مي گيرد و به عنوان يك سلاح سياسي هم به كارگرفته مي شود، خود دليلي است بر لزوم اصلاح اين سيستم.

كنار نهادن اين سنت ديرينه، با تصميم روزنامة ايندينپدنت آغاز شدكه تصميم گرفت در اين سيستم شركت نكند. اگر چه اين روزنامه سهم خبرنگاران سياسي خود را حفظ مي كرد اما در جلسات ارائه گزارشات مجلس شركت نمي جست. روزنامة گاردين هم همين كار را كرد، اما به شكلي كه تندروي كم تري داشت. اين روزنامه در جايي كه امكان داشت، نام منبع خبر را درج مي كرد.

ديگر«خيابان داونينگ» به عنوان منبع مطرح نمي شد. هدف غايي روزنامه گاردين اين بود كه از برنارد اينگهام منشي مطبوعاتي تاچر، به عنوان منبع اصلي خبرهاي سياسي درجلسات كوتاه لابي نام ببرد. اتخاذ اين تصميم از سوي دو روزنامه معتبر، باعث طرح بحث و جدلهايي در مورد آيندة خود لابي شد. با وجود اين، حركتي كه براي تغيير در قانون «عدم استناد» به وجود آمده بود. با شصت وهفت رأي مخالف در برابر پنجاه و هفت رأي موافق با شكست روبه رو شد.

چنين به نظر مي رسد كه هنوز بسياري ازخبرنگاران متنفّذ سياسي با اين سيستم هم صدا هستند. زيرا احساس مي كنند كه اين روش به آنها اجازه مي دهد تا به اخبار و اطلاعات بسيار حسّاسي دست يابند. يعني اين اطلاعات از طريق آنها از داخل دولت به جهان خارج راه پيدا كند. بسياري از روزنامه نگاران، شديداً احساس مي كنند كه امتياز دسترسي به فرد فرد نمايندگان مجلس وزيران، غالباً باعث دستيابي آنها به ديدگاههاي مهمي در مورد فعاليتها و اقدامات دولت و مجلس مي شود. اين خبرنگاران از اين مي ترسند كه با اصلاح اين سيستم، آنها درآينده، منبع اطلاعات را -كه مايل است ناشناس باقي بماند- و نيز اطلاعات را از دست بدهند.حركت براي تغيير قانون «عدم استناد» و «آشكارسازي» نه تنها به يك اصلاح قانوني نياز دارد، بلكه محتاج تغيير در فلسفة «حضوردولت درمقام يك قيّم» -كه همچون پيله اي ماشين دولتي انگلستان را در برگرفته –نيز هست؟

 

حاشيه

٭ مشخصاتِ كتاب شناختيِ اين نوشته،به قرارزيراست:

Negin, Ralph: Politics, And the Mass Media in Britain,London.Rutlgse,1989 ,pp.137-162


 

 

معيارهاي گزينش خبر: كدام خبر،چرا؟

 

نعيم بديعي

هرروز صدها وشايد هزاران رويداد گوناگون درگوشه وكناركشور و جهان اتفاق مي افتد. تهيه، انتخاب و ارائة خبر از اين وقايع كارعادي و روزمره روزنامه نگاران درسالنهاي تحريريه است. اين انتخابها  و تصميم گيريها بي اساس و تصادفي نيست. روزنامه نگاران معمولاًبراي خود، ضوابط و معيارهايي دارندكه با توجه به آن معيارها، وقايع «خبري» را از«غيرخبري» تميزمي دهند.

اين حقيقت دارد كه ضوابط و معيارهاي گزينش خبر، تحت تأثير عوامل گوناگوني شكل مي گيرد. از اين روآنچه به نام «خبر» ارائه مي شود، حاصل تصميم گيريهاي مختلف است. اين نيز حقيقت دارد كه وقايع دنياي خارج، واقعي، عيني و تغييرناپذيرند؛ بنابراين با توجه به اين اعمال نظرها، تصميم گيريها و انتخابها،«خبر»واقعيت (Reality) را به صورت واقعيت نسبي (Relative) نشان مي دهد.

بحث عمدة اين مقاله، بررسي ضوابط و معيارهاي گزينش خبرو بطوركلي عواملي است كه برفرايند خبر، از رويداد تا خواندن، تأثير مي گذارد. براي اين منظور، ابتدا به مفهوم«گزينشگري» (Gatekeeping) مي پردازيم و پس ازآن «ارزشهاي خبري» (News Values) را كه در ماهيت رويدادهاي واقعي وجود دارد، مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

 

گزينشنگري

به كساني كه درتحريريه رسانه هاي خبري درفرايند تهيه،گزينش و ارائه پيامهاي خبري فعاليت دارند، «گزينشگر» مي گويند. مفهوم گزينشگري كه دروازه باني، مرزباني، سوزنباني و خبرباني نيز ترجمه شده، نخستين بار توسط «كورت لوئين» (Kurt Lewin) يكي ازكارشناسان علوم اجتماعي آمريكا در زمان جنگ جهاني دوم مطرح شد1.

گرچه تحقيقات لوئين به حرفه روزنامه نگاري مربوط نيست و توجه او بيشتر به فرايند انتقال مواد غذايي ازتوليد به مصرف بوده است، با اين حال، وي در يكي از تحقيقاتش اشاره به اين موضوع داشته است كه برفرايند انتقال خبر از رويداد تا خواندن نيز، عوامل گوناگون نظارت دارند و اعمال نظرمي كنند.

وضعيت حاكم برفرايند خبر از رويداد تا خواندن نظير فرايند مواد غذايي از توليد تا مصرف است. بدين گونه كه در فرايند خبر نيز اعمال نظرهاي گوناگون توسط گزينشگران مختلف صورت مي گيرد و آنچه به نام «خبر» درروزنامه يا برنامة اخبار راديو و تلويزيون به مخاطبان ارائه مي شود، حاصل انتخابها، تصميم گيرها و اعمال نظرهاي افراد گوناگون است. تحقيقات در زمينه رفتار ارتباطي گزينشگران نيز نشان دهنده اين واقعيت است كه انتخاب خبر با توجه به ضوابط و معيارهايي صورت مي گيرد. اشخاصي آگاهانه سرنوشت يك رويداد را از جنبه گزارش و يا عدم گزارش آن، ميزان و نحوه ارائه آن در صفحه هاي روزنامه يا در برنامه هاي خبر راديو و تلويزيون تعيين مي كنند.

«ديويدوايت» (David.M White ) ازجمله اولين كساني بوده كه رفتار ارتباطي گزينشگران خبر را بررسي كرده است. انتشار مقاله او در «فصلنامة روزنامه نگاري» (Journalism Quarterly ) آمريكا، راه را براي تحقيقات بعدي در اين زمينه همواره ساخت2. درتحقيق «وايت»، خبرهايي كه در روزنامه مورد بررسي چاپ مي شد، مورد نظر نبود، بكله «وايت» ازگزينشگرخواست اخباري را كه مورد استفاده قرار نمي دهد يا به اصطلاح در«سطل زباله» مي ريزد، دوباره بررسي كرده، بگويد چرا اين خبرها را براي چاپ انتخاب نكرده است. استدلالهاي گزينشگر و بررسي رفتار ارتباطي او، «وايت» را به اين نتيجه رساند كه انتخاب خبر تماماً براساس تمايلات، نگرشها و ديدگاههاي شخصي گزينشگراست3.

شانزده سال بعد از انتشارمقاله «وايت»، «پال اسنايدر» (Paul B.Snider ) نيز به همان روزنامه و همان گزينشگر مراجعه كرد و به همان ترتيبي كه «وايت»

تحقيق خود را انجام داده بود كارتحقيق خود رابه انجام رسانيد4.

«اسنايدر» نيز همانند «وايت» به همان نتيجه رسيد كه با گذشت بيش ازشانزده سال، اين گزينشگر هنوز هم خبرها را با توجه به تمايلات و نگرشهاي شخصي خود انتخاب مي كند وتصورش اين است كه آنچه راكه انتخاب مي كند، همان است كه خوانندگان او مي خواهند. «اسنايدر» اضافه كردكه در اين شانزده سال،گرچه از جنبه هاي فني تغييرات زيادي در روزنامه مورد بررسي صورت پذيرفته، ولي هيچگونه تغيير محسوسي در رفتار ارتباطي گزينشگر پديد نيامده است 5.

تحقيقات بي شمار ديگري نيز رفتار ارتباطي گزينشگران را در سطوح مختلف بررسي كرده اند كه طرح آنها از حوصلة اين مقاله خارج است6. سؤالات اصلي همة اين تحقيقات معمولاً چنين بوده است:گزينشگران چه ضوابطي را در انتخاب اخبار به كار مي برند؟ معيارهاي گزينش خبرچيست؟ براي روشن شدن اين موضوع، ابتدا به يكي از الگوهاي ارتباطي- الگوي ارتباطي «وستلي و مك لين»Bruce H. Westley & Malcolm S. Maglean ) نگاه مي كنيم و پس از آن به شرح ارزشهاي خبري و يا ضوابط انتخاب خبرمي پردازيم 7.

 

الگوي ارتباطي «وستلي و مك لين»

همان طوركه يادآوري شد، درهرسازمان خبري، انتخاب و ارائه «خبرهاي خوب و مناسب» از وقايع حقيقي و عيني امري عادي و اجتناب ناپذير است. روزنامه نمي تواند خبرتمام رويدادهايي را كه توسط خبرگزاريها مخابره شده و يا خبرنگاران تهيه كرده اند چاپ و منتشركند. بنابراين، انتخاب خبر از تلكسهاي خبري و ارسال شده توسط خبرنگار جهت تهيه گزارش از يك رويداد واقعي در جهت تأمين «نيازخبري»خوانندگان، شنوندگان و بينندگان،كاري عادي و روزانه است.

فرض كنيد وقايع گوناگوني دريك روز معين در اطراف ما اتفاق افتاده باشد كه آنها رابا X،...X,X,X نشان مي دهيم. فرض كنيد گزينشگر روزنامه (C ) وقايع X1,X3,X5 را «خوب و مناسب» - در جهت تأمين نيازخبري خوانندگان خود (B ) با توجه به «ضوابط و معيارهاي»گوناگون – تشخيص مي دهد و انتخاب مي كند. وي در واقعة  X2  را به حق در جهت تأمين نياز خبري خواننده خود نمي بيند و انتخاب نمي كند، ولي در مقابل، واقعه X4 را حاوي ارزش مي داند، اما عوامل مختلف به او هشدار مي دهند كه «خبراين واقعه قابل چاپ نيست». در نتيجه او هم خبري در مورد اين واقعه ارائه نمي دهد. به همين ترتيب، انتخابها با توجه به معيارها وضوابط اصولي و غيراصولي ادامه مي يابند و در نتيجه محصولي به نام روزنامه با تيترهاي گوناگون و خبرهايي با ارزش گذاريهاي متفاوت در اختيار خواننده قرارمي گيرد.

 

 

 

 

شكل 1-موقعيت گزينشگردرفرايند انتخاب خبر

 

درانتهاي جرايان ارتباط، خواننده (B)كارگزينشگري را ادامه مي دهد. او نيز در ميان اخبار ارائه شده با توجه به نيازهاي خبري خود، عمل گزينش انجام مي دهد. بعضي  ازخبرها را تا انتها مي خواند، بعضي را نيز نمي خواند و به خواندن تيترخبر اكتفا مي كند. در مورد واقعه X4 كه روزنامه خبري درباره آن چاپ نكرده خواننده كه از طريق ارتباط ميان فردي(Interpersonal Communication) يا مشاهدات عيني خودش، چيزي به گوشش خورده است، انتظار دارد روزنامه مطلبي دراين مورد داشته باشد. احتمال دارد او براي تأمين نيازخبري خود، به راههاي گوناگون ديگر (ارتباط ميان فردي،گوش كردن به راديوهاي بيگانه) متوسل شود. اين ضرب المثل فارسي را در نظرداشته باشيم: «جوينده، يابنده است». همين خواننده در مورد واقعه X كه احتمالاً خود او نيز شاهد عيني آن بوده است، رغبتي براي كسب اطلاعات بيشتر از خود نشان نمي دهد، زيرا اين واقعه را درجهت تأمين نياز خبري خود نمي بيند.

اگرانتخابهايي كه گزينشگر انجام مي دهد، درجهت تأمين نيازهاي خبري خواننده باشد، خواننده مطالب روزنامه را مطابق نيازهاي خود مي بيند و از توسل به راههاي ارتباطي ديگر، جهت كسب خبر صرف نظرمي كند. به اين ترتبيب، روزنامه به عنوان يكي از مهمترين رسانه هاي خبري اعتبار به دست مي آورد و در نتيجه مردم از آن به عنوان يك منبع قابل اعتماد سخن خواهند گفت.

در راديو وتلويزيون نيز، وضعيتي مشابه حاكم است. دراين الگوFbc پس فرست (Feed back ) خواننده (مانند نامه ها وتلفن ها) به روزنامه است. سؤال اصلي دراين فرايند اين است كه ضوابط و معيارهاي گزينش خبرچيست؟

اين گزينشها برچه اساسي صورت مي گيرند؟ عواملي كه واقعيت را به صورت واقعيت نسبي ويا در برخي از موارد، خلاف واقعيت نشان مي دهند،كدامند؟

بررسيهاي موجود نشان مي دهد كه بخشي از اين ضوابط و معيارها در ماهيت خود رويدادها نهفته اندكه آنها را «ارزشهاي خبري» (News Values ) مي ناميم. بخش ديگر نيز «عوامل جانبي» هستند. ابتدا به ارزشهاي خبري كه در ماهيت رويدادها وجود دارند، نگاه مي كنيم، سپس به شناسايي اوليه عوامل جانبي كه برافرايند خبر اثر مي گذارند، مي پردازيم.

 

ارزشهاي خبري

دراوايل دهه، 1960، تحقيقات مشخصي در زمينه شناخت خبر در داشنگاه آيووا (University of Iowa) درآمريكا انجام شدكه با استفاده ازآن، رفتار ارتباطي گزينشگران خبر مورد بررسي قرارگرفت. در سال 1967، «وليتر وارد» (Ward J.  Walter)، يكي از دانشجويان دوره دكتراي روزنامه نگاري رساله خود را در زمينه ارزشهاي خبري به پايان رساند و راه را براي پژوهشهاي آينده در اين زمينه گشود. 8 دكتر در رساله خود يك الگوي سه بعدي براي بررسي ماهيت اخبار ارائه داد كه بعدها توسط دانشجويان فوق ليسانس و دكتري تعقيب شد. 9

دكتر «وارد» پس از بررسي تحقيقات موجود و مطالعه 35 كتاب رسمي روزنامه نگاري وگفت وگو با روزنامه نگاران حرفه اي، چارچوبي را ارائه داد كه درآن، خبر در سه بعد و نيز در سطوح گوناگون تعريف شده است. ابعاد «اگلوي خبري وارد» چنين است.

الف _ اهميت                                                  Significance

1. دربرگيري                                                  (1) Impact

2. بزرگي (فراواني تعداد ومقدار)                        (M) Magnitude

3. بدون دربرگيري يا فراواني                            (N) No Impact or Magnitude                                         

ب – برجستگي (معروفيت)                               Prominence                                                     

1. شهرت                          (p) Known Principal                                                       

2. بدون شهرت                                                (N) Unknown Principal                                                             

ج – معمول (متعارف)                                     Normality

1. عجيب و استثنايي                                         (O) Oddity                                               

2. برخورد (اختلاف، درگيري)                         (C) Conflict                                                                   

3.عادي، بدون برخورد، معمولي                           (N)                                                

 

 

تعريف عناصرالگوي وارد به شرح زيراست:

دربرگيري: رويداد وقتي داراي ارزش دربرگيري است كه بر روي تعداد زيادي از افراد جامعه در زمان حال يا آينده تاثير داشته باشد. دربرگيري يك رويداد ممكن است باعث نفع يا ضرر (مادي يا معنوي) افراد جامعه شود و تاثيري مستقيم يا غيرمستيم بر روي مردم بگذارد. مانند: «قند و شكر در سراسركشور جيره بندي شد.»

بزرگي (فراواني تعداد ومقدار) – اين ارزش خبري به آمار ارقام مربوط است. ارقام ممكن است تعداد نفرات يا ميزان خسارتهاي جاني ومالي باشد. هرچه تعداد و يا مقدار بزرگتر باشد. اهميت اين ارزش خبري بيشتر است. اگر در يك حادثه رانندگي 50 نفر كشته شوند، ارزش خبري آن قابل مقايسه با حادثه اي كه دو نفرگشته داشته باشد، نيست. بايد توجه داشت كه اهميت ارقام، نسبي است و بستگي به موضوع رويداد دارد.

شهرت -  اشخاص حقيقي يا حقوقي كه به خاطر فعاليتهايشان درجامعه شناخته شده باشند داراي اين ارزش خبري مي باشند. شهرت ممكن است بار معنايي منفي يا مثبت داشته باشد. افراد يا نهادهاي جامعه از شهرت يكسان برخودار نيستند. و به همين دليل ارزش خبري يكسان ندارند. شخصيتهاي مذهبي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي يا سازمانها و ادارات خصوصي و دولتي كه به خاطر كارها يا خدماتشان درگذشته ميان مردم شناخته شده باشند. داراي اين ارزش خبري مي باشند. مرگ يك فرد با مرگ يك فرد مشهور ارزش خبري يكساني ندارد.

عجيب واستثنا – رويداد در اين حالت، غيرعادي، استثنايي، عجيب و يا  نادرست است. در بعضي از موارد، اين رويدادها برخلاف پيش بيني يا انتظار اتفاق افتاده است. سرقت يا قتل يك رويداد غيرعادي است. ولي عجيب نيست. ممكن است نحوه سرقت عجيب باشد. اختراعات و اكتشافات را نيز مي توان به عنوان نمونه هايي از اين گونه رويدادها دانست.

برخورد (اختلاف، درگيري) – اين گونه رويدادها، برخورد (اختلاف و يا درگيري) ميان افراد،  گروهها، ملتها، حيوانات با يكديگر يا طبيعت است. برخورد ممكن است به صورت جسمي (فيزيكي) يا فكري (ايئولوژكي) باشد. اخبارسرقت، قتل، تصادف، سيل، زلزله، جنگ، اعتصاب، سوء استفاده هاي مالي و جدالهاي سياسي وغيره همه نمونه هايي از رويدادهايي است كه عامل برخورد، اختلاف و يا درگيري درآنها نهفته است. شكل 2، تركيب فاكتوريل (3×3×2) الگوي سه بعدي اوليه «وارد» به 18 تركيب گوناگون ارزشهاي خبري نشان مي دهد. دكتر وارد در بررسيهاي خود پيشنهاد كرد كه بخش عمده اي از اخبار را صرف نظر از موضوعات آنها (سياسي، اقتصادي،.... ) مي توان درچهارچوب اين 18 تركيب تبيين كرد.

برجستگي  (معروفيت)

شهرت                                                                                

اهميت

بدون شهرت

 

 

 

 

 

 

 

دربرگيري I

بزرگي M

هيچكدام N

دربريگري I

بزرگي M

هيچكدام N

عجيب و استثناءo

برخورد c

عادي(هيچكدام) N

OPI

CPI

PI

OPM

CPM

PM

Op

CP

P

OP

CI

I

OM

CM

M

O

C

N

 

 

شكل 2 – تركيب فاكتوريل 3× 3×2 ارزشهاي خبري در الگوي «وارد»

 

درتحقيق «وارد» بُعد «مجاورت يا همجواري» (Proximity ) رويداد با خواننده به صورتهاي جغرافيايي و معنوي و عامل «زمان يا تازگي خبر» (Timeliness ) ثابت فرض شده است. بدين صورت كه بر اين است كه واقعه در روز معين و در يك شهر فرضي كه روزنامه درآن منتشرمي شود،  روي داده است. ازآنجا كه خبر، خود را از دست مي دهند. همچنين آن دسته وقايع خارجي كه با رويدادهاي داخلي مشابهت دارند، داراي ارزش خبري كمتري براي خواننده هستند.

 

جدول شماره 1 – ربته بندي ارزشهاي خبري درتحقيقاتي كه از الگوي خبري «وارد» استفاده كرده اند.

 

ارزشهاي خبري

رتبه نظري*

تحقيق «وارد» 1967

تحقيق «كارتز» 1970

تحقيق «رودز» 1970

تحقيق «گالو» 1973

تحقيق «اسناپيز» 1973

تحقيق «بديعي» 1976

تحقيق«بديعي«

روزنامه نگاران ايراني1987

CPI

 

1

1

2

1

1

1

1

1

OPI

 

2

3

1

2

4

5

2

5

OI

 

2

2

3

3

2

4

4

8

PI

 

4/5

7

8

6

5

2/5

3

2

I

 

4/5

6

4

4

8

2/5

6

3

CI

 

6

4

6

8

7

8

5

40

CP

 

7

5

7

7

3

7

10

6

O

 

8

8

5

5

6

6

8

11

C

 

9

11

9

11

9

11

7

7

OP

 

10

9

11

9

10

9/5

9

9

P

 

11

10

10

10

10

9/5

11

10

N

12

12

12

12

12

12

12

12

 

*  رتبه نظري براساس ميانگين رتبه هاي هفت تحقيق حاضر محاسبه شده است.

رتبه نظري را  مي توان به عنوان رتبه بندي تركيب دوازده گانه ارزشهاي خبري ازجنبه تئوريك فرض كرد.

برخورد C / دربرگيري I / شهرت P / عجيب O / بدون ارزش خبري N

اگلوي  خبري «وارد» نشان داد كه اهميت و ارزش رويدادها با توجه به وجود يا عدم وجود ارزشهاي خبري آنها متفاوت است. درتحقيقات گوناگوني كه با استفاده از الگوي خبري «وارد» نشان داد كه اهميت و ارزش رويدادها با توجه به وجود يا عدم وجود ارزشهاي خبري آنها متفاوت است. در تحقيقات گوناگوني كه با استفاده از الگوي خبري «وارد» انجام گرفت، رتبه بندي تركيبي ابعاد مختلف پس از بررسي رفتار ارتباطي گزينشگران با استفاده از روش، مشخص شد. از آنجا كه بررسيهاي دكتر وارد، بعد «بزرگي» تغييرات ناچيز و غير معني داري از جنبه آماري را در رفتار ارتباطي گزينشگران نشان داد، وي در پژوهشهاي بعدي اين عنصر را از الگو حذف كرد و الگو به صورت 3* 2* 2 يعني به 12 تركيب تبديل شد. جدول شماره 1 رتبه بندي تركيبي ارزشهاي خبري تحقيقاتي را كه با استفاده از الگوي خبري «وارد» صورت گرفته است. نشان مي دهد در همه اين بررسيها، بعد بزرگي (فراواني تعداد و مقدار) حذف شده است. عنوانهاي هر يك از تحقيقات در حاشيه آمده است. 11

همان طور كه جدول شماره 1 نشان مي دهد در اكثر تحقيقات، رويدادي كه شامل شهرت، برخورد و دربرگيري (CPI) است. ارزش خبري بيشتري را داراست و رويدادي كه بدون ارزشهاي خبري بوده، رتبه دوازدهم را به دست آورده است.  تركيب ساير عناصر در فاصله دو رتبه اول و دوازدهم مشخص شده است. با توجه به رتبه بندي تركيبي ارزشهاي خبري، ضريب همبستگي «اسپيرمن» براي هرتحقيق محاسبه شده كه در جدول شماره 2 ديده مي شود.

تحقيقي كه دو سال پيش توسط نويسنده با استفاده از الگوي خبري «وارد» صورت گرفته، نشان داد كه گرچه بين روزنامه نگاران ايراني و روزنامه نگاران خارجي تفاوتهايي از جنبه ارزش گذاري رويدادها وجود دارد ولي همان طوركه جدول شماره 2 نشان مي دهد، مقايسه ارزشهاي خبري بين دو گروه با توجه به ضرايب همبستگي، شباهتهاي بسيارآشكارمي سازد.

جدول شماره 2 – ماتريس ضرايب همبستگي رتبه اي «اسپيرامن» بين ارزشهاي خبري هفت تحقيقي كه از اگلوي خبري «وارد» استفاده كرده اند.

 

BI

B

S

G

R

C

W

 

65/0

78/0

77/0

89/0

87/0

87/0

1

W

55/0

79/0

78/0

82/0

94/0

1

 

C

54/0

80/0

91/0

84/0

1

 

 

R

58/0

73/0

77/0

1

 

 

 

G

74/0

78/0

1

 

 

 

 

S

78/0

1

 

 

 

 

 

B

1

 

 

 

 

 

 

BI

 

W: تحقيق والتر وارد (1967)                S: تحقيق رونالد اسناپيز (1973)

C: تحقيق لورنز و كارنز (1970)                    B: تحقيق تعيم بديعي (روزنامه نگاران آمريكايي 1976)

R: تحقيق جرج رودز (1970)                        BI: تحقيق تعيم بديعي (روزنامه نگاران ايراني 1987)

G: تحقيق كارل گالو(1973)                      * كليه ضرايب درسطح احتمال 5 درصد معني داراست. 12= df تست يك طرفه

همان طوركه جدول شماره 2 نشان مي دهد بين روزنامه نگاران – چه ايراني وچه خارجي – اختلاف نظر فراواني در شناخت آنها از خبر وجود ندارد. روزنامه نگاران ظاهراً به رويدادي خبر مي گويند كه داراي ارزشهاي خبري بيشتري باشد12 .  بنابراين، ارزشهاي خبري را مي توان به عنوان ركن اصلي و پايه تشخيص وقايع خبري از غير خبري دانست و از آنها به عنوان عامل مهمي براي بررسي رفتار ارتباطي گزينشگران استفاده كرد. در اينجا يادآوري اين نكته ضروري است كه ارزشهاي خبري به طبقه بندي غير موضوعي اخبار (سياسي، اقتصادي، فرهنگي...) اشاره دارد كه مي تواند وقايع را صرف نظر از موضوع مورد سنجش قراردهد.

 

عوامل جانبي

همان طوركه قبلا يا دآوري شد، در ماهيت هر رويداد تعدادي از «ارزشهاي خبري» به نسبتي نهفته است. ارزشي كه هر رويداد واقعي در ماهيت خود دارد. عيني ثابت و تغييرناپذير است. درحالي كه آنچه به نام «خبر» در روزنامه چاپ مي شود و يا از طريق راديو وتلويزيون پخش مي شود، حاصل تاثير عوامل گوناگوني است.كه واقعيت را به صورت واقيعت نسبي نشان مي دهد.

از لحظه اي كه يك رويداد شكل مي گيرد تا لحظه اي كه به صورت  «خبر» منتشر مي شود افراد گوناگوني در انتخاب و نحوه ارائه خبر آن رويداد دخالت و تصميم گيري مي كنند. درحالي كه ارزشهاي خبري نهفته در رويداد ظاهراً از عوامل تعيين  كننده در ارائه خبر يك رويداد به شمار مي آيند. اما عوامل ديگري نيز نقش خود را به صورت آشكار يا نهان ايفا مي كنند. اين عوامل كه تحت تاثير فرهنگ و نظام حاكم بر هر كشور قرار دارند و بر فرآيند تهيه، انتخاب و ارائه خبر اثر مي گذارند، به اختصار عبارتند از:

   1. عوامل درون سازماني: اين عوامل كه در درون يك سازمان خبري وجود دارند. و بر نحوه انتخاب، تهيه و ارائه خبر اثر مي گذارند. شمال اعمال نظر مديريت موسسه به صورت آشكار يا نهان (سياست خبري) جامعه پذيري كاركنان موسسه خبري  با توجه به معيارها و ارزشهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، فرهنگي، و غيره اعمال نظر شخصي خبرنگار بر اساس باورها، نگرشها و اعتقادات او، مسائل  فني روزنامه (ميزان جا درصفحه) و غيره است.

   2. عوامل برون سازماني: عواملي كه از خارج سازمان بر فرايند خبر تاثير مي گذارند، شامل محدوديتهاي قانوني، اعمال نفوذ اشخاص حقيقي و حقوقي (خصوصي يا دولتي)، منابع خبري (روابط عمومي)، صاحبان آگهي، گروههاي فشار، خوانندگان روزنامه و غيره است.

در اصل، روزنامه نگار بايد يك رويداد خبري را بي طرفانه گزارش كند. اصل عينيت را رعايت كند همانند يك پستچي ناقل پيام خبري باشد و كوشش كند واقعه را به همان شكلي كه اتفاق افتاده گزارش كند. و نه به صورتي كه خود او، سردبير و يا افراد ديگر مايلند اتفاق افتاده باشد. همان طوركه مي دانيم «عينيت» (Objectivity) يك مفهوم نسبي است كه تحت تاثير عوامل گوناگون قرار مي گيرد. بنابراين «عينيت» مطلق تصوري بيش نيست. در الگوي هاي ارتباطي، به اين اعمال نظرها كه خود آگاه يا ناخودآگاه صورت مي گيرد. «پارازيت» يا «اختلال» مي گويند. بنابراين، اعمال نظر خبرنگار و يا مدير روزنامه دركوچك و بزرگ كردن  واقعه اي  كه استحقاق و ارزش آن را ندراد. يك نوع اختلال محسوب  مي شود. با همه اين احوال، روزنامه نگار مي كوشد، يك واقعه  را همان طوري كه اتفاق افتاده  است و استحقاق و ارزش آن را دارد. گزارش كند. و از تاثير عوامل  گوناگون حتي الاامكان بكاهد. به عبارت ديگر، كوشش روزنامه نگاران بر اين باشد كه خبر را به نظر گرفتن ارزشهاي نهفته در خبر گزارش كنند و نه با ارزشهاي ساختگي و يا  اعمال نظرهايي كه خبر را به يك داستان تخيلي تبديل مي كند.

 

خلاصه و نتيجه گيري

 با توجه به آنچه كه ياد آوري شد و با بررسي تحقيقات گوناگوني كه درباره معيارهاي گزينش خبر انجام يافته است. مي توان چنين نتيجه گرفت كه در ماهيت هر رويداد ارزشهايي نهفته است. رويداد ممكن است از ديد روزنامه نگاران، داراي ارزش خبري باشد يا نباشد اما اهيمت و ارزش رويدادها، از ديد مخاطبان متفاوت است. گزينشگران (خبرنگاران، دبيران سرويس، سردبير يا شوراي سردبيري) بايد براي ادامه حيات خود رويدادهايي را برگزينند كه بتواند نيازهاي خبري خوانندگان را تامين كند. اگرخواننده نتواند نيازهاي خبري اطلاعاتي خود را تامين كند؛ يا به بيان ديگر، روزنامه يا هر سازمان خبري ديگر، نتواند رسالت خود را به سوي راههاي ديگركسب خبر، هدايت خواهد كرد. يكي از مسئوليتهاي مهم يك سازمان خبري، ارائه اطلاعات درست و جامع به مخاطبان است. روزنامه نگار بايد كوشش كند خبري يك رويداد را به همان  صورتي كه روي داده به مخاطبان خود گزارش كند انتشار مطالب نادرست يا مطالبي كه با قصد و منظورخاصي تنظيم شده باشد باعث سلب اعتماد مردم از آن وسيله ارتباطي شده، آنان را به سوي منابع خبري ديگر هدايت مي كند. از طرف ديگر، بايد به اين نكته  توجه كرد كه: اين درست است كه خبر، گزارشي از واقعيتهاست، ولي هر واقعيتي را نمي توان خبر ناميد. يك رويداد خبري بايد حاوي ارزشهايي باشد تا  ارزش انتخاب وگرازش داشته باشد. مثال معروف در اكثركتابهاي روزنامه نگاري به اين مضمون كه اگر فردي سگي را گاز بگيرد، خبر است. ولي برعكس، اگر سگي فردي را گاز بگيرد خبر نيست. تنها بر يك بعد خبر (عجيب و استثنايي) تكيه دارد. اگر در شق دوم، آن فرد شخص مشهوري بود، آيا باز هم اين رويداد فاقد ارزش خبري قلمداد مي شد؟ با توجه به مطالبي كه پيرامون  معيارهاي گزينش خبر بيان شد و با در نظرگرفتن عواملي كه مي تواند در فرايند خبر موثر باشد، تعريف زير براي معيارهاي گزنينش خبر و يا به طور كلي، سوال قديمي «خبر چيست؟» پيشنهاد مي شود.: خبر، گزارشي از رويدادهاي واقعي و عيني است كه داراي يك يا چند «ارزش خبري» باشد. چگونگي ارائه اين گزارش تحت تاثير عواملي «درون سازماني» و «برون سازماني» شكل مي گيرد.

 

 

 

از تعريف پيشنهادي فوق چنين بر مي آيد كه:

  1- رويداد هاي دنياي خارج واقعي و عيني است و تخيلي نيست

  2-  رويداد بايد حاوي يك يا چند ارزش خبري باشد.

  3- ارزشهاي خبري مهم عبارتند از:

دربرگيري، برخورد، شهرت، عجايب و استثناها، تازگي، همجواري.

   4- خبر، گزارشي است ازيك رويداد، ولي خود آن رويداد نيست.

  5- عوامل مختلف مي تواند بر چگونگي انتخاب و نحوه ارائه خبر يك رويداد اثر بگذارد.

  6- خبر يك رويداد هيچ گاه از«عينيت» مطلق برخوردار نيست. آنچه به عنوان خبر ارائه مي شود، تنها شمايي از واقعيتهاست.

 

حاشيه:

1-            Kurt Lewin , " Psychological Ecology " (1943) , Field Theory in Social Science ( New York: Harpers, 1951) , PP. 170 – 187

2-            David M. White; The "Gatekeeper ": A Study in Selection of News " Journalism Quarterly, 27: 383 – 390 (Fall 19750)

3-            Ibid., - P. 385.

4-            Paul B. Snider " Mr. Gates, Revisited: A 1966 Version of the 1949 Case Study, " Journalism Quarterly, 49: 419 – 427 (Autumn 1967).

5-            Ibid., - P. 427

6-            Walter Gieber ," Across Desk: A Study of 16  Telegraph Editors ," Journalism Quarterly , 33: 423 – 432 (Fall  1956), John T. Mc Nelly. "Intermediary Communicators in the International Flow of News "Journalism Quarterly, 36: 23 – 26 (Winter 1959),. Abraham Z. Bass " Refining the “Gatekeeper” Concept: A UN Radio Case Study "Journalism Quarterly, 96: 96-72 (Spring 1969)., Richard M. Brown "The Gatekeeper Reassessed: A Return to Lewin," Journalism Quarterly, 56: 595 – 601 , & 679., (Summer 1979)., D. Charles Whitney and Lee B. Becker, "Keeping  the gates" for Gatekeepers: The Effect of Wire news "Journalism Quarterly 59: 60- 65 (Spring 1982)., Daniel Riffe et al., "Gate-keeping and the Network News Mix "Journalism Quarterly, 63:315 -321 (Summer 1986)

7-            Bruce H. Westley and Malcom S. Mac Lean, Jr., "A Conceptual Model for Communication Research," Journalism Quarterly, 34:41-38, (Winter 1957)

8-            Walter J. Ward, "News Values, News Situations, and News Selections" An Intensive Study of Ten City Editors," unpublished Ph.D. Dissertation, University of Iowa, 1967.

9-            Lorenzo E. Carter, "News Values of Editor-Reporters on Five Oklahoma Newspapers," unpublished Masters Thesis, Oklahoma State University, 1970. George R. Rhoades “News Values and News Decision of Selected Press and United Press International Newsmen in Oklahoma” unpublished Masters Thesis Oklahoma State University, 1970. Ronald L. Snipes, "News Values and News Decisions of High and Low Authoritarian Editors," unpublished Ed. D dissertation, Oklahoma State University, 1973; L. Erwin Atwood, “How Newsmen and Readers Perceive Each Other’s Story Preferences,” Journalism Quarterly, 47:296 – 302 (Winter 1970)., Carl  F. Galow “A Comparison of One Newspaper’s Editors and Subscribers News Values” unpublished Ed. D dissertation, Oklahoma State University, 1973: Naiim Badii, “The Nature of News in  Four Dimensions: Normality, Prominence, Significances, Reward,” unpublished Master’s thesis, Oklahoma State University, 1976; Naiim Badii, and Walter J. Ward, “The Nature of News in Four Dimensions,” Journalism Quarterly, 57:243 – 248 , (Summer 1980).

10. براي مطالعه درباره روش كه به عنوان يكي از روشهاي تحقيق در پژوهشهاي ارتباطي مورد استفاده قرار مي گيرد، به منابع ذيل مراجعه شود:  

William Stephenson, The study of Behavior: a – Technique and Its Methodology, (Chicago: University of Chicago Press, 1953 ) Fred N. Kerlinger, Foundations of Behavioral  Research (New York: Holt, Rinehart and Winston, ine.,1973 ) , PP. 582 – 598

در اين روش – كه تحقيق «وارد» و ديگران با استفاده از آن صورت گرفته – تعدادي خبر با توجه با تركيب فاكتوريال شكل شماره 2 –  از تركيب 3 يا 4 نمونه –  انتخاب مي شود؛ به صورتي كه مضمون خبر را در 2 يا 3 پاراگراف بيان دارد (تحقيق  «وارد» 54 خبر داشت. يعني از هر تركيب 3 نمونه) مطالب هر خبر (هر تركيب بر روي كارتهايي كه به كارت معروف است، نوشته مي شود و سپس از گزينشگران يا خوانندگان خواسته مي شود كه كارتها را بر روي مقياس ليكرت يا طيف هاي 9 يا 11 درجه اي به صورتي توزيع كند كه توزيع «نيمه نرمال» به وجود آورد. براساس نمراتي كه هر خبر بر روي  اين مقياس كه از كم اهميت يعني (1) شروع شده تا قسمت سمت راست كه با اهميت ترين خبر ها يعني 9 يا 11 و محاسبه هاي آماري گوناگون با ميانگين ها، اهميت و ارزش هر بعد خبر به طور كلي رفتار ارتباطي گزينگشران يا خوانند گان بررسي و مشخص مي شود.

11 – رجوع كنيد به حاشيه شماره 9

12 – با نگاهي به ستون رتبه نظري جدول شماره 1، مشخص مي شود كه خبرهايي كه رتبه اول تا ششم را به دست آورده اند همگي حاوي عنصر يا دربرگيري هستند. عنصر دربرگيري معمولاً بين روزنامه نگاران به اين صورت براي تعريف خبر بيان مي شود كه خبر گزارشي است كه بر روي تعداد كثيري از افراد تاثير بگذارد. رتبه بندي جدول نشان مي دهد كه هرگاه اين بعد با ابعاد ديگر تركيب شود، اهميت بيشتر ي به آن رويداد مي دهد. رتبه هاي اول و دوم نظري، شامل تركيب سه ارزش خبري (شهرت، برخورد و دربرگير ي براي رتبه اول؛ شهرت، عجيب و استثناء و دربرگيري براي رتبه دوم) است. در ضمن، بعد شهرت به تنهايي رتبه ماقبل آخر (11) بدست آورده است و نشان مي دهد كه روزنامه نگاران  گرچه براي افراد مشهور اهميت و ارزش قائلند، ولي اين شخص بايد كاري انجام داده باشد كه حاوي عناصر ديگر خبر هم باشد.

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

دروزاه باني خبر چيست؟

دروازه بانان كيستند؟

                                                     

مهدخت بروجردي علوي

 

 

- درازه باني خبر چيست ؟ دروزاه بانان كيستند؟ مهدخت بروجردي علوي ، رسانه ،سال 4 ،ش 1 (بهار1372 ) : 18-25 .

 

درجهاني به سرمي بريم كه هر لحظه و به هرطرف بچرخيم . خبري ، رويدادي، تفسيري ذهن ما را به خود مشغول مي سازد. رسانه ها از همه طرف ما را محاصره كرده اند هنوز پيچ راديو را نبسته، روزنامه را مي گشاييم و درحال خواندن روزنامه، چشمي هم به تلويزيون داريم.

امروز حتي تصور دنياي بدون رسانه براي ما غيرممكن است. بسياري از ما فكر مي كنيم كه و اقعيتهاي اجتماعي همان چيزهايي هستند كه از طريق رسانه ها به ما مي رسند. اما حقيقت اين است كه جهان بيني رسانه اي، جهان بيني دقيق و قابل اعتمادي نيست .علي رغم تصور ما كه گمان مي كنيم رسانه ها با بي طرفي كامل صرفاً براي آگاه ساختن مخاطب، در تلاش و تكاپو هستند، امروزه رسانه ها بيش از هر زمان ديگر، تحت تأثير اغراض و اهداف سياسي و اقتصادي و منافع خاص گروهي، جاه طلبي ها و قدرت طلبي ها قرار دارند.

پيامهايي كه از طريق رسانه ها به ما ميرسد و يا حتي نمي رسد، تصوير ذهني و آگاهيهاي ما را از جهان پيرامون شكل مي دهد. هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه اين تصوير ، تصويري دقيق، روشن و كامل است.

 اخبار و رويدادها تا به گوش ما برسند از صافي هايي عبور مي كنند كه معلوم نيست با محتواي آ نها چه مي كنند. مسكوت گذاشتن  بعضي اخبار، گفتن بخشي از واقعيت يا تحريف آن بزرگ و كوچك كردن رويدادها، انتخاب زمان و نحوه تنظيم و آرايش مطالب و يا حتي نوع رسانه حامل پيام، خبر را درچنبره اي از فعل و انفعالات گوناگون قرار مي دهد.

به اين ترتيب مي توان گفت: كه تصويري مخدوش از جهان پيرامون براي ما ترسيم مي شود. سوال اساسي اين است كه چه فرآيندي مي افتد؟ چه كسي گزارش مي دهد؟ چه كساني  درمورد چگونگي انتشار و محتواي آن تصميم مي گيرند و چه تغييراتي را دانسته يا ندانسته اعمال مي كنند؟ وچه زماني و تحت چه عنواني به صورت كالاي خبري در اختيار ما مي گذارند؟

حتي اگر فرض را برحسن نيت و بيطرفي كامل رسانه ها بگذاريم. ترديدي نيست كه بين خبر اتفاق افتاده  وخبر گزارش شده تفاوت وفاصله اي وجود دارد كه ميتواند ناشي از عناصري باشد كه ازطبيعت كار روزنامه نگاري ناشي مي شود.

سانسور، خودسانسوري، گروههاي فشار، گرايشهاي شخصي وسليقه هاي فردي،  منافع گروهي، محدوديتهاي مكان و زمان محدويت فرصت تصميم گيري، تكنيكهاي خاص روزنامه نگاري، جغرافيايي، سياسي، اقتصادي و... همه ازعواملي هستند كه بر جريان گزارش دهي و خبر رساني توسط رسانه ها تاثير مي گذارند. حال پرسش ديگر اين است كه چه كساني  از ميان دهها عامل تعيين كننده حق و قدرت تصميم گيري دارند و چگونگي درفرآيند انتقال خبر از منابع به مقصد عمل مي كنند. هركه هست و هر چه هست. يك واقعيت را نمي توان انكار كرد و آن اينكه عملكرد اين كروه، و تصميمات آنها ، اطلاعات  و آگاهيهاي صدها ميليون انسان رادرهرروز وهرساعت شكل مي دهد وتصوير واقعيتهاي اجتماعي رابراي آنان مي سازد.

پس مطالعه اين گروه به اين دليل اهميت مي يابد كه  آنها تعيين مي كنند ما چه بدانيم وچه ندانيم  آنها فرايند دانايي و اطلاع رساني رارقم مي زنند و به ويژه  اينكه مسأله دروازه باني  در يك نقطه و در يك مقطع صورت نمي پذيرد و هر يك از عوامل و عناصر دست اندركار مي تواند برجريان انتقال خبر تأثير بگذراد.

 

 

 

 

نگاهي گذرا به تاريخچه دروازه باني

قرنها پيش زماني كه بشر اشكال اوليه ارتباط جمعي را ابداع كرد. به فكر راههاي كنترل  آن نيز افتاد. در واقع، فرآيند كنترل به قدمت فرآيند ارتباط است. به عنوان مثال، كساني كه درشهرها جار مي زدند، تصميم مي گرفتند چه چيزهايي را اعلام كنند وچه چيزهايي را اعلام نكنند.

كساني كه دركار چاپ و نشركتاب بودند. نه تنها تصميم مي گرفتند كه چه كتابي چاپ شود بلكه تصميم آنها بر محتوا و عرضه كتاب هم تأثير داشت. به طوركلي همه كساني كه به نحوي در جامعه صاحب موقعيتي بودند ، مثل صاحبان قدرت و سرمايه، معلمان، چاپگران، وتاجران، همه و همه براي به دست آوردن اطلاعات وكنترل آن تلاش مي كردند و اين كوشش و تلاش براي به دست آوردن اطلاعات ناشي ازشناخت تاريخي بشر از اين اصل مهم اجتماعي است كه مي گويد: «دانايي اساس قدرت اجتماعي است».

فردوسي، حماسه سراي ايراني، بيش از يك هزار سال پيش چنين سروده بود: «توانا بود هر كه دانا بود». ترديدي نيست كه هميشه، همه اخبار به دست ما نمي رسد . همان طوركه لئو روستن (Leo Rosten ) در سال 1937 ياد آوري مي كند : «روزنامه يك تقويم، سالنامه يا روزشمار تاريخ نيست. كل فرآيند روزنامه نگاري در انتخاب خلاصه شده است.

بيش ازيك دهه بعد (1949) ويلبر شرام (Wiilber Schramm ) دراين باره مي نويسد : هيچ يك ازجنبه هاي ارتباط به اندازه تعداد زياد انتخاب وعدم انتخاب درشكل دهي افكارگيرنده وارتباط گرموثر نيست»

اماامر نظريه انتخاب درفرآيند ارتباط ، تا زماني كه كورت لوين (Curt Lewin ) اصطلاح «دروزاه بان » (Gatetekeeper ) رابه وجود آورد، چه پرداخته نشده بود. بعد ازلوين ،ديويد منينك وايت (David Manning White ) به اين اصطلاح ، تحت نام مستعار «آقاي دروازه »زندگي بخشيد

مفهوم «دروازه بان » چارچوبي براي ارزشيابي به متخصصان داد تا مشخص شود كه انتخابها چگونه  صورت مي گيرند وچرا بعضي ازعناوين خبري رد مي شوند. اين مفهوم همچنين ساختاري براي مطالعه  فرآيندهايي به جز انتخاب فراهم كرد؛ نظير اينكه  محتوا چگونه شكل مي گيرد. ساخته مي شود ومكان و زمانش مشخص مي شود ،نظريه  «لوين » براي درك اين موضوع به وجود آمدكه چگونه يك نفر مي تواند تغييرات  اجتماعي گسترده اي درجامعه به وجود آورد .

تحقيقات لوين به حرفه روزنامه نگاري مربوط بنود ومثال اصلي اش شامل تغييرعادات غذايي دريك جمعيت مقروض بود . اونتيجه گرفت كه تمام اعضاي آن جمعيت مقروض نقش يكساني دراين تصميم كه چه چيزي خورده شود ، ندارند واين تغيير اجتماعي به بهترين صورت ، توسط كساني انجام مي گيرد كه بيشترين كنترل راروي انتخاب مواد غذايي براي منازل دارند. به نظر لوين، غذا ازچند مجرا به روي ميز غذا خوري مي رسد. يك مجزا، فروشگاه مواد غذايي است .ويك مجرا ، باغچه سبزي وميوه موجود درخانه است. لوين كه باورداشت اين چارچوب نظري درهرسطحي قابل تعميم است. دراين باره چنين گفت: اين وضعيت نه تنها براي مجراهاي مواد غذايي ،بلكه درمورد عبورخبر ازيك مجرا ي ارتباطي نيز صدق مي كند وهم چنين براي نقل و انتقال كالاها وافراد "

بعد ازكورت لوين، ديويدم ،وايت كه دستيار تحقيقاتي او دردانشگاه آيوا بود ، نظريه مجراها ودروازه بانان را به صورت يك طرح تحقيقاتي درآورد.

وايت ، يك «اديتوراخبارخبرگزاريها » راانتخاب كرد واورا «آقاي دروازه » ناميد وازاو خواست كه تمام خبرهايي كه ازسه خبرگزاري «يونايتدپرس » و «آسوشيتد پرس» و«خبرگزاري بين المللي » (INS ) دريافت مي كند. نگه دارد. مدت اجراي اين طرح يك هفته  درفوريه 1949 بود وقرارشد كه هرخبري را كه «آقاي دروازه »رد مي كند، علت آن رابه يك توضيح كوتاه ، روشن سازد.

طبق اين تحقيق ،انتخابهاي آقاي دروازه كاملا ذهني بود. يك سوم مطالب انتخاب نشده براساس ارزيابيهاي ذهني آقاي دروازه ودوسوم بقيه به علت كمبود يا نبود جا ويا به اين علت كه مطالب مشابه چاپ شده يا درحال چاپ است ،رد شده بودند.

درسال 1981 مدل دروازه وايت توسط ويندال (Windhal ) ومك كوئل (Mcquail ) به صورت نمودار 1 نشان داده شد.

                                                                      نمودار 1

 

دراين مدل ، دروزاه بان مي تواند يك يا چند نفر باشد كه به طورهماهنگ عمل مي كنند. محدوديت اين مدل اين است كه به اين موضوع توجه نكرده كه چند دروازه بان ، نقطه نظرهاي متفاوتي درباره جمع آوري، شكل دهي ونحون ارائه پيام خواهند داشت.

درسال 1966 ،پاول اسنايدر ، اين تحقيق را با همان «آقاي دروازه »قبلي تكراركرد. با اين  تفاوت كه اين دفعه آقاي دروازه با يك خبرگزاري كار مي كرد (دفعه قبل سه خبرگزاري بود) وشانزده سال هم پيرترشده بود.نتجه تقريبا همان نتيجه آزمايش قبل بود: انتخاباهاي آقاي دروازه برپايه مسائلي بو د كه خودش دوست داشت وفكر مي كرد كه خوانندگانش مي خواهند. اودرآزمايش دوم، علايق انساني كمتراستفاده مي كرد وبه اخبارصرف (Hatd News ) علاقه بيشتري داشت. او درمورد علايق خود چنين مي گويد: «من چند تعصب دارم كه كارزيادي درمورد آنها نمي توانم بكنم ، من ازسياستهاي اقتصادي ترومن ، ازذخيزه سازي  روشنايي روز ونوشابه گرم بدم مي آيد. ولي بازهم اگرمطلب بهتري پيدا نكنم، علي رغم ميل باطني ام ازهمين ها هم استفاده مي كنم. ترجيح ديگر من براي انتخاب ،اخباري است كه متناسب با نيازهاي ما باشد».

 

 

ساير مدلهاي «دروازه باني خبر»

درسال 1956 ،دريكي از اولين مطالعات بعد از وايت ، آقاي  گيبر(Gieber ) 16 روزنامه رامورد مطالعه قرار داد ونتيجه آن چيزي بسيار متفاوت با نتيجه گيري وايت بود.

ويات نتيجه گرفته بود كه ارزشهاي شخصي دروازه بان عامل مهمي درتصميم گيري اوست درحالي كه ، گيبرردروازه بان رابه اين صورت تعريف مي كند: « كسي كه تحت فشار جزئيات مكانيكي قراردارد،» و مي افزايد كه «اريتور تكلس خبرگزاري »اساسا فرد منفعلي است وفرآيند انتخاب ، مكانيكي است و مسائل سازماني ومسائل روزمره كارارتباطي ،خيلي بيشترارزشهاي شخصي وي دركارگزنيش دخالت مي كنند.

يك سال بعد وستلي ومك لين (Westly and Maclean ) مدلي ارائه كردند كه تلفيقي بود ازنظريه اي كه دروازه باني خبر رايك فعاليت سازماني مي دانست با نظريه ABX نيوكام ( نمودار 2)

 

دراين مدل X نشانه هررويداد وواقعه اي  درمحيط اجتماعي است كه در مورد آنها ازطريق رسانه ها ارتباط صورت مي گيردو

A ،نقش مبلغ و حمايتي دارد  و اشاره دراد به افراد يا سازمانهايي كه درباره X حرفي براي گفتن دارند. A مي تواند  يك سياستمدار ، تبليغاتچي يا منبع خبر باشد به طور كلي ، A يك ارتباط گر هدفمند (Purposive Communicator ) است.

C ، يك سازمان رسانه اي يا افراد داخل آن سازمان است. اوبرحسب «نيازهاي مخاطب» X هاي مختلف ر امستقيما ويا ازطريق A دريافت مي كند و به عبارتي «ارتباط گر غيرهمدفمند است.

B ،يعني گروه مخاطبان ،نيز كارگزينشگري را دادمه مي دهد ودرميان اخبارارائه شده با توجه به نيازهاي خبري خود، عمل گزينش را انجام مي دهد. باس (Buss ) درسال 1969 فكرش رابدين صورت مطرح كرد كه تمام دروازه بانان به يك شكل عمل دروازه باني را انجام نمي دهند ومدلي ارائه كرد و آن را «جريان داخلي دو مرحله اي دروازه باني »ناميده (نمودار 3)

                                             نمودار 3

 

برحسب تقسيم بندي باس دروازه  به دو دسته تقسيم مي شوند: يك دسته «خبر جمع كن ها » (News gathers ) هستند شامل نويسندگان ،گزارشگران و سردبيران محلي و كارشان اين است كه اخبار خام را كه مجراهاي گوناگون به دست آنها مي رسد تنظيم مي كنند. دسته دوم «پردازندگان خبر» Newsproceddors ) هستند . كه خبر تنظيم شده رابه محصول نهايي آماده براي چاپ تبديل مي كنند. «پردازندگان خبر» شامل سردبيران كل ، مصحح ها و مترجمان هستند.

يك سال بعد (1970) هالورن (Halloran) واليوت (Elliot ) ومرداك (Murdock ) نوشتند كه فرآيند دروازه باني دردفتر روزنامه آغاز نمي شود ،بلكه همراه با «خبر نگاردرخيابان» آغاز مي شود .

«چينبال «(Chinball) ) (1977) اظهار داشت كه اصطلاح «خبر جمع كن » را نمي پسندد واستدلال مي كرد كه : «خبر سيب نيست كه درخيابان ريخته باشد و خبرنگارجمع كند. خبرنگار بايد خبررا ازطريق انتخاب قطعات كوچك اطلاعات ازميان توده انبوه مواد خامي كه دريافت مي كند. وسازمان دادن آنها درقالبهاي مرسوم روزنامه نگار ي خلق كند»

همه خبرهايي كه به روزنامه مي رسد خبرهاي خام نيست. بعضي ازآنها مثل خبرهاي روابط عمومي ها تقريبا پردازش شده  وآماده مصرف است. واين يك عامل جذابيت  براي خبرنگار است وعامل مثبتي است كه باعث ردشدن خبر ازدروازه مي شود. پس به نحوي ،دست اندركاران  روابط عمومي ها را مي توان پردازندگان خبر ناميد.

دروازه باني خبر (تعاريف)

دروازه باني خبر فرآيندي است كه طي آن ميلياردها خبر خلاصه وجمع و جور وخرد مي شوند وبه صدها پيام تبديل شده وبه اشخاص مفروض دريك زمان مفروض مي رسند.

معمولا تصور مي شود كه دروزاه باني ، انتخاب خبر براي روزنامه است ولي دروازه باني خبر، چيزي بيش ازيك انتخاب ساده است. به گفته تيچر (Ticher ) دروازه باني بايد اين طور تعريف شود: « فرآيند گسترده اي ازكنترل اطلاعات ،  شامل تمام  جنبه هاي رمز گذاري پيام : نه فقط انتخاب ، بلكه ممانعت از نشر، انتقال ، شكل دهي ، ارائه وعرضه ، تكرار ، زمان بندي  درطول مسير انتاقل ازمنبع به گيرنده .به عبارتي دروازه باني شامل تمام جنبه هاي انتخاب نگه داشتن و كنترل پيام است .چه با پيام ازطريق رسانه ها برقرارشود، چه ازطريق مجراهاي ميان فردي »،

دريك تحليل دقيق ترمي تواينم بگوييم : دروازه باني ،فرآيند دوباره سازي يك چارچوب ضروري براي رويدادو تبديل آن به خبر است وارتباط گران ، عناصري ازپيام را نتخاب مي كنند وبقيه ر ارد مي كنند عناصر انتخبا شده ، به طور برجسته اي نما يش داده مي شوند : با بيشترين سرعت و مكرر.

اغراق نيست اگر بگوييم تمام دست اندركاران امرارتباط به نحوي دروازه بان هستند. چون دروازه باني يك امر ضروري درسراسرفرايند انتخاب وتوليد پيام است.

نه تنها انتقال همه خبرها ممكن نيست. بلكه انتقال مواد خامي كه شكل و شمايل خبر رانداشته باشدهم غيرممكن است.

اگرچه اين اصطلاح  بيشتردرزمينه ارتباطات شامل رسانه هاي جمعي است.ولي ميتواند براي هرنقطه تصميمي وشامل هرگونه اطلاعاتي باشد. چه انتقال درمجراي جمعي اتفاق بيفتد ، چه درمجراي فردي

به نظر شرام ، دريك سيستم اجتماعي ، هرفردي به عنوان يك دروزاه بان بالقوه براي ديگران عمل مي كند فعاليت دروازه باني ازنقطه اي شروع مي شود كه درآن يك ارتباط گر درباره يك پيام واقعي يا بالفعل  چيزي رايم فهمد ودرنقطه اي پايان مي پذيرد كه اين پيام هاي تا حدودي تغييريافته به گيرنده منتقل شده است. يك دروازه ، يك نقطه تصميم ورود يا خروج است.

فرآيند دروازه باني

دراين بخش عاملهايي راكه باعث مي شود يك خبر مورد توجه ارتباط گر قرار بگيرد مشخص مي كنيم .اين عوامل شامل :

1.       راههاي ورود خبر به مجرا ،

2.       نبردهاي دوطرف دروازه ؛

3.       مشخصات موضوعات خبري ؛

4.       ارزشهاي ونگرشهاي شخصي فرد گزينشگراست.

هر يك ازاين عوامل رابه اختصار روشن مي كنيم:

1.       راههاي ورود خبر به مجرا :اطلاعات ازطريق مجراهاي گوناگون به سازمانهاي خبري مي رسد. سيگال (Sigal) درسال 1973 ، راههاي ورود خبر به مجرا را به سه دسته تقسيم كرد : 1- مجراهاي عادي .2- مجراههاي غيررسمي ؛ 3- اخبار توليدي .

1/1 . مجراهاي عادي : شامل جريانات رسمي مثل محاكمات ، مسائل دادگاهها ، مسائل انتخابها ؛ بانيه هاي مطبوعاتي كه ازطريق راديو وخبرگزاري رسمي به اطلاع مي رسد؛ كنفرانسهاي خبري ازجمله خلاصه  گزارشهاي خبري كه به وسيله سخن گويان رسمي ومصاحبه هايي كه توسط سخن پراكني ها ارائه مي شود و وقايعي كه جبنه فوريت ندارد مثل سخنرانيها وجشنها

1/2 . مجراهاي غري رسمي : شامل گزارشهاي خبري ازسايرسازمانهاي خبري و دستوراتي نظير بخشنامه ها

1/3 . اخبار توليدي : اخباري هستند كه توسط كادرخبري يك سازمان ارتباطي تهيه مي شوند.

2.    نيروهاي دوطرف درو ازه : همان طوركه ذكرشد،يكي ازانديشه هاي اصلي لوين اين بود كه عواملي دردو طرف دروازه وجود دارند كه تمايل دارند جهت تصميم راعوض كنند. اگرخبري ازدروازه رد شد ،عامل منفي تبديل به مثبت مي شود ويا بالعكس . يك مثال : رويداد ي درمنطقه اي دوردست كه شبكه تلويزيون درا،جا خبرنگار ندارد، اتفاق مي افتد. مساله نداشتن خبرنگار ودوري راه و هزينه زياد تهيه خبر ازا،جا ، عوامل منفي هستند ولي اگر مقامات اجرايي فكر كنند كه اين موضوع آنقدرمهم است كه هزينه گزاف هم مي تواند براي آن صرف شود ، تمام عوامل منفي قبلي تبديل به عامل مثبت مي شوند چون شبكه پول زيادي براي به دست آوردن آن اخبار خرج كرده ،پس احتمال زياد دارد كه ازدروازههاي پياپي بعدي با موفقيت بگذرد و به صورت برجسته ،دربهترين زمان ممكن مثلا دراخبار غروب تلويزيون پخش شود.

حال سوال اين است كه آيا هميشه عوامل مثبت ومنفي طرفين دروازه بايد جهت خود رابعد ازعبور تغييردهند؟ خير. لزوما هميشه اين طور نيست .مثلا اگريك خبرداراي ارزش خبري بالا باشد، درطول مسيرازدروازه هاي گوناگون رد مي شود تا زماني كه كهنه شود.

3.    مشخصات «موضوعات خبري » (News Item ) بعضي ازخبرها ، به طور مشخص داراي ارزش خبري بيشتري ازسايرخبرها هستند. درمورد ارزشهاي خبري مختلف، فهرستهاي گوناگون تهيه شده ولي ارزشهاي زيردرهمه فهرستها به چشم مي خورند:

تازگي ،مجاورت ، اهميت ، دربرگيري ، علايق ، درگيري ، تضاد، احساسات، نوظهوري ، استثناء وشگفتي،

4.    ارزشهاو نگرشهاي شخصي فرد گزينشگر: سوال اين است كه گزينشگرچه نوع ارزشها ونگرشهايي رابه خود به دروازه مي آورد؟ درپاسخ به اين سوال ، وايت درسال 1950 گفته بود كه نگرشها وارزشهاي شخصي «آقاي دروازه » تاثيرزيادي برروي انتخاب دارد .اين نظريه به وسيله فليگل (Flegel ) وشفه (Shaffee ) تاييد شد.  آنها درمورد دو روزنامه محافظه كار وليبرال مطالعه كردند. ازگزيشنگران روزنامه سوال شد كه تحت تاثير كدام يك ازعوامل زيرقرراگرفتند؟ نگرشهاي شخصي ،خواستها ونيازهاي مخاطبان ،اديتوها يا صاحبان آگهي ها. خبرنگاران  هردو روزنامه اذعان داشتند كه دردرجه اول تحت تاثير نگرشهاي خود ودرمرحله بعد ، اديتورها وسپس خوانندگان ودرمرحله آخر ن صاحبان آگهي ها هستند. به اين ترتيب آنها عامل فشارخارجي رامنكر شدند .ازاين گزارش چنين نتيجه گرفته شد كه يك گزارشگر (روزنامه نگار ) حرفه اي بايد اول تعصبهاي خودش را بشناسد وبعد سعي كند كه آنها رادرگزارشهاي عيني مهاركند.

به مثالي درزمينه ارزشها ونگرشهاي شخصي توجه كنيد

وقتي كه جك اندرسون درسال  1980 درستون معروف «چرخ و فلك واشينگتن » (Washington Mwerry go-round ) تقشه محرمانه ايالات متحده امريكا براي پياده كردن نيرو درايران را فاش كرد . بسياري ازخبرنگاران ازانتشاراين خبر خود داري كردند. درحالي كه توجه عمومي معطوف به اين نكته بود كه آيا انتشار چنين اخباري، امنيت كشور رابه خطر نمي اندازد ؟ ولي تصميم سردبيران روزنامه درخصوص انتشارآن خبر دراين ستون  ،مبني براعتماد و احساسي بود كه آنان نسبت به جك آندرسون داشتندونيز اهميتي كه خبربراي مردم داشت. به هرحال اين مطلب مويد اختلاف نظردرپيشداوريها و شخصيتهاي فردي روزنامه نگاران است. مبني براين كه دروازه بانان خبري منفعل هستندوخود رافقط با انگاره هايي تطبيق مي دهند كه فكرمي كنند خوانندگانشان نيازدارند ويا به فكرهايي مي پردازند كه عينيت داشته باشد. سبك هاي مختلف گزارشگري وتفسيرهاي فردي نسبت به خواست مديريت احيانا منجر به تصميمات مختلف دروازه بانان خبري مي شود.

يك تحليل مجدد ازتحقيق "آقاي دروازه " كه به وسيله «مك كومب» (Mccomb ) و« شاو» (Shaw )  و هرش » (Hirsch ) درسال 1977 انجام شد. يادآورشد كه نگرشها و ارزشهاي "آقاي دروازه » به آن اندازه كه »آقاي وايت» گفته مهم نيست. اين مطالعه نشان مي دهد كه انتخابهاي «آقاي دروازه » نشانگرتصميمات "آقاي دروازه »

نقش اجتماعي «دروازه باني خبر»

فرآيند «دروازه باني » فرآيند خلق واقعيتهاي اجتماعي است. اگريك رويداد توسط دروازه بان رسانه اي كه ما ازآن استفاده مي كنيم رد بشود ،آن رويداد جزء واقعيتهاي اجتماعي ما نخواهد شد ولي اگريك رويداد ازدروازه بگذرد ومنتشر شود، نه تنها براي ما به عنوان مخاطب تبديل به واقعيتي اجتماعي مي شود، بلكه به شدت برجهان بيني ما نيز تاثير خواهد گذاشت.

تاثيربرداشتهاي دروازه بانان ازواقعيتهاي اجتماعي برروي مخاطبان بديهي ترين تاثير دروازه باني برروي شناخت مخاطبان و شكل دهي جها ن بيني  آنان است. اين موضوع «نقشه هاي شناختي »ناميده مي شود .

اطلاعاتي كه ازدروازه گذشت ، جزئي ازواقيات اجتماعي مي شود و توانايي آن را دارد كه نگرشهاي مخاطبان راتحت تاثير قرارمي دهد.

تحقيقات «برجسته سازي» نشان مي دهد مطالبي كه به دفعات بيشتري از دروازها مي گذرند. به نظر مخاطبان مهمتر مي آيند.

بايد به اين نكته توجه داشت كه فرآيند دروازه باني  خبربرنگرشها وافكار عمومي اثر مي گذارد به شرطي كه پيامهاي حمايت كننده ومتضاد وهردو از دروازه بگذرند. مثلا توانايي نيروي نظامي امريكا دركنترل دسترسي به اطلاعات مربوط به جنگ 1991 خليج فارس ،حجم عظيم مطالب خبري رادر مورد درگيري امريكا درجنگ ، كاهش نداد .اما تعداد بسيار كمي ازاين مطالب منفي بود . نه تنها جنگ درراس مسائل عمومي قرارداشت، بلكه بعد ازجنگ ميزان مقبوليت جورج بوش درافكار عمومي به سطح بي سابقه اي رسيد.

بسياري ازمقوله ها يا رويدادهايي كه تحت پوشش قرارنمي گيرند . براي بسياري ازاعضاي جامعه مخاطبان وجود ندارند. وجود يك صنعت تبليغاتي گسترده درايالات امريكا برپايه اين فرض استواراست كه پوشش رسانه اي ،قدرت موقعيت واعتبار رابه آن افرادو سازمان هايي مي دهد كه راه خود رادررسانه ها بازكنند.

نظريه پردازي «دروازه باني خبر»

موضوع مهم  درساختن نظريه براي دروازه باني خبر، تعيين سطح سنجشي است كه نظريه برآن بنا مي شود. به عبارت ديگر، سطح ديگر پنچيدگي واحد هاي اجتماعي مطالعه مي شود .طيف سطوح سنجش ، ازتك تك افراد تا يك ملت متفاوت است. ما دراين قسمت پنج سطح تحليل را شخص مي كنيم:

1.       ارتباط گر به عنوان يك شخص ؛

2.       شيوه ها ورويه هاي كارمطبوعاتي؛

3.       سطح سازماني ؛

4.       سطح نهادي واجتماعي ؛

5.       سطح نظام  اجتماعي

عقايد لوين به اين نظريه منتهي مي شود كه دروازه باني فرآيندي است كه بر سطح فردي تحليل عمل مي كند .به اين معني كه يك شخص دروازه راباز مي كند ومي بندد.

شرام عقيده داشت كه جريان  خبرها ازطريق سازمان مورد بررسي قرارمي گيرند.

1.    سطح فردي : سول اين است كه افراد تاچه اندازه درانتخاب خبرها نقش دارند ومسوول هستند؟ اين نقش ومسووليت برحسب نوع سازمان ارتباطي متفاوت است. نتجيه يك كارتحقيقي كه درسال 1989 انجام مي پذيرفت ، نشان مي داد كه دروازه بانان تلويزيون دركارخود داراي خود مختاري بيشتري ، نسبت به همتايان خود درروزنامه ها هستند.

وقتي كه ما دردروازه بان رابه عنوان يك شخص درنظر مي گيريم، بايد به يك رشته عوامل كه با شخص او مرتبط هستند. توجه كنيم كه عبارتند از :الگوهاي تفكر ، استراتژي تصميم گيري ، مشخصات شخصيتي ،زمينه ها ، ارزشها ، تجارب شخصي ورهگشايي شناختي (Cognitive Heuridtic )

2.    شيوه ها ورويه ها ي كار مطبوعاتي : همان طوركه لوين فرآيند دروازه باني را توصيف كرد ه ، حركت دريك مجرا ، ازدروازه اي به دروازه ديگر به وسيله يك دروازه بان كنترل مي شود، چگونه؟ به وسيله يك رشته قوانين بي طرف كه به انها قوانين كار روزمره ارتباطي مي گويند . اين قوانين عبارتند از : اعمال تكراري ، طرح ريزي شده وروشمند كه دست اندركاران رسانه ها براي انجام كار روزانه شان ازآنها استفاده مي كنند. اين قوانين عادي نه تنها براي جمع آوري ، پردازش و انتقال خبر به كار مي رود ، بلكه براي ارتباطات ميان فردي هم كاربرد دارد.

3.    سطح سازماني : دراينجا يك سوال مطرح مي شود، اگرشيوه ها وروشهاي كارمطبوعاتي به وسيله  سازمان ارتباطي مشخص مي شود، چرا ما انها رابه صورت و سطح متفاوت تحليل و بررسي  قرارمي دهيم ؟ اگرچه شيوه هاي كارمطبوعاتي دربسياري ازسازمانهاي ارتباطي به صورت مشترك وجود دارد ولي مورد نظرما ، عامل هايي هستند كه درسازمانهاي مختلف متفاوتند.

مطالعه دروازه باني درسطح سازمان ضروري است .چون اگر سازمان و شيوه هاي كارهستند كه خبر را مي سازند، اين سازمان ارتباطي است كه افراد اراستخدام مي كند و قوانين راوضع مي كند .توانايي استخدام واخراج يكي ازبزرگترين قدرتهاي سازمان است .واين امكان رابه سازمان مي دهد كه آينده را شكل دهد وگذشته راتغيير دهد.

ازنقطه نظر سازمان «دروازه بان  موفق » كسي است كه علايق سازمان را كاملا بفهمد . اگر يك سازمان ،طريقي را كه «دروازه » عمل مي كند نپسندد، دروزاه بان را اخراج مي كند.

4.    سطح نهادي – اجتماعي خارج ازرسانه : بايددرنظر داشت كه يك سازمان ارتباطي درون يك نظام اجتماعي ودركنار ساير نهادهاي اجتماعي قراردارد كه بسياري ازآنها بركار دروازه باني تاثير مي گذارند .براي مثال :منابع خبر، مخاطبان ،سايررسانه ها ، روابط عمومي ها ودولت .

5.    سطح نظام اجتماعي : دروازه باني خبر، وابستگيهاي مشخصي به نظام اجتماعي دارد. لوين درسال 1947 ،براي اولين بار، دروازه باني را فرآيندي دانست كه باعث تغيير اجتماعي مي شود. بعضي ازعواملي  كه يك دروازه را محاصره كرده اند، برروي سطح تحليل نظام اجتماعي اثر مي گذارد. وپايه و اساسي براي ساير سطوح تاثير فراهم مي كنند. چند متغير درسطح نظام اجتماعي عبارتند از: فرهنگ ، ساختار اجتماعي ، ساختار علايق وايدئولوژي

 

تنيجه :

شايد بتوان گفت كه امروزه كمترين نقش دروازه باني را، به ويژه درجهان سوم، خود روزنامه نگاران هستند زيرا كه مختار ومخير درانتخاب وانتشار اخبارواقعا دلخواه مردم نيستند. آنان دربسياري او موارد، علي رغم تشخيص اين موضوع كه بعضي ازخبرها بسيارمورد علاقه مردم است. به علل گوناگون قادربه انتشارآنها نيستند . به طوركلي سه گروه رامي توان به عنوان دروازه سازان عمده خبر نام برد:

گروه اول : هيات حاكمه وسياستگذاران كه به انحا مختلف جلو انتشار آنچه را كه به صلاح خود نمي بينند ، مي گيرند. گرچه اين كاربسيار اوقات تحت پوشش حفظ منافع ملي صوت مي گيرد ولي عملا دراكثرموارد ودرغالب كشورها، درخدمت حفظ قدرت ومشروع جلوه دادن وضعيت موجود است.

گروه دوم : بخصوص درعصر ما ، سرمايه داران  وصاحبان قدرتهاي مالي و تامين كنندگان هزينه هاي مطبوعات ازطريق آگهيها هستند.اما دركشورما هنوز به اين دليل  كه سرمايه داري آنچنان رش يافته نيست ونقش توليدي ندارد و بيشتردلال ووابسته است، اين نقش آنچنان كه درغرب برياش هياهو راه انداخته اند، مصداق ندارد ، اما به هرحال نمي توان آن راناديده انگاشت.

گروه سوم: مديران وسردبيران  مطبوعات جهان سوم هستند كه دربسياري از موارد انتصابي اند. خطر اين عامل ازسانسور مستقيم  بيشتر است .زيرا ظاهرا حكومت راآزاديخواه ومدافع آزادي مطبوعات قلمداد مي كند،اما درعمل تاثير منفي آن برعملكرد مطبوعات ازسانسور مستقيم بيشتراست.

اينها دروازه سازان اصلي هستند. دروازه بانان فرعي هم وجود دارند .درحالي كه مردم بايد دروازه سازان اصلي باشند ، ولي اغلب به صورت كمرنگ  وظاهري به خواستهايشان  توجه مي شود ونقش ضعيفي رادراين فرآيند ايفا مي كنند. ساير عواملي كه برفرايند دروازه باني اثر مي گذارند عبارتند از:

1.       ضعف آموزش روزنامه نگاري وآگاهيهاي اجتماعي روزنامه نگاران؛

2.       عدم استقلال حرفه اي روزنامه نگاران ووابستگي مالي آنها به سازمان ارتباطي ؛

3.       سطح سواد وآگاهيهاي عمومي جامعه ؛

4.       عدم امنيت كامل قضايي واجتماعي روزنامه نگاران؛

5.       مسائل ومشكلات اقتصادي حاكم برجامعه

بحران اقتصادي عمومي كه تاثيرش رابروضعيت مطبوعات نيزباقي مي گذارد. مثل كمبود كاغذ ومشكلات چاپ ، شرايط رقابت سالم درمطبوعات راازبين مي برد وچون رقابتي دركارنيست. تا مخاطب بيشتري به دست بياوردند وتيراژ خود رابالا ببرند. فرآيند دروازه باني به حداقل تاثير خود درجذب مخاطب مي رسد. چرا كه دست اندركاران روزنامه انگيزه اي براي بالا بردن تيراژ كه خود درگرو وسواس ودقت درامر دروازه باني  خبر است ، ندارند.

شريط اقتصادي _سياسي درفرآيند ادامه خبر هم نقش مهمي بازي مي كند. به عنوان مثال: نحوه درج و ارائه خبر افزايش حقوق معلمان واستادان ، علي رغم داشتن ارزش خبري زياد دريك شرايط نامتعادل اقتصادي ، به دليل تاثيرات تورمي كه مي تواند به دنبال داشته باشد، نوع خاصي ازاعمال دروازه باني را اقتضا مي كنند.

حاشيه

 1-Pamela.J.Shoemaker , Gatekeeping .(1992)

2-Donohue .Tichner "Gatekeeping: Mass Mwdia System and Information ".PP.43-45

3. ارتباط ،مهدي محسنيان راد ، تهران :سروش ، 1369 ،ص 376-427.

4. جريان  بين المللي اطلاعات، دكترحميد مولانا؛ ترجمه يونس شكرخواه ،تهران :مركز مطالعات وتحقيات رسانه، 1371 ،ص 38-39

5. كاركرد مطبوعات درايران ، همشهري ،ش ، 60 (8اسفند 1371) :6-7

6- Dwnis Mc Quail and Windhall – Communication Models

 

 

 

عوامل موثر

برگزينشن اخبار خارجي

يونس شُكرخواه

 

 

 

 تلسكها بي وقفه خبر مي دهند ولحظه به لحظه به حجم داده هايي كه به روزنامه مي رسند، مي افزايند. اكنون دورافتاده ترين نقاط جهان نيز ازچشمان تيز و دوربين ماهواره هاي خبرگزاريها پنهان نمي ماند وكارخبررساني با پوشش دهي بي سابقه اي در جريان است. بخش بسيار زيادي از اين اخبار به رويدادهاي سياسي بين المللي اختصاص دارد، بخشي كه دستمايه و به ديگر زبان، مواد خام كار سرويسهاي خارجي را در روزنامه شكل مي دهد.

 

بي ترديد «گزينش» اخبار خارجي ازسوي سرويس خارجي هرروزنامه، دغدغة اصلي آن سرويس را تشكيل مي دهد، كار «پردازش  وارائه» ازحساسيت  ثانويه برخورداراست. تقريباً همة روزنامه هاي خبري جهان، اخبار «روابط  بين الملل» وبه عبارت ديگر رويدادهاي سياسي بين المللي را در صفحة  ويژه اي ارائه مي کنند. فرايند گزينش وپردازش اخبار خارجي و قراردادن آن دربرابر خواننده «برجسته سازي وريدادهاي بين المللي»  (Setting International, Discussion Agenda Setting)  ناميده مي شود و اين سرويس خارجي هر روزنامه است كه دستور جلسة بحث و تفكر درقبال رخدادهاي بين المللي را براي خوانندة روزنامه تعيين مي كند. مثلاً وقتي سرويسهاي خارجي وقوع كودتا در «توبا گو»، انفجار در«كالدونيا» ويا تغيير سيستم سياسي در«فيجي» را تيتر اول صفحة خود مي كنند، به خواننده مي گويند امروز بايد به «توباگو»، «كالدونيا» و«فيجي » فكر كند و به همين ترتيب نوبت به انتخابهاي ديگر و اولويت هاي ديگر مي رسد. فردا نوبت مطر ح كردن سوژه ها و چهره هاي تازه اي چون «يلتسين»، «گينگريچ»، آشوبهاي قومي در شوروي سابق، درگيريهاي فرقه اي درپاكستان و هند، جنوب آمريكا، شمال آفريقا و شرق اروپا وغيره است.

 

طرح مسأله

«برجسته سازي رويدادهاي بين المللي» چگونه صورت مي گيرد و چه عواملي براين « انگاره سازي «(Image Making ) تأثير مي گذراد؟ به عبارت بهتر چه عواملي برتعيين  محورهاي دستورجلسه بين المللي از سوي سرويس خارجي براي خوانندة روزنامه دخالت دارد؟ ترديدي نيست كه «عامل انساني» و «تكنولوژي« دو سازة مهم در برقراراي ارتباط است و چون اين دو سازه در هر دو حيطة عوامل «درون رسانه اي» و «برون رسانه اي» حضوردارند، بنابراين براي كنكاش دقيقتر در اين باره، بهتر است با تفكيك مراحل، ازهنگام «درون دهي» (Input ) گزنينش، پردازش و بلاخره تا «برون دهي» (Output ) رويدادها، در دو عرصة جداگانه به موضوع پرداخته شود. طبعاً عوامل موجود درگزينش خبر يعني همان ارزش هاي خبري، به طورعام در انتخاب اخبار خارجي نيز دخيل است. لذا از تمركز بر ارزشهاي عام خبري پرهيز كرده و به عوامل خاص مربوط به گزينش اخبار خارجي مي پردازيم.

 

عوامل درون رسانه اي

1.       عامل نخوت:

متأسفانه  تجربه نشان مي دهد كه اعضاي سرويسهاي خارجي اغلب به دليل  دانستن يك زبان خارجي و دسترسي به منابع خبري متعدد بين المللي، در مقايسه با همكاران خود در ساير سرويسهاي يك روزنامه، دچار نوعي نخوت و تفرعن هستند.، آنها به طرزي غيرارادي نسبت به اعضاي ساير سرويسها احساس برتري مي كنند. اين امر بويژه درمورد اعضاي سرويسهاي خارجي كشورهايي كه زبان مورد استفاده، زبان دوم آنهاست، بيشتر صدق مي كند. در هر حال اين عامل رواني برگزينش خبر تأثير مي گذارد به طوري كه گرايش عام را به سوي نوعي ازخبرها كه جنبه يگانگي دارند، مي كشاند. به عبارت بهتر خبرهاي عجيب و غريب، شانس انتخاب مي يابند و از ديگر سو اعضاي سرويسهاي خارجي خود را – به دليل احساس برتري – بي نياز از پاسخگويي مي دانند.

 

2. عامل تيتر پذيري خبر:

 يكي ديگر از عوامل مؤثر برگزينش خبر در سرويسهاي خارجي، تيتر پذير بودن خبر است. ساير سرويسها ي يك روزنامه به اندازة سرويس خارجي با حجم بسيار خبر مواجه نيستند. اگر ساير سرويسها با «درياچة خبر» سروكار دارند،  در برابر سرويس خارجي  «اقيانوس خبر» موج مي زند. ساير سرويسها  مجبورند، اخبار محدود خود را به ناچار ويراستاري كرده و تيتر مناسبي براي آن انتخاب كنند. اما  در سرويس خارجي به خاطر حجم زياد خبرها- كه خوب هم ويراستاري شده اند- مي توان به راحتي از دهها خبر كه انتخاب تيتر براي آنها دشوار است، صرفنظر كرد و خبري را كه به راحتي مي توان برآن تيتر گذاشت، گزينش كرد. بنابراين  تيتر پذير بودن خبر نيز يكي از عوامل تأثير گذار برگزينش اخبار خارجي است.

 

3. عامل مرعوب بودن:

متأسفانه به خاطر، «نخبه گرايي» خبرگزاريهاي بين المللي و منعكس نكردن اخبار مردم عادي و به ديگر سخن به دليل آنكه خبرگزاريها بيشتر بر رأس حركتها، نظامها، سازمانها، و... تأكيد مي كنند و از بدنة اين جريانها چيزي مخابره نمي كنند. تكرار مداوم اين امر، برخي ازچهره هاي سياسي را برجسته كرده و به تدريج آنان را به غولهايي مبدل مي كند كه باعث ارعاب روزنامه نگاران و بويژه  ارعاب كساني كه  عمق فكري درخور توجهي  ندارند. مي شود. بنابراين  وجود اسامي  اين غولها دراخبار خارجي، باعث مي شود تا اعضاي سرويسهاي  خارجي به دليل  مرعوب شدگي، آن خبرها را گزينش كنند. بنابراين صرف بودن برخي از اين نامها در هر خبر خارجي مي تواند باعث گزينش آن خبر ازسوي سرويسهاي خارجي شود: «لخ والسا»، «برژينسكي»، «قذافي»، «گورباچف»، «عرفات»، «كلينتون» و... پس مرعوب شدگي نيز عامل ديگراست كه درگزينش خبرهاي خارجي نقش خاصي ايفا مي كند.

 

4. عامل شكل و تركيب خبر:

 بي ترديد  پرداخت پركشش و جاذبه دار خبر نيز يكي ديگر از عوامل مؤثر برگزينش اخبار خارجي است. اين پرداخت ممكن است در شكل «جامعيت خبر» و يا ارزش «قصه گونة» آن متبلور شود. خبري كه به خاطر نوع تنظيم آن ايجاد «شوك »مي كند. شانس گزينش بيشتري دارد و بر انتخاب سرويس خارجي تأثير مي گذارد. در پاره اي از اوقات، آن خبر خارجي كه به جاي «ارزش خبري» از «ارزش قصه سرايي» برخوردار است، برگزيده مي شود.

 

5. عامل تخصص و جانبداري:

دريك سرويس خارجي ايده آل، كه به لحاظ تعداد و توانمندي كيفي اعضاي خود با مشكل خاصي مواجه نيست، حوزه هاي خبري تفكيك شده است. تقسيم حوزه هايا برمبناي موقعيت جغرافيايي و يا برمبناي  موقعيت سياسي صورت مي گيرد. در اكثر سرويسهاي خارجي و تقريباً درهمة روزنامه هاي جهان، تقسيم بنديها بيشتر به اين صورت است كه افراد مختلف، مسؤول حوزه هاي خبري مختلف هستند. شكل عام اين حوزه ها نيز از اين قرار استک خاورميانه، آفريقا، اروپا، آسيا و ساير مناطق. طبعاً هر حوزه نيز مجموعه هاي خاص خود را دارد وممكن است به عنوان مثال در يك سرويس خارجي، مسؤول حوزة آفريقا بتواند زير مجموعه هايي نظير حوزة جنوب آفريقا، حوزة شاخ آفريقا، منطقة آفريقاي مركزي و غيره داشته باشد. درهر حال يك عضو يا چند عضو مسؤول يك حوزة خبري هستند.

يكي از عوامل تأثير گذار درگزينش اخبار براي صفحه خارجي روزنامه، مي تواند علايق تخصصي مسؤولين حوزه هاي خبري درسرويس خارجي باشد. به عنوان نمونه مسؤول اخبار خاورميانه دريك سرويس خارجي اگر به لحاظ تخصص، برتاريخ و اوضاع فلسطين مسلط باشد، اين امر باعث مي شود تا اخبار لبنان، مصر، اردن، سوريه و... درمرحلة دوم گزينش وي قرار گيرد. مسوول اخبار خاورميانه در مرحلة گزينش خبر مورد علاقة خود را تلكسهاي خبرگزاريهاي  بين المللي، با محدوديت  خاصي از سوي دبيرسرويس خود مواجه نيست و درحقيقت  دبير سرويس در اين مرحله حضور ندارد. دبير سرويس خارجي از ميان مجموعة نهايي، يعني از ميان گزينشهاي نهايي مسؤولين همة حوزه هاي خبري سرويس خود، دست به گزينش مي زند. در عين حال هردو اينها، دو عامل را در نظر مي گيرند: علايق خود و نيازهاي خواننده روزنامه. مرحله بعد، حق گزينش سردبيري روزنامه هاست. سردبير و يا شوراي سردبيري روزنامه ها نيز با برخورد همه سونگرانه، كل ملاحظات يك روزنامه را در نظر مي گيرند. و سپس برآن مبنا دست به گزينش مي زنند. سردبيران درعين حال قادرند تا ضرورت برجسته سازي يك رويداد را از پيش براي سرويسهاي خارجي اعلام كنند. ملاحظات سياسي قوانين، هنجارها و ميثاق هاي سازماني هر روزنامه پايه هاي اين ضرورت وگزينش را شكل مي دهد.

 

6. عامل جدول خبري:

 عضو سرويس خارجي به دليل تركيب خاصي كه از جهان در ذهن خود دارد وبه دليل آنكه مي داند آرشيو روزنامه اي در زمينه  اخبارخارجي چه خلاء هايي دارد براي پركردن خانه هاي خالي اين تركيب به دنبال خبرهايي مي گردد تا آن را كامل كند. به عبارت بهتر، همانند فردي كه جدول كلمات متقاطع را حل مي كند. درپي پركردن خانه هاي خالي جدول است. بنابراين تصميم عضو سرويس خارجي، براي كامل كردن «جهان سرويس خارجي» يك عامل تاثير گذار ديگر برگزينش اخبار خارجي است.

 

7. عامل فقدان تفسير سياسي:

وقتي يك حوزة خبري تازه و يك سوژه خبري نو، برتلسكها ظاهرمي شود، ممكن است فقط به خاطر تازگي رويداد، از سوي سرويسهاي خارجي انتخاب شود. اما  اگر دربارة آن رويداد تجزيه و تحليلي به عمل نيايد و يا اينكه  از زاويه هاي گوناگون تحليلي به آن پرداخته نشود واين رويداد به صورت گنگ و مبهم باقي بماند، به تدريج احتمال گزينش آن خبر ازسوي سرويسهاي خارجي كم مي شود.

 

عوامل برون رسانه اي

1. عامل مدل هاي جريان اخبار:

به دليل سه مدل حاكم درجريان بين المللي اخبار جريان حركت اخبار بيشتر يكطرفه است و همين امر درگزينش اخبار خارجي تأثير ميگذارد. بنابراين سرويس خارجي امكان انتخاب ديگري ندارد و بايد از محصولات اين سه مدل به ناچار گزينش كند. مدل اول « مركز- پيراموني» نام دارد. مدل دوم به مدل «شمال به جنوب» موسوم است و مدل سوم «مثلثي» خوانده مي شود.

الف) مدل مركز – پيراموني: اين مدل كه درحقيقت تئوري ساختاري امپرياليسم و متعلق به «يوهان گاتونگ» (Johan Galtung ) است،.جهان را به دو اردوگاه مركز وپيرامون تقسم مي كند.براساس اين تئوري،رويدادهاي مركز از اكثريت برخوردار است.تبادل خبر درميان ملل مركز با پيرامون، به اندازة  تبادل خبر درميان ملل مركز با مركز نيست. اخبار مركز در رسانه هاي پيرامون بيشتر ظاهر مي شود و بالاخره  آنكه ميان ملل پيرامون جريان تبادل خبر ضعيف است.

ب) مدل شمال – جنوب: طبق اين مدل، نوع ارائه اخبار خارجي بيشتر عمودي است و. ازطرف شمال به جنوب جاري مي شود.

ج) مدل مثلثي: اين مدل درواقع شبيه مدل شمال – جنوب است با اين تفاوت كه شمال را به شرق وغرب تقسيم مي كند.

 

2. عامل نگرش بين اللمللي دولتها:

اين عامل يكي ازقويترين عوامل برون رسانه اي تأثيرگذاربرگزينش خبرهاي خارجي است. تلقي دولتها از روابط بين المللي و نوع تنظيم  اين روابط، خود به خود به تلقي سرويسهاي خارجي از روابط بين المللي شكل مي دهد. سرويسها خارجي دراين چارچوب به نقاطي كه از ديدگاه نگرش بين المللي دولتها  «نقاط ممنوعه» به حساب مي آيند. نمي پردازند و به عكس در رابطه با «نقاط سبز» دولتها، برخورد فعالانه اي دارند. بنابراين عامل نگرش بين المللي  دولتها نيز درگزينش اخبار خارجي نقش دارد. اين نقش دركشورهايي كه حكومتهاي بسته اي دارند، يا به صورت صدور بخشنامه هاي دولتي در ارتباط با تعيين «نقاط ممنوعه» اعمال مي شود و يا اينكه اعضاي سرويسهاي خارجي روزنامه هاي آنان از«قوانين نامكتوب» درقبال «نقاط ممنوعه» آگاهي دارند.

 

3.عامل خبرگزايها:

خبرگزاريها در هرسه شكل بين المللي، منطقه اي و ملي برگزينش اخبار خارجي تأثير ميگذارند.

درحيطة خبرگزاريهاي بين المللي چهار غول خبري به نامهاي آسوشيتد پرس، يونايتد پرس، رويتر، وفرانس پرس حاكميت دارند. اين چهار غول روزانه 000/850/32 واژه به جهان  مخابره مي كنند. اخبار خارجي اين چهار غول خبري بيشترغرب مدار است. اين اعتقاد از پشتوانة يك ارزيابي تفصيلي «تحليل محتوا» برخوردار نيست. اما تقريباً همة روزنامه نگاراني كه درسرويسهاي خارجي به كار اشتغال دارند، به طور تجربي به اين استنباط رسيده اند. اين امر بويژه درروزنامه هاي جهان سوم بيشتر صادق است. بخش اصلي اخبار خارجي اين چهار خبرگزاري بين المللي  بركشمكشهاي خشونت آميز جهان سوم، بدوي بودن آنها و بويژه برنقض حقوق بشر درجهان سوم متمركز است، حال آنكه اخبار توسعه  جهان سوم كمتر پوشش داده مي شود. علي القاعده اگر پاي «ارزش خبري» در ميان باشد – كه غالباً اين چهار خبرگزاري بين المللي در پشت سنگر «ارزش خبري» موضع مي گيرند. – نبايد ميان خبر«مثبت» و «منفي» تفاوت قايل شد، اما آنها درعمل صرفاً به پوشش كشمكشهاي خشونت آميز دريك شكل غير منطقي مي پردازند و بنابراين بي جهت نيست كه درصفحات سرويسهاي خارجي نيز كشمكشهاي خشونت آميز «جهان سوم» جنبة غالب را دارد و اين امر در واقع نموداري از تمايلات سياسي دولتهاي مالك اين خبرگزاريهاست. نكتة ديگر قابل ذكر در اين زمينه  اين است كه چون خبرگزاريهاي بين المللي به عوامل شكل دهندة رويدادها نمي پردازند وتنها از«قهرمانان » رويدادها خبر ارائه مي دهند، صفحات سرويسهاي خارجي نيزفاقد  «ريشه پژوهي» است و به جاي آنكه نمايشگر علل رويداد باشد، به «تابلوي رويدادها» تبديل مي شود. گزينش سرويس خارجي، حتي سرمقاله هاي روزنامه ها را نيز به دليل «برجسته سازي»، تحت تاثير خود، قرارمي دهد. اگرچه عمده ترين دليل غرب مداري اخبار خبرگزاريهاي بين المللي، تمايل سياسي دولتهاي حامي اين خبرگزاريها به مديريت بحرانها است و اگرچه عامل همساني ژئوپولتيك «شمال » ومنافع مشترك اقتصادي و ميل به سلطه نيز دراين غرب مداري نقش خاص خود را ايفا مي كند اما نبايد تأثير فقدان  جريان خبري« جنوب – جنوب » را نيز ناديده گرفت، فقدان جريان خبري متقابل ميان كشورهاي جنوب ميدانهاي خبري رابيش از پيش به «غرب» و «غرب مداري» واگذار كرده است.

اخبار خبرگزاريهاي منطقه اي نيز به همين روال برگزينش اخبار خارجي تأثير مي گذارد، تفاوت در اينجاست كه خبرگزاريهاي منطقه اي منافع خاص يك منطقه را پوشش مي دهند.

خبرگزاريهاي ملي نيز اگرچه خود همانند روزنامه ها ي هركشور مفروض براي گزينش خبرهاي خارجي خود درچارچوب  اولويتهاي خبرگزاريهاي بين المللي عمل مي كنند و به نوعي  از نظر خبري به آنها  وابسته اند، اما درعين حال ضمن ايفاي نقش دروازه باني  براي روزنامه هاي بومي تحت پوشش خود، در برون دهي  اخبار ملي و جهان سوم به جهان اخبار بين المللي نقش دارند. اخبار خبرگزاريهاي ملي نيز با ساز وكار مشابه خبرگزاريهاي بين المللي و منطقه اي برگزينش اخبار خارجي درسرويسهاي خارجي روزنامه ها تأثير گذار است.

 

4. عامل مجاورت وسنخيت:

مجاورت منطقه اي و سنخيت عقيدتي و فرهنگي (وبه طوركلي هم تقدير بودن) نيز عامل ديگري است كه بر گزينش اخبار خارجي به عنوان يك عامل نسبتاً مسلط عمل مي كند. به عنوان مثال سرويس خارجي روزنامه اي كه درلبنان منتشر مي شود- نظير روزنامه هاي السفير والنهار – نمي تواند به رويدادهاي مناطق همجوار خود مثل سوريه، اردن، و... بي توجه باشد.

اين امر براي روزنامة «مسلم» پاكستان نيز صدق مي كند. اين روزنامه نمي تواند به اخبار هند نپردازد. «كشمير»، «امريستار و معبد طلايي»، «تاميلها» و «جنگ قدرت در هند » همواره يك پاي اصلي اخبار خارجي روزنامه هاي پاكستان را تشكيل مي دهند. درمورد تقش مجاورت  منطقه اي درگزينش اخبار خارجي مثال هاي فراواني مي توان ذكر كرد كه به خاطر پرهيز از طولاني شدن مطلب از ذكر آن ها خود داري مي شود.درهرحال مجاورت منطقه اي يك عامل تأثيرگذار برگزينش اخبار خارجي است. پوشش همه جانبة اخبار جهان اسلام در روزنامه هاي ايران نيز مهمترين شاهد نقش سنخيت عقيدتي  و فرهنگي درگزينش اخبار خارجي است.

 

5. عامل خبرنگار بومي:

 درحقيقت  داشتن خبرنگار درخارج ازكشور به مفهوم داشتن يك منبع اطلاعاتي موثق است و هر چه ميزان اين منابع بيشتر باشد، طيف گزينش اخبار خارجي موثق وهمه جانبه  براي سرويسهاي خارجي وسيعتر مي شود. به عنوان مثال، داشتن خبرنگار درمنطقه اي چون ايرلند كه خبرنگزاري رويتر با انگيزه هاي خاصي پوشش خبري آن را محدود مي كند و يا فقط اخبار خاصي را در مورد خشونتهاي «ارتش جمهوريخواه ايرلند» مخابره مي كند، مي تواند اين «عدم پوشش» و يا «پوشش جهت دار» را جبران كند. و درغير اين صورت گزينش سرويسهاي خارجي همان گزينش رويترخواهد بود. در پاره اي از مواقع عامل «مرعوب بودن» در برابر نام و شهرت خبرگزاريهاي بين المللي، باعث مي شود تا خبر خبرنگار بومي نيز شانس گزينش نيابد. عامل «تكنيك ارائه خبر» نيز مي تواند اخبار خبرنگار بومي را تحت الشعاع قرار دهد.

 

6. عامل ايستگاهها ي راديويي:

 فرستنده هاي راديويي بين المللي نظير بنگاه سخن پراكني انگليس، راديو صداي آمريكا،راديو ليبرتي، راديو اروپاي آزاد و... نيز باعث واكنش سرويسهاي خارجي روزنامه ها ويا تأثير پذيري آنها مي شود و اين هردو موضوع برگزينش خبري آنان تأثير مي گذارد. سرويس خارجي روزنامة «گرانما» دركوبا ناچاراست. درگزينشهاي خود جايي را براي واكنش در برابر راديو «مارتي» آمريكا درنظر بگيرد.

در هر حال ازآنجايي كه اين فرستنده هاي راديويي به يك مشغله تبديل شده اند، مي توانند بر«جنبة هنجاري بودن » سرويسهاي خارجي خدشه وارد كنند. راديو دريك تكاپوي هدفدار درصدد دستيابي به مخاطب در ساير كشورها هستند، تا براي آنان انگاره هاي دلخواه را ازجهان ترسيم كنند و سرويسهاي خارجي براي تغذية افكار عمومي و مقابله با انگاره سازي اين راديوها كه غالباً به زبان بومي نيز برنامه هاي سخن پراكني خود را دنبال مي كنند، وارد عمل مي شوند و طبعاً گزينش سرويسهاي خارجي نيز نمي تواند بدون در نظر گرفتن اين فرستنده هاي راديويي شكل بگيرد. پس راديوها نيز درگزينش اخبار خارجي نقش ايفا مي كنند. اين امر در مورد تأثير جريانهاي تلويزيوني و ماهواره اي نيز صدق مي كند:

 

7. شرايط زدگي روزانه:

سرويسهاي خارجي روزنامه هاي عصر همواره خبرهاي خارجي روزنامه هاي صبح را مي خوانند وهمين مطالعه  تأثير خاص خود را برانتخاب هاي روزنامة عصر نيز مي گذراد و در واقع  دستور جلسه بين المللي روزنامه هاي صبح درگزينش سرويسهاي خارجي روزنامه هاي عصر تأثير دارد. عكس اين مسأله هم صادق است، پيگري سيستمايتك يك مقولة خبري از سوي روزنامه هاي عصر نيز مي تواند به تدريج تأثير هاي خود را برگزينش روزنامه هاي صبح داشته باشد.

 

نتيجه گيري  

آنچه مطرح شد. طرح مسأله بود. براي رفع عوامل منفي مؤثر برگزينشها، بررسي همه جانبه اي لازم است.آنچه  يونسكو با عنوان ضرورت  ايجاد «نظم نوين جهاني اطلاعاتي – ارتباطي» (New World Information and Communication Order/ NWICO ) مطرح ساخت، در واقع از بررسي  جريان بين المللي داده ها ناشي شد. خبرهاي  خارجي نيز بخشي از اين داده ها است. عدم توازن و دسترسي به داده ها و نا برابري موجود در اين زمينه گره اصلي ماجرا و يكي از عمده ترين مسائل جهان معاصر روزنامه نگاري است. اگرچه عصر حاضر را عصر اطلاعات و انقلاب ارتباطات ناميده اند، اما بايد گفت انقلاب رسانه هاي ارتباطي تنها «روساخت» مسأله است. اين درست است كه سازه «تكنولوژي» باعث انفجار اطلاعات شده است. اما حقيقت ماجرا و «ژرف ساخت» آن «سازة انساني» ارتباط است. انسان به ارتباط متقابل اما «رضايت بخش» نيازمند است. براي تأمين اين «رضايت» بايد طرحي همه سونگر تدوين كرد. نيمكره «جنوبي» جهان تنها هنگامي مي تواند به اين «رضايت» و به دوران  «گزينش آزاد» برسد كه در كل فرايند توليد و توزيع  پيامها حضور داشته باشد. نحوة تأمين اين حضور بايد اولويت  اصلي تصميم گيران و برنامه ريزان كشورها ي «جنوب» باشد تا مانع تكرار سناريوي «انقلاب  صنعتي» در «انقلاب اطلاعات» شوند.

 

 



 

تفاوت هاي خبرنويسي

در رسانه هاي جمعي

حسين قندي

 

بخش خبريِ رسانه هاي جمعي از پرطرفدارترين بخشهاي مطبوعات و برنامه هاي راديو و تلويزيون است به شرط آن كه ويژگيهاي تنظيم و تدوين اخبار در اين رسانه ها رعايت شود. خبرگزاريها نيز از اين قاعده مسنثني نيستند.

 اين وسيلة ارتباطي نيز براي جذب مشتري و افزايش آبونمان (اشتراك) بايد در ارسال اخبار شرايط و ويژگي هايي را رعايت کند تا دريافت کنندگان اخبار را راضي و اقناع سازد.

 به همين دليل بايد ويژگيهاي رسانه هاي جمعي را شناخت و در واقع امتيازات و محدوديتهاي آنها را مد نظر قرار داد تا با توجه به آنها، به تنظيم مناسب خبر براي هر يك از رسانه هاي جمعي دست يافت.

 

الف – رسانه ها نوشتاري (مطبوعات)

آن دسته از رسانه هاي همگاني كه براي پخش و انتشار اخبار، اطلاعات، آگاهيها و ايجاد ارتباط ميان مردم و انتقال ارزشها از زبان و بيان مكتوب استفاده مي كنند، رسانه هاي نوشتاري (مطبوعات) نام مي گيرند كه در عين حالي كه داراي امتيازات و امكاناتي هستند، محدوديتهاي نيز شامل آنها مي شود.

 

امتيازات يا ويژگيها

  - رسانة نوشتاري ويژة نخبگان است، به دليل آن كه مخاطب آن بايد سواد داشته باشد؛

  - رسانه هاي نوشتاري درمقايسه با راديو وتلويزيون از ابزار و امكانات قابل دسترس تر براي توليد و انتشار خبر – در شكل ابتدايي آن – استفاده مي كنند و در نتيجه هر پيام مي تواند به شيوه هاي گوناگون – كه رايج ترين آن تكثير است- چاپ و در تيراژ بالا منتشر شود، لذا تنوع مطبوعات همواره بيشتر از تنوع ديگر انواع رسانه ها ست؛

  - براي ايجاد سيستم و دستگاه فرستنده و گيرنده راديو و تلويزيون امكانات فنّي متعدد و نسبتاً پيچيده اي مورد نياز است كه هزينه هاي هنگفت را دربر دارند وهمچنين در اكثر جوامع موانع قانوني و سياسي در راه ايجاد و تأسيس اين گونه رسانه ها وجود دارد. لذا در عمل، رسانة نوشتاري بيشتر از دو رسانه ديگر نقش مردمي كسب مي كند و در شكل و محتوا تنوع بيشتري نسبت به ساير رسانه ها دارد؛

  - ويژگي مكتوب بودن رسانه هاي نوشتاري، آنها را به عنوان سند جلوه گر مي كند و به مخاطبان فرصت انتخاب مي دهد وآنان را در زمان محدود نمي كند.

محدويتها

  - در رسانه هاي نوشتاري، خبرها همواره به طور كامل انتشار نمي يابند، و اين امر به دليل كمبود وقت نيز صفحه هاي محدود و معدود است، هر چند كه برخي از مطبوعات بالاترين تعداد صفحه ها را دارا باشند؛

  - رسانه هاي نوشتاري از مشكل زماني رنج مي برند، اين رسانه ها عمر كوتاهي دارند كه به 24 ساعت هم نمي رسد (روزنامه ها) و از سوي ديگر مدت زمان لازم براي توليد يك روزنامه از 5 تا 8 ساعت است، به همين دليل امكان بهره گيري از تمام رويدادها را ندارند؛

- محدوديت مكاني، يعني مشكل توزيع همزمان در همه نفاط يك كشور يا حتي يك شهر بزرگ نيز شامل آنها مي شود.

 

ب. رسانه ها ي گفتاري (راديو، كاست و صفحه)

رسانه هاي گفتاري (شنيداري) آن دسته از وسايل ارتباط جمعي اند كه مهمترين عنصر ارتباطي آنها صوت، بيان و كلام است. زبان مكتوب يا تصويري در اين گونه رسان ها جايي ندارد.

امتيازات يا ويژگيها

-      سريع ترين وفراگير ترين وسيلة ارتباطي هستند؛

-كاربرد سياسي راديو ونمايش قدرت به وسيله آن يكي از مهمترين ويژ گيهاي اين رسانه درجامعه است؛

-نقش راديو درمبارزه با بي سوادي با پخش برنامه هاي ويژه براي سواد آموزي وآموزش بزرگسالان ترديد ناپذير است. در واقع مي توان گفت راديو كاربرد آموزشي دارد؛

-نداشتن محدويت زماني و مكاني يعني پخش 24 ساعتة برنامه هاي گوناگون وهمچنين رساندن صوت به تمام جهان؛

-پيشرفت فرستنده ها واستفاده از ماهواره اين وسيلة ارتباطي را به وسيله اي بدون مرز تبديل كرده است؛

-ارزاني بهاي گيرندة راديو، امكان خريد ومصرف بيشتر آن را فراهم كرده است؛

-به زبانها و لهجه هاي مختلف برنامه پخش مي كند؛

-نياز به توجه و خواندن همچون مطبوعات وتلويزيون را ندارد. درحين هر كاري مي توان به آن گوش داد و ازآن استفاده كرد؛

-راديو هاي ترانزيستوري، حمل و نقل اين وسيله را آسان كرده است.

محدويتها

-به دليل فرّار بودن مطالب نمي توان آن را به عقب برگرداند يا دوباره گوش كرد؛

-نمي تواند به عنوان سند باقي بماند (مگر درصورت ضبط كه براي همگان ميسّر نيست)؛

-به خاطر فرّار بودن كلام، ايجاد ارتباط دشوار است ونياز به صوت گيرا دارد كه بتواند شنونده را مجذوب كند ومطمئن باشد كه شنونده به برنامه ها توجه دارد.

 

ج. رسانه هاي تصويري (تلويزيون،سينما،ويدئو )

رسانه هاي تصويري براي انتقال اخبار و آگاهيها از پخش تصوير و صوت توأمان استفاده مي كنند. تلويزيون نشانة كامل وبرجستة تصوير به عنوان يك وسيله ارتباط جمعي است.

امتيازات يا ويژگيها

-تلويزيون كاملترين وسيلة ارتباطي از نظر برخورد با حواس پنجگانه انسان است؛

-همزمان مي تواند از بيان تصويري، نوشتاري وگفتاري بهره بگيرد؛

-تلويزيون حتي با گرفتن محتوا و پيام همچنان مي تواند به عنوان يك وسيلة ارتباطي قوي باقي بماند. به بيان ديگر آنچه تلويزيون را از ديگر وسايل ارتباط جمعي متمايز مي كند، محتواي آن نيست، بلكه مكانيسم وعملكرد آن به عنوان يك وسيلة تصويري است؛

-استفاده از تلويزيون به عنوان يك وسيله آموزشي؛

-تلويزيون به دليل قدرت ايجاد انگيزه وتحرك، داراي قوة جذب استثنايي و فوق العادة مخاطب است؛

-قدرت تحريك و تهييج احساسات وايجاد ارتباط سريعتر با بهره گيري از تصوير وصوت توأمان – كه رنگ نيز به اين قدرت مي افزايد – يك امتياز ديگر تلويزيون است؛

-فراگيري با توجه به توسعة فني و تكنولوژيك ماهواره ها.

محدويت ها

-امكان استفاده در هر زمان از تلويزيون وجود ندارد؛

-مخاطب به كار ديگري نمي تواند بپردازد و بايد همة حواس خود را متوجه تلويزيون كند تا از آن بهره گيرد؛

-      مطالبي كه در تلويزيون بيان مي شوند، فرّار هستند؛

-      عدم امكان حمل ونقل آسان برخلاف سهولتي كه در كار حمل ونقل راديو ومطبوعات وجود دارد؛

-      از بُعد فرهنگي يك برنامه تلويزيوني به طور يكسان از سوي مخاطبان دريافت نمي شود.

 

د. خبر گزاريها

 خبرگزاري يك سازمان خبري – مطبوعاتي است كه وظيفه و مأموريت آن جست وجو، تحقيق، جمع آوري و تنظيم اطلاعات و پيامهايي است كه ضرورتاً بايد آنها را در مركزي انباشت نمايد و سپس اين اخبار را به مشتريان خود (روزنامه ها؛راديوها و تلويزيونها؛مراكز اقتصادي، سياسي، سفارتخانه ها و... ) ارسال كند.

امتيازات يا ويژگيها

-      سرعت عمل؛

-   وابستگي راديو و تلويزيون و مطبوعات به خبرگزاريها از لجاظ تهية اخبار، زيرا كه هيچ يك از آنها قادر نيستند به تنهايي شبكة اطلاعاتي وسيعي را در سطح جهان براي انجام كارهاي خبري خود تأسيس كنند. مهمترين مانع اين كار هزينه سرسام آور تأمين چنين شبكه هايي است؛

-      خبرگزاريها فروشندگان عمدة اخبار و پيامهاي مطبوعاتي اند؛

-      خبرگزاريها سبب رشد اقتصادي و عامل صرفه جويي در سازمانها ي مطبوعاتي به شمار مي روند (در ازاي آبونمان كه دريافت مي كنند).

محدويت ها

-مخاطبان (استفاده كنندگان مستقيم) پيامهاي خبرگزاري ها معدودند؛

-همه اخبار و پيامهاي خبرگزاريها قابل انتشار نيستند؛

-پيامهاي خبرگزاري ها عيناً به مردم عرضه نمي شوند. مطبوعات، راديو و تلوزيون؛ اخبار، گزارشهاي، پيامها و اطلاعاتي را كه خبرگزاريها در اختيارشان قرار مي دهند با توجه به سياست و هدف مشخص خود به صورت يك محصول نهايي توليد و عرضه مي كنند.

 

تفاوتهاي خبر نويسي و انتشار اخبار در رسانه هاي جمعي

 

خبر نويسي

مطبوعات

راديو

تلويزيون

خبرگزاري

سبك خبر نويسي

هرم وارنه – تاريخي همراه با ليد

هرم وارونه

هرم وارونه

هرم وارونه – تاريخي همراه با ليد

ليد نويسي

انواع ليد : ليد نويسي با اسفتاده از عناصر خبر، ليدهاي يك موضوعي، ليدهاي چند موضوعي

انواع ليد ( به جز ليدهاي نقلي كه ناقل در پاراگراف بعد مي آيد)

انواع ليد(به جز ليدهاي نقلي كه ناقل در پاراگراف بعد مي آيد)

      انواع ليد

بدنه خبر يا متن خبر

حفظ ارتباط ساختاري پاراگرافها با استفاده از عوامل حفظ وحدت خبر

هرپاراگراف نياز به منبع دارد.

هرپاراگراف نياز به منبع دارد

حفظ ارتباط ساختاري پاراگرافها با استفاده از عوامل حفظ وحدت خبر

اندازه ومحتواي خبر

خبر تقريباً كامل است.ستون تعيين كننده است.

معمولاً خبركوتاه است. زمان تعيين كننده است.

معمولاً خبر كوتاه است زمان تعيين كننده است.

خبر بايد كامل باشد.محدويت وجود ندارد.

سابقه خبر

تقريباً به صورت كامل مي آيد.

بسيار كوتاه در خبر مي آيد.

بسيار كوتاه در خبر مي آيد.

بطور كامل بايد درخبر بيايد.

تحليل و تفسير خبر

به منظور ارضاي نياز خبري مخاطب تحليل و تفسير بايد دركنار خبر بيايد.

فاصله بين خبر وتحليل و تفسير خبر وجود دارد.

فاصله بين خبر وتحليل وتفسير خبر وجود دارد.

فاصله بين خبر وتحليل و تفسير وجود دارد. البته بستگي به نوع استفاده دارد.

تيتر

نقش اساسي درجلب و جذب مخاطب دارد.

بايد داراي نقش درجذب مخاطب باشد ولي اكنون به جاي تيتر ازخلاصه خبر استفاده مي شود.

بايد داراي نقش باشد ولي اكنون ازخلاصه خبر استفاده مي شود.

نقش آن درتفكيك مطالب است.

انواع واجزاي تيتر

كاربرداساسي دارد.

كاربرد كم دارد.

كاربرد كم دارد.

كاربرد ندارد.

زبان خبر

زبان ساده، روشن ومفهوم

زبان ساده، روشن و مفهوم

زبان ساده، روشن و مفهوم

زبان ساده و زبان تخصصي

عكس، طرح، نقش

كاربرد دارد.

كاربرد ندارد

نقش وكاربرد اساسي دارد و نقش فيلمهاي خبري در جذب مخاطب بسيار مهم است.

كاربرد ندارد.

عرضه يا نمايش خبر

با استفاده از تكنيكهاي صفحه بندي تنوع و گيرايي دارد.

با صوت تنوع ايجاد مي شود موسيقي نقش مهمي دارد

با تنوع تصوير،صوت وهمچنين رنگ

تنوع ندارد.

برجسته سازي خبر

با استفاده ازفنون صفحه بندي برجسته سازي صورت مي گيرد. اندازه تيتر، استفاده ازعكس، نقش،طرح،جايگاه خبر درصفحه،كادر،ترام، نگاتيو

اولويت دهي درترتيب قرائت خبر وصوت

اولويت گذاري ترتيب خواندن خبر، استفاده از عكس، اسلايد، فيلم، صدا، رنگ

مي تواند درسرعت بخشيدن در ارسال خبر يا تأخير آن نقش داشته باشد يا خبررا به صورت كوتاه ارسال كند يا پي درپي جزئيات بيشتري بفرستد.

 

 



 

چگونگي ترغيب خواننده

به خواندن خبر

نعيم بديعي

 

 

يكي از روزنامه نگاران قديم تهران مي گفت: «زماني كه كار را در تحريريه روزنامه شروع كردم، تازه ديپلم دبيرستان را گرفته بودم ومحل كارم سرويس شهرستانها بود. آن زمان دبير سرويس ما مي گفت: وقتي خبر را تنظيم مي كني، درست مثل اين است كه يك داستان را مي نويسي، همه مطالب را نبايد همان ابتدا گفت، بايد مطالب را طوري بنويسي كه هميشه ابهام براي خواننده وجود داشته باشد. فكر كند كه بايد پاراگراف بعد را هم بخواند، اگر مطالب مهم را در «تيتر» (Linehead ) ويا در ابتداي خبر بنويسي، ديگر براي خواندن چه باقي مي ماند».

اين روزنامه نگار مي گفت: «بعدها كه توانستم وارد دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي1شوم و اصول روزنامه نگاري وخصوصاً اصول خبر نويسي را بياموزم، از تفاوت فاحشي كه بين دو نظر وجود دارد، آگاه شدم، دانستم كه بين آنچه كه دبير سرويس ما كه خود سالها در روزنامه با شيوه قديم تنظيم خبر آشنا بود مي گفت، با آنچه استادان روزنامه نگاري برمنباي تحقيقات وسيعي كه بر روي مخاطبان صورت گرفته، مي گويند، فاصله بسيار است. امروز هم من به خبرنگاران تازه كار خود مي گويم آن شيوه قديم را كنار بگذارند و خبر را به «سبك هرم وارونه » (Inverted Pyramid Style ) تنظيم كنند».

 

سبك مناسب نگارش مطالب خبري

 استدلال روزنامه نگار قديم سرويس شهرستانها، هنوز هم در تحريريه بسياري از روزنامه هاي ما، بخصوص در شهرستانها وجود دارد. اين ديدگاه كه خواننده را بايد با ارائه مطالب مبهم وگنگ به خواندن خبر مجبور كرد، ممكن است ناشي از تأثير سبك نگارش مطالب داستاني برمطالب خبري باشد. اين نكته فراموش مي شود كه خواننده روزنامه، عنوان يك مخاطب پويا، مطالب خبر را انتخاب مي كند. خواننده دربعضي از خبرها فقط تيتر آن را مي خواند، در بعضي ديگر، تيتر و يكي دو پاراگراف اول خبر را مي خواند و برخي خبرهاي ديگر را كه بتواند «نيازهاي آني وآتي» او را تأمين كند، تا انتها دنبال مي كند.2

كوشش خبرنگاران بايد بر اين پايه استوار باشد كه تيتر را طوري انتخاب كنند كه ضمن هماهنگي با پاراگراف اول خبر، خواننده رابه خواندن ليد ترغيب كند و نه اينكه او را از خواندن خبر باز دارد. انتخاب تيتر و ليد مبهم، خواننده را به خواندن خبر جلب نمي كند. به خبر زير توجه كنيد:

 

 

اين تيتر و ليد، اكثريت خوانندگان را به خواندن خبر ترغيب نمي كند، بلكه آنان را از خواندن خبر باز مي دارد. البته در مقاله، بحث ما دراطراف تيتر و مشكلات نگارش آن نيست. بلكه نگارش قسمتهاي بعد از تيتر مورد نظر است، تيتر خود بحث جداگانه اي را طلب مي كند. همچنين، موضوع انتخاب خبر از انبوه رويدادها در يك روز معين براي تأمين نيازهاي خبري خواننده نيز، درمقاله ديگر به آن اشاره شده است. 3

 

سبك هرم وارونه

براساس تحقيقاتي كه بويژه در 20 سال اخير صورت گرفته، مناسبترين سبك نگارش براي مطالب خبري روز، سبك هرم وارونه است.4 منظور ازسبك هرم وارونه، اين است كه بر خلاف شيوه سنتي نگارش خبر يا نگارش مطالب داستاني، چكيده «مهمترين مطلب » رويداد در ابتداي خبر وكم ارزشترين مطلب درانتهاي خبر قرار مي گيرد. مطالب هر قسمت، با در نظر گرفتن ارتباط مطالب با يكديگر، و با توجه به ميزان اهميت آنها از بالا به پايين تنظيم مي شود. پاراگراف اول خبر را دراين سبك «ليد» (Lead ) خبر مي ناميم.

 سبك هرم وارونه يكي از كاراترين روشهاي انتقال اطلاعات است. بايد دانست كه اكثر خوانندگان روزنامه، حدود نيم تا يك ساعت از وقت خود را بيشتر صرف خواندن روزنامه نمي كنند، خواننده معمولاً خواندن خبر را با «تيتر » شروع مي كند، اگر آن خبر را مربوط به كار و زندگيش يافت، به خواندن بقيه خبر ادامه مي دهد.

 تحقيقات موجود نشان مي دهد كه تعداد خوانندگان هر خبر با تعداد پاراگرافهاي آن رابطه معكوس دارد، يعني هرچه خبر طولاني تر باشد، تعداد خوانندگان آن كمتر است. اكثر خوانندگان روزنامه تيتر خبر را مي خوانند، ولي تعداد خوانندگان با افزايش تعداد پاراگرافها كمتر مي شود. بديعي است، اين رابطه به كيفيت رويداد، شيوه نگارش و ارائه خبر بستگي دارد. 5

 

«ليد» خبر

  همان طور كه اشاره شد، به پاراگراف اول خبر در سبك هرم وارونه «ليد» مي گويند. اين پاراگراف وتيتر، مهمترين قسمت خبر است. «ليد» درزبان انگليسي به معني «هدايت وراهنمايي» است، درحقيقت، پاراگراف اول يا «ليد» درسبك هرم وارونه مي تواند خواننده خود را به خواندن متن خبر، هدايت (تر غيب) كند و يا او را از خواندن خبر بازدارد. اينكه گفته مي شود ليد «چكيدة مهمترين مطالب است، نبايد با «خلاصه خبر» (News Summary ) اشتباه شود. ليد، خلاصه خبر نيست، چكيدة مهمترين بخش خبر است. همان است كه اكثريت خوانندگان پس از خواندن خبر براي يكد يگر تعريف مي كنند. ليد معمولاً يك جمله يا حداكثر دو جمله است.

نگارش ليد خبري خوب، كاري بسيار مهم است. خبرنگار بايد فوراً خواننده را درجريان مهمترين قسمت رويداد قرار دهند. داستان نويسان معمولاً چندين صفحه را صرف توصيف ماجرا مي كنند و در اواسط يا اواخر نوشته، به موضوع اصلي ماجرا مي پردازند. درنگارش خبر براي روزنامه نمي توان اين روش را به كار گرفت، زيرا احتمال زيادي دارد كه باعث خستگي خواننده شود، به طوري كه آن خبر را رها كند و خبر ديگري را بخواند. هدف ارائه مطالب خبري بايد انتقال پيام باشد نه اتلاف وقت خواننده. ليد مبهم وگنگ، خواننده خبر را از دست مي دهد. اگر ليد مهمترين مطلب يك رويداد را به روشني بيان كند، احتمال اينكه خواننده خبر را بخواند، زياد تر است. نوشتن چكيده مهمترين بخش يك رويداد با استفاده از كلمه هاي ساده، كارآساني نيست. به همين خاطر است كه بسياري از روزنامه هاي بزرگ دنيا افراد خاصي را فقط براي ليد نويسي در تحريريه خود به كار مي گيرند. درگذشته رسم چنين بوده است كه ليد خبر به تمام سؤالهاي مربوط به عناصر خبر (News Element ) (كه؟ کجا؟ كي ؟ چه؟ چرا؟ چگونه؟) پاسخ مي دهد ولي امروز اين روش منسوخ شده است.6 ليد ي كه به شش عنصر خبر پاسخ دهد – مگر درموارد استثنايي – پيچيده و طولاني است در ضمن، اين احتمال وجود دارد كه جواب بعضي از سوالها در ابتداي خبر لازم نباشد. هنگام تهيه ليد، بايد موارد زير را در نظر داشت:

v      کدام  يک از نکته هاي واقعه از ديگري مهمتر است؟

v      تغييرها ي جد يد رو يداد چه بوده است؟

v      چگونه مي توان با کمترين کلمه ها بهترين ليد را نوشت؟

 

ليد بي محتوا و ليد با محتواي زياد

 به طور كلي، هر رويداد حاوي مطالب مهم و جالبي است كه مي توان چكيده مهمترين قسمت آن را در ليد خبر قرار داد. خبرنگار بايد از نوشتن مطالب كلي و بي محتوا كه چيزي به خواننده نمي دهد، خود داري كند. به نمونه هايي زير توجه كنيد:

رئيس كل بانك مركزي ايران كه به جمهوري عربي سوريه سفر كرد ه بود ساعت 10/12 ديروز به تهران بازگشت.

وي هنگام ورود به فرودگاه مهر آباد طي يك مصاحبه اختصاصي با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ضمن تشريح نتايج اين سفر نقطه نظراتش را در زمينه نحوه توسعه مبادلات بين دو كشور ونيز....

* * *

               سرويس اجتماعي: سمينار شش روزه رؤساي آموزش و پرورش سراسر كشور صبح امروز با سخنان دكتر حبيبي معاون اول رئيس جمهوري درمحل اردوگاه شهيد باهنر تهران به كار خود پايان داد.

              بنا به اين گزارش خبرنگار ما، دكتر حبيبي درسخنان خود مشاركت مردم در اداره امور مربوط به آموزش و پرورش وهماهنگي مديران را مورد تأكيد قرارداد.

               وي گفت: فعاليت مناسب آموزش وپرورش در طول انقلاب به خاطر حضور.....

* * *

زنجان _خبرنگا ر....

جلسه شوراي مسكن استان زنجان با حضور وزير مسكن وشهرسازي و به رياست موسوي استاندار زنجان تشكيل شد.

* * *

              تبريز _ خبرنگار...

              جلسه شوراي اداري استان آذربايجان شرقي به رياست مهندس پرهيزكار استاندار تشكيل شد.

              وزير آموزش وپرورش كه به منظور شركت درسمينار مسؤولان تربيت بدني كشور به مشهد سفر كرده بود دريك مصاحبه مطبوعاتي در جمع خبرنگاران به سؤالات مطرح شده پيرامون مسائل ورزشي و اهميت آن در مدارس پاسخ داد.

              وي ابتدا به برگزاري سمينار مزبور اشاره كرد و چنين اظهار داشت: بنا بر اطلاعي كه به من دادند اين اولين گردهم آيي مسؤولين ورزشي....

* * *

آنچه لازم است در ليد اين خبر ها قرار گيرد مهمترين فراز آنها ست كه بايد به طرزي مشخص بيان شود و ازكلي گويي پرهيز گردد.

به همان اندازه كه ليد بي محتوا مناسب نيست، ليدي هم كه به شش عنصر خبر به صورت كامل پاسخ گويد مناسب نيست. مثال زير گرچه تا حدودي اغراق آميز است، ولي نمونه ليد منسوخ شده اي را نشان مي دهد كه به شش عنصر خبر پاسخ مي گويد. نمونه تجديد نظر شدة  زير هم براي مقايسه آمده است. از نقطه نظر بيشتر خوانندگان، ليد اول حاوي مطالب زايد وكم اهميت است كه درنمونة دوّم، جزئيات واقعه در پاراگراف هاي بعد شرح داده مي شود:

             عباس حسين زاده زُشكي، 17 ساله،دانش آموز دبيرستان ابن سينا، ساعت 3 بعد ازظهر ديروز هنگام عبور از خيابان كريمخان زند با اتوبوس شماره 1472 – تهران به رانندگي حسين نيكنام، 48 ساله، تصادف كرد و ساعتي بعد به علت خونريزي مغزي دربيمارستان درگذشت.

* * *

دانش اموز 17 ساله اي بعد ازظهر ديروز پس از تصادف با اتوبوس،به علت خونريزي مغزي در بيمارستان سينا درگذشت.

* * *

براي نگارش ليد مناسب مي توان از عناصر ( كه؟ كجا؟ كي ؟ چه ؟ چرا ؟ چگونه؟ ) و ارزشهاي خبري (شهرت، دربرگيري، برخورد،....) كمك گرفت. نكته ديگر اينكه ليد را ميتوان با تأكيد بر هر يك از عناصر خبر ساخت كه خود نياز به بحث جداگانه اي دارد.

براي نگارش «ليد» يا اولين پاراگراف درسبك هرم وارونه به موارد زير بايد توجه داشت:

v      ليد حاو ي مطالب مبهم، گنگ و جزئي نباشد.

v      تعداد کلمه هاي ليد از 40 واژه تجاوز نکند و حداکثر دو جمله باشد.

v   نام و نام خانوادگي افراد (منابع خبر ي) در صورتي در ليد نوشته شود که خواننده با خواندن آن بتواند قيافه آن فرد را در ذهن خود مجسم کند. در غير ا ين صورت بهتر است از د يگر خصوصيات فرد (سمت، شغل، سن،... ) برا ي معرفي او در ليد استفاده شود.

v      در سبک هرم وارونه، محتواي ليد با تيتر خبر هماهنگ است و  يک مطلب را بيان مي کند.

v      به طور کلي ليد «چکيده مهمتر ين مطالب» را به صورت مشخص بازگو مي کند.

با توجه به مواردي كه عنوان شد، سبك هرم وارونه به عنوان مناسبترين سبك نگارش براي مطالب خبري روز( مصاحبه، سخنراني، سمينار،...... ) پيشنهاد مي شود. اين سبك برتريهايي دارد كه به طور خلاصه، به برخي از آنها در زير اشاره مي شود:

1.   در ليد چكيده مهمترين مطلب ارائه مي شود؛

2.   از نظر خواننده، زمان كمتري براي دريافت پيام خبري لازم است؛

3.   خواننده را خسته نمي كند؛

4.   حس كنجكاوي خواننده را از جنبه نياز خبري فوراً ارضاء مي كند؛

5.   متن خبر برپايه ارزش مطالب تنظيم مي شود؛

6.   خواننده رابه خواندن خبر بهتر ترغيب مي كند؛

7.    از لحاظ تيتر نويسي و ماكت بندي كار را ساده مي كند.

كاستيهايي كه براي سبك هرم وارونه برمي شمرند،مانند: «چون مطالب مهم درهمان ابتداي خبر قرار مي گيرد بنا براين احتمال خواندن بقيه خبر كاهش مي يابد ويا اعمال نظر خبرنگار در برجسته كردن مطالب بيشتر از ساير سبكها ست»، دركنار برتريهايي كه اين سبك دارد ناچيز است. بايد در نظر داشت كه خواننده،خبرهاي روزنامه را انتخاب مي كند و اجباري در خواندن همه خبرها ندارد و بنابراين بايد پيام خبري را به سادگي و روشني براي او تنظيم كرد وراههاي ترغيب او را يافت. انتخاب تيتر، ليد، عكس، نقشه و نمودار مناسب مي تواند از عوامل ترغيب كننده باشد.

 

حاشيه

1.دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي (سابق) در حال حاضر در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي ادغام شده و گروه آموزشي ارتباطات اجتماعي را شامل مي شود. تا قبل از تصويب برنامه دروه كارشناسي مستقل «علوم ارتباطات» با دو شاخه «روزنامه نگاري» و «روابط عمومي» در مرداد ماه 1369 توسط شورايعالي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي، «شاخه ارتباطات اجتماعي» به عنوان يكي از شاخه هاي ششگانه رشته علوم اجتماعي در اين دانشكده تدريس مي شد از سال تحصيلي 70 – 1369، رشته مستقل علوم ارتباطات» با دو شاخه «روزنامه نگاري» و «رابط عمومي» در دانشگاه علامه طباطبايي داير شده است.

2. «ويلبر شرام» از اولين كساني بوده است كه در مقاله سال 1949 مفاهيم «منافع آني و آتي» را مطرح وبررسي كرده است.

پژوهشگران ديگري هم اين زمينه را تعقيب كرده اند. رجوع كنيد به:

Wilbur Schramm, " The Nature of News " , Journalism Quarterly , 26:259 – 69 (1949), Wilbur Schramm, Jack Lyle , and Edwin Parker , " Patterns of Children’s" ," Reading of Newspapers " , Journalism Quarterly , 37:35 – 40 (1960) , Jack Lyle , " Immediate vs. Delayed Reward Use of Newspapers by Adolescents " , Journalism Quarterly , 39: 83 -5 ( 1962) , V , Petila, " Immediate vs. Delayed Reward in News Newspaper reading" , Acta Sociologica , 12 (1969) ,Herbert Kay , " Toward an Understanding of news Reading Behavior" , Journalism Quarterly , 31: 15 – 35 (1954) , Naiim Badii and Walter J. Ward , " The Nature of News in Four Dimensions " , Journalism Quarterly , 57: 243 -8 (1980 ) , Michael , W. Singletary , " Reliability of Immediate Reward And Delayed Reward Categories" , Journalism Quarterly. 62: 116 -20 (1985)

 

3.«معيار هاي گزينش خبر: كدام خبر، چرا؟ دكتر تعيم بديعي، رسانه، سال 1 ش 1 بهار 1369 ): 40-45

4.Michael Ruffiner , " An Empirical Approach for the Assessment of Journalistic Writing " Journalism Quarterly , 58: 77 – 82 (1981) , Herbert Kay , " Toward an Understanding of News Reading Behavior ".Journalism Quarterly , 31:15-32 (1954) , George A. Hough, News Writing, 3 rd ed., Dallas Tx , Houghton Mifflin. 1984. Bruce Westley , News Editing , 3rd ed., Dallas, Tx: Houghton Mifflin , Anderson and Bruce D. Itule, contemporary 1980: Douglas and Burkett , News Reporting , Westminster , MD: Random House, 1984 ,Warren Burkett , News Reporting: Science , Medicine ,and High Technology , Ames Iowa: State University Press , 1986 , Julian Harriss B. Kelly Leiter , and Stanley Johnson , The Complete Reporter , 5th ed ,. New York, N. Y: Macmillan Publishing Co. 1985.

 

5. Michael Ryan and James W. Tankard , Jr. Basic News Reporting , Palo Alto ,California: Mayfield Publishing Co,.1977, PP.101 -104.

6- براي مطالعه بيشتر درباره خصوصيات «عناصر خبر» رجوع كنيد به: روزنامه نگاري: با فصلي جديد در بازنگري روزنامه نگاري معاصر، تأليف دكتر كاظم معتمد نژاد، با همكاري دكتر ابوالقاسم منصفي ( تهران: سپهر، 1368، چ 3 ): 22 -26.

 

 



اعتبار منبع: منبع چيست ؟

اعتبار منبع كدام است ؟

فريد اديب هاشمي

 

يكي از مواردي كه مخاطبان وسايل ارتباط جمعي معمولاً به دنبال كشف و ارزيابي آن هستند، هويت منبع پيام و ميزان درستي و اعتبار آن است. ذكر منبع پيام در خبرها و مقاله ها و ديگر مطالب رسانه ها ي ديدراي ونوشتاري، علاوه بر اينكه در جلب اطمينان مخاطب مؤثر است، به پيام و خود رسانه نيز به عنوان منبع پيام، اعتبار بيشتري مي بخشد، ذكر منبع در خبرها تا آنجا اهميت يافته كه در برخي از كشورها كه به اجراي مقررات عهد نامه بين المللي حفظ حقوق مؤلف پايبندند گاه ممكن است عدم ذكر و درج منبع در خبر ها، منجر به تحت تعقيب قرار گرفتن مسؤولان رسانه ها شود.

 

منابع روزنامه ها

منابع و مآخذ مطالب چاپ شده در روزنامه ها در يك تقسيم بندي نه چندان تازه، 12 مورد را در بر مي گيرند:

1. اخبار ومقاله هايي كه توسط خبرنگاران ونويسندگان تحريريه درمحل انتشار روزنامه تهيه مي شوند؛

2 .مطالب ارسالي از سوي خبرنگاران ثابت يا فرستادگان مخصوص روزنامه در شهرستانها و يا خارج از كشور؛

3 .نوشته هاي همكاران غير مستقيم روزنامه ها؛

4 .اخبار و تفسيرهاي خبرگزاريهاي داخلي و خارجي؛

5 .اخبار و اعلاميه هاي دولتي دريافت شده از روابط عمومي ها؛

6 .اطلاعات واخبار دريافت شده از انجمنها، جمعيتها، احزاب و اصناف و حتي افراد عادي،

7 .اخبار و مقاله هاي اقتباس شده از روزنامه ها و نشريات داخلي يا خارجي،

8 .اخبار و مطالب راديو – تلويزيون داخلي؛

9 .بولتنها و نشريات سفارتخانه هاي خارجي و نمايندگيهاي كشورهاي خارجي؛

10. اخبار ارسالي خوانندگان به وسيلة نامه يا تلفن،

  11.مطالب تهيه شده از آرشيوها و كتابخانه ها؛

  12.مطالب و اطلاعات تهيه شده از فيلمهاي مستند خبري 1.

 امّا مهمترين و پر ارزشترين منبع خبري مطبوعات، گزارشهاي اختصاصي خبرنگاران خودي است كه با توجه به نيازهاي خوانندگان، با دقت، هوشياري و موشكافي تهيه و ارسال مي شوند.

روزنامه ها و ديگر رسانه ها نيز معمولاً، با توجه به تناسب موضوع، ارزش واهميت بيشتري به اين گونه اخبار مي دهند. دراين مورد بخصوص، گذشته از تمامي اهميت و ويژگيهاي مثبتي كه يك گزارش اختصاصي خبرنگار خودي مي تواند براي روزنامه داشته باشد، معمولاً باعث آرامش خيال و اطمينان خاطر سردبيران و مسؤولان روزنامه ها هم مي شود. مسؤولان روزنامه ها اغلب اين طور تلقي مي كنند كه منبع اين گونه گزارشها و خبرهاي اختصاصي، معتبر است و مي توان با خيال راحت و بدون نگراني از واكنشهاي احتمالي آتي، بسته به اهميت خبر، تيتري 8 تا 10 ستوني نيز درصفحة  اوّل به آن اختصاص داد. در واقع، سردبيران در چنين مواردي كمتر نگران صحت وسقم منبع خبر – كه بي اعتباري آن،گاه مي تواند اعتبار چندين ساله روزنامه اي را از بين ببرد - هستند.

 

اعتبار منبع از نگاه روان شناسي

در زمينة اعتبار منبع (Source credibility ) تحقيقات چنداني دردست نيست. امّا در روان شناسي اجتماعي در مبحث «تغيير گرايش » (Attitude chage ) آنجا كه از «متقاعد سازي، تبليغات و تغيير گرايش» بحث مي شود، به اين مقوله پرداخته شده و آمده است كه همة پيامهايي كه به منظور نفوذ در گرايشهاي مردم تهيه و انتشار مي يابند به يك اندازه تأثير مي گذارند. عوامل خاصي دركار هستند كه اثر آنها را افزايش مي دهند يا مانع تأثيرآنها مي شوند و يا تأثيرات را كاهش مي دهند. دربحث روان شناسي اجتماعي پيامها از سه جنبه مورد مطالعه قرارگرفته اند: 1) منبع پيام ؛ 2) محتواي پيام ؛ 3) گيرندة پيام.

«منبع پيام» در اين مبحث به عنوان يكي از عوامل مهم تغيير گرايش مطرح شده واز زواياي «اعتماد به منبع»، «جاذبة منبع» و «قدرت منبع» قابل ارزيابي تشخيص داده شده است.

اعتماد به منبع: تخصص از عواملي دانسته شده كه باعث افزايش اعتماد به منبع مي گردد. زيرا كه بسياري از افراد، اظهار نظرهاي متخصصان را راحت تر مي پذيرند. به عبارت دقيق تر پيام منبع معتبر، راحت تر نفوذ مي كند. وكمتر مورد انتقاد قرار مي گيرد. درمورد منابع شفاهي نيز اطمينان خاطر گوينده به هنگام سخن گفتن، منبع را صالح تر و قابل اعتمادتر نشان مي دهد.

جاذبه منبع: محبوبيت و جذابيت ظاهري اعتبار بيشتري به منبع مي دهد، بيشترين استفاده از اين خصوصيت درآگهي هاي تجارتي به عمل مي آيد زيرا كه محبوبيت منبع، باعث جلب بيشتر گيرندة پيام و تأثير بيشتر روي مخاطب خواهد شد. نمونه هاي اين گونه استفاده از جذابيت منبع را نيز در استفاده از افراد معروف و محبوب نظير ورزشكاران، هنرپيشگان، قهرمانان جنگ و... براي انتشار پيامهاي خاص سياسي، تجاري، بهداشتي وغيره ديده ايم. از سوي ديگر، مشابهت در گرايشها، مهارتها، و ارزشها نيز به جاذبه و اعتبار منبع كمك فروان مي كند.

قدرت منبع: نظر برخي از روان شناسان نيز بر اين است كه هرچه قدرت منبع بيشتر باشد، نفوذش برگرايش گيرندگان پيام بيشتر خواهد بود.

 

تحقيقات در زمينة اعتبار منبع

همان طور كه گفته شد، تحقيقات چنداني در اين زمينه در دست نيست. در سال 1985 ميلادي در ايالات متحدة آمريكا تحقيقي در زمينه اعتبار منبع صورت گرفت و در سال 1989 ميلادي نيز تحقيق مشابهي در زمينة تأثير جنسيت در ميزان اعتبار روزنامه و روزنامه نگار در همين كشور انجام شد.

شايد بتوان گفت كه در ايران تحقيق مستقلي در اين زمينه صورت نگرفته است و اگر هم موارد پراكنده اي يافت شود به طور غير مسقيم و ضمني در خلال ساير موضوعات تحقيقي مورد اشاره قرار گرفته است.

 دربارة پيشينة تحقيق در اين زمينه، سي سيلي گازيانو (Cecile Gaziano ) و كريستين مك گراث (Kristin Mc Grath ) در مقدمة گزارش تحقيقي كه در سال 1985 ميلادي در ايالات متحده آمريكا انجام شد،2 نوشته اند كه تحقيق دربارة اعتبار منبع، دو پيشينه دارد: يكي بر روي «صحت گزارش روزنامه »3 انجام گرفته است و ديگري به «قابل باور بودن منبع به عنوان جزئي از در برگيري ارتباطات»4 پرداخته است. هنگامي كه در دهه 60 ميلادي توجه به تحقيقات در اين زمينه افزايش يافت، هاوّلند (Havland ) و همكارانش طي تحقيقات خود دو جزء اصلي اعتبار منبع را مشخص كردند:

1) وثوق ( Trustworthiness ) ؛

2) تخصص (Expertise )

اين مسأله باعث شد تا توجه بعضي از محققان به تشخيص از طريق عامل تحليل كه تضمين كنندة اعتبار منبع است، افزايش يابد. محققان به اين نتيجه رسيدند كه «اعتبار منبع» يك مفهوم چند بعدي است و مشخصه هاي آن نيز در هر بررسي تغيير مي كند. 5

لس آنجلس تايمز در سال 1985 ميلادي يك نظر سنجي دربارة گرايش سياسي در گزارشهاي روزنامه و ارزيابي وظايف وسايل ارتباط جمعي انجام داد و به بررسي مفاهيمي نظير صحت، انصاف، مسؤوليت و نقش نقادي دولت پرداخت. درآن زمان ميزان اعتماد به عنوان وسيله اي براي قياس ساير نتايجي كه از بررسي اعتماد در آمريكا به دست مي آمد، مورد استفاده قرار مي گرفت، از جمله باور داشتند يا معتبر شمردن يك نشريه، هنگامي كه يك گزارش خبري با ويژگي «برخورد» در سطح جامعه منتشر مي شد. يا ترجيح مخاطبان در استفاده از وسايل ارتباط جمعي براي كسب آگاهي در مورد اخبار محلي، استاني، ملي و بين المللي، يا قابليت در پوشش دادن به موارد ويژه و مسؤوليت در اجراي حقوق مندرج در  اوّلين اصلاحيه قانون اساسي آمريكا.

بعضي از محققان درمسائل مربوط به اعتبار حدس زده اند كه ميدان جغرافيايي اخبار، يكي از متغيرها مهم است. برخي از تحقيقات نشان داده بود كه مردم در برخي از جوامع، در مسائل محلي، روزنامه ها را بيش از تلويزيون باور دارند و برعكس، تلويزيون را در مسائل ملي و بين المللي بيشتر قبول دارند. تحقيقي كه در سال 1985 ميلادي در آمريكا انجام شد در چهار زمينه صورت گرفت:

1. نگاهي به ابعاد اعتبار منبع ؛

2. قابليت مرد م در تميز دادن اخبار روزنامه و وسايل ارتباطي،

3.  مشكلات اعتبار در پوشش محلي؛

4. ارتباط بين اعتبار ونگرش مثبت به موضوع  اوّلين اصلاحية قانون اساسي آمريكا.

 

ابعاد اعتبار منبع: تحليل نتايح بدست آمده از تحقيق نشان داد كه 12 موضوع درعامل اعتبار منبع جمع شده اند. اين 12 موضوع عبارت است از: انصاف و اعتدال، بي غرضي، گفتن تمام ماجرا، صحت، محترم شمردن زندگي خصوصي افراد، مراقبت از طرفداران، داشتن موضوعات مربوط به بهتر شدن وضع اجتماعي، جدايي واقعيت از ديدگاهها، قابل اعتماد بودن، در ارتباط با موضوعات مورد علاقة مردم بودن، واقعي بودن و داشتن گزارشهاي موثق.

امّا برخي معتقد بودند كه بعضي از اين موضوعات بايد در سه عامل نظير انصاف، وثوق وصحت تقسيم شوند. به هر حال ميزان اعتبار به دست آمدة تلويزيون و روزنامه در اين تحقيق به ميزان اين 12 مورد بستگي داشته است.

در بيان ابعاد ديگري از «اعتبار منبع» جا دارد به اظهار نظرهاي مختلفي كه در جامعه كنوني كشورمان در مورد صحت و درستي خبر و اعتماد به خبرنگاران به عنوان يک منبع مورد اعتماد و اهميت اين مسأله به عنوان يك ارزش اخلاقي و حرفه اي ابراز مي شود، نيز پرداخت. مرور بر بعضي از اين اظهار نظرها- به خاطر جايگاهي كه ابزار كنندگانشان در جامعه دارند- قطعاً در تقويت اهيمت ارزش مفاهيمي چون صحت و درستي خبر، معتبر بودن منبع خبر، انصاف و بي غرضي، محترم شمردن زندگي خصوصي افراد و... در جامعة مطبوعاتي و نقشي كه پاينبدي به اين مفاهيم در چرخش صحيح اطلاعات در جامعه ايفا مي كند، مؤثر خواهد بود. 6

مرجع فقيد، حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني، در ديداري كه مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي در آبان ماه سال 1371 با ايشان داشته با اشاره به حساسيت كار خبري تأكيد كردند كه «در كار خبري، مردم را متوجه خدا و عالم آخرت كنيد و از «غيبت» و «تهمت» پرهيز نماييد». (ابرار 17 آبان 71 )

در همين حال آيت الله العظمي اراكي نيز در ديداري كه مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي با ايشان داشت تأكيد كردندكه: « شغل خبرنگاري از شغلهاي حساس جامعه است و دراين شغل بايد الگوي شما، پيامبر اكرم (ص) كه خود يك پيام آور بود، باشد و براي شما افتخار است كه الگوي كارتان پيغمبر خداست». ايشان تاكيد كردند كه: «خبر يك «امانت» است و شما بايد در حفظ امانت دقت كنيد و استواري خود را از دست ندهيد. اين افتخار بزرگي است كه يك خبرنگار در صفت «امانت»، با رسول اكرم (ص) كه به امين بودن شهرت داشتند. هم صفت باشند.»

از سوي ديگر آيت الله مشكيني نيز در ديداري كه مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي با ايشان داشت، گفت: «كار خبري، بسيار حساس است و كسي كه در اين حرفه كار مي كند، بايد انساني پاك و دور از حب و بغضهاي شخصي و گروهي باشد». آيت الله مشكيني تأكيد كرد كه «شما تكيه خبرتا ن را روي ملتها بگذاريد و بدانيد كه ملتها در طول تاريخ پيروز بوده اند.»

افزون بر اين، آيت الله جوادي آملي در ديدار با مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: «در كار خبر دو مرحلة اساسي وجود دارد:  اوّل شناخت حق و دوّم عمل به آن. در گام  اوّل مي بايست تشخيص داد كه كدام خبر با واقعيت منطبق است و در مرحلة دوّم مي بايست آن را به طرز صحيح منتشر ساخت. اين وظيفه اي مشكل و خطير است و جز با بهره مندي از ايمان قوي و تخصصي مناسب نمي توان از عهدة آن برآمد. بسياري از تصميمات غلط به خاطر اخبار و اطلاعات غلطي است كه به منابع تصميم گيرنده مي رسد، لذا در كار خبري خود مي بايست مراقب دو آفت باشيد:  اوّل كذب خبري و دوّم كذب مخبري كه اين هر دو موجب از بين رفتن اعتماد به دستگاه خبر رساني مي شود. آيت الله جوادي آملي همچنين معتقد است كه: «خبر نگار، كسي است كه «راستگو» باشد و علاوه بر آن قدرت تشخيص خبر درست از نادرست را دارا باشد. لذا در گزينش دست اندركاران امور خبري دقت كنيد كه افراد خدا ترس را برگزينيد و در فنون خبري نيز آنها را به خوبي آموزش دهيد.»

حال به ادامة بحث مربوط به تحقيقي كه در سال 1985 ميلادي دربارة اعتبار منبع در ايالات متحدة امريكا انجام شد مي پردازم. قبلاً گفته شد كه يكي از چهار زمينة تحقيق، ابعاد اعتبار منبع است. اكنون ساير ابعاد اعتبار منبع را در آن تحقيق، پي مي گيريم.

تشخيص و تميز وسايل ارتباط جمعي: در تمام طول تحقيق به جز يك مورد، تلويزيون از ساير وسايل جمعي بهتر دانسته شد وهنگامي كه به مخاطبان اصرار مي شد كه حتماً يكي از وسايل را به عنوان وسيلة ترجيحي خود برگزينند. تلويزيون را انتخاب مي كردند. آن يك مورد هم مربوط به خواست خوانندگان مبني بر درك كامل يك موضوع محلي يا جنجال برانگيز بود. در اين مورد نيمي از نمونه هاي امّاري، روزنامه را به عنوان رسانة مرجع خود انتخاب مي كردند.

پوشش مخصوص منطقه اي: ارزيابي پاسخها نشان داد كه روزنامه ها نگرش بهتري به اخبار محلي دارند و تلويزيون اين نگرش بهتر را نسبت به حوادث طبيعي دارد. از مخاطبان در تحقيق سؤال شد كه براي پي بردن به رويدادي كه در ك آن سخت و پيچيده است يا جنجال و بحث برسرآن زياد است. كدام وسيلة ارتباط جمعي را مورد استفاده قرارمي دهيد؟ نيمي از مخاطبان در پاسخ، روزنامه ها را انتخاب كردند و تعداد آنان كه تلويزيون را در اين زمينه معتبر شمرده بودند، كمتر از 4 مورد از 10 مورد بود. امّا 57 در صد كساني كه مورد اين پرسش واقع شدند كه كدام يك از وسايل ارتباط جمعي براي درك اخبار ملي مورد اعتماد شماست؟ تلويزيون را انتخاب كردند و 29 درصد به روزنامه رأي مثبت دادند. تحقيق به اين نتيجه رسيد كه اعتبار تلويزيون هرچه از تمركز روي مسائل محلي به سمت مسائلي ايالتي، ملي و بين المللي پيش برود، بيشتر مي شود.

نخستين اصلاحية قانون اساسي آمريكا: دراين مورد پاسخها اغلب در حمايت از مطبوعات آزاد بود. وقتي كه مطبوعات در واقع درايفاي وظيفة خود، «سگ مراقب دولت» (Watchdogs of Governmemt ) باشند پاسخ دهندگان مايل به حمايت از حقوق مندرج آنان در  اوّلين اصلاحية قانون اساسي هستند.

همين طور هنگامي كه حقوق مرد م عادي در معرض خطر قرار دارد، پاسخ دهندگان بيشتر ميل به حمايت از حقوق مطبوعات دارند.

نتيجة تحقيق مشخص كرد كه ميزان اعتبار روزنامة يك رابطة معكوس با اين گفتة رايج دارد كه «گاهي اوقات آزادي زياده از حد در مطبوعات وجود دارد» امّا در مورد تلويزيون اين طور نيست. ولي ميزان اعتبار روزنامه و تلويزيون هر دو با اين گفته كه «وسايل ارتباط جمعي؛ حقوقي را كه قانون اساسي برايشان تعيين كرده، نقض مي كنند»، در تضاد است. به هر حال هيچ رابطه اي بين ميزان اعتبار و نگرش نسبت به حقوق روزنامه نگاري كه محرمانه بودن اطلاعات منتشر نشده را حفظ مي كند، وجود ندارد. بيش از دو سوم مردمي كه مورد مصاحبه قرار گرفتند موافق بودند كه حق روزنامه نگار در حفظ محرمانه بودن منبع، درست مثل حقي است كه به پزشكها و كشيشها در محرمانه حفظ كردن اسرار مردم داده شده است. نكتة مهم در اين مورد آن است كه ميزان اعتبار روزنامه وتلويزيون با حفظ اين ديدگاه در نزد مردم، ارتباط نزديك دارد.

 

تأثير جنسيت در اعتبار روزنامه و روزنامه نگار

 يكي از كارهايي كه تقريباً به تازگي دربارة اعتبار روزنامه ها واعتماد خوانندگان به آنها صورت گرفته، تحقيقي است كه توسط «اچ.آلن وايت» 7 و «جولي آندسيگر » 8 در آمريكا درباره تأثير جنسيت بر مقولة اعتبار روزنامه و روزنامه نگار در سال 1991 ميلادي انجام شد. 9

در مقدمة گزارش اين تحقيق آمده است: اين گزارش نتيجة يك بررسي تجربي از تأثير جنسيت بر درك اعتماد يك ستون نويس روزنامه وهمچنين تأثير آن بر موضوع مورد توجه ستون نويس روزنامه براي نوشتن است. نويسندگان اين گزارش نتيجه گرفته اند كه جنسيت روي ادراك انتخابي ستونهاي روزنامه از سوي خوانندگان مؤثر است. مردان ستونهايي را كه توسط زنان به رشتة تحرير درآمده اند، مي پسندند.به عنوان مثال محققان پي برده اند كه خوانندگان زن، كار روزنامه نگاران مرد را ترجيح مي دهند..1 در مطالعات ديگري، محققان نتيجه گرفتند كه خوانندگان، زنان را به مردان نويسنده ترجيح مي دهند. 11

ذكر نام نويسنده در بالاي مقاله، مي تواند يكي از عوامل ارزيابي مردان و زنان نويسنده از سوي خوانندگان باشد. در يك بررسي كه دربارة وجود نام نويسنده در بالاي مقاله هاي قانوني، حوادث، مد و ورزشي صورت گرفت، مشخص شد كه به طور سنتي نام مردان در ورزش و زنان در مورد مد در گزينش خوانندگان مؤثر است. اين بررسي همچنين نتيجه گرفت كه مطلبي كه در مورد مد بود و نام يك زن نويسنده در بالاي آن آمده بود، از سوي زنان خواننده جداً مورد توجه قرار گرفته بود.همين نتيجه براي مقاله هاي ورزشي كه با اسم مردان نويسنده چاپ شده بود در مورد خوانندگان مرد به دست آمده بود.12

 

 

اثر نام در اعتبار روزنامه نگار

درسال 1989 ميلادي بوركهارت (Burkhart ) تصميم گرفت نشان دهد كه تغيير يك حرف از نام نويسندة يك مقاله (به صورتي كه نام مذكر را مؤنث جلوه دهد) مي تواند در ارزيابي از اعتبار يك روزنامه نگار تغييراتي حاصل كند. او نام بالاي مقاله اي را از «مارك» به «ماري» تغيير داد و نتيجه گرفت كه زنان بيشتر از مردان دقيق هستند. و همچنين زنان نويسنده بيشتر ازمردان قابل اعتماد وداراي اعتبار هستند. 13

محقق ديگري اين مورد را مورد مطالعه قرار داد كه آيا جنسيت (در مورد نام نويسنده اي كه در بالاي مقاله ذكر مي شود) در اعتبار مقاله هاي خبري مؤثر است يا خير وسپس نتيجه گرفت كه بيش از 60 درصد افراد مورد مطالعه (زن و مرد) معتقدند كه جنسيت در ارزيابي آنها از اخبار، نقشي ندارد امّا وقتي آنها (زنان و مردان مخاطب) با اخبار واقعي كه نام نويسنده هاي آنها دستكاري شده بود، مواجه شدند، اخباري را برگزيدند كه نام فرد مؤنث در بالاي آن قيد شد ه بود. گذشته از آن، مردان، خبري را كه با نام زني به عنوان نويسنده همراه بود، قابل باورتر از همان خبر كه بدون ذكر نام يا با نام مرد همراه بود، تشخيص دادند. 14

 امّا نكتة جالب اين است كه تحقيق ديگري نشان داد كه نويسندگان زن باور دارند كه اگر مرد بودند، اعتبار بيشتري داشتند و نويسندگان مرد نيز معتقد بودند كه اگر زن بودند، از اعتبار كمتري برخوردار بودند. همچنين زنان و مردان نويسنده هر دو فكر مي كردند كه درجمع همجنسان خود اعتبار بيشتري دارند تا درجمع جنس مخالف خود. 15

 در تحقيق ديگري، سر مقاله هايي با نام مرد يا زن به افرادي ارائه شد و نهايت اين طور نتيجه گرفته شد كه سرمقاله هاي معتبر براي خانمها، براي مردان كمتر معتبر تلقي مي شود. 16

 محقق ديگري اعتبار سخنگويان مرد يا زن را كه بيانيه هاي مطبوعاتي ارتش را مي خوانند، ارزيابي كرد و نتيجه گرفت كه مرداني كه به عنوان منبع مطرح مي شدند اگر چه تخصص بيشتري داشتند امّا اين مسأله اعتماد و تأثير بيشتر آنها را به همراه نداشت. 17

 امّا در تحقيقي كه دراين باره به سال 1991 ميلادي در فصلنامة روزنامه نگاري از برآيند اين تحقيقات انجام گرفت، نتيجه گرفته شد كه فقط بين جنسيت نويسنده و جنسيت خواننده رابطه اي وجود دارد. براي خوانندگان زن، ستونهايي كه به وسيلة زنان نوشته شده، بيشتر جالب است و خوانندگان مرد نيز نظر مشابهي نسبت به ستونهايي كه به وسيلة مردان نويسنده نوشته مي شود دارند. امّا اختلاف محسوسي در سطح اعتبار زنان و مردان نويسنده از نظر جنسيت خوانندگان وجود ندارد. 18

از يك ديدگاه، اين اطلاعات نشان مي دهد كه ستون نويسها ي روزنامه ها از اعتبار شان به خاطر جنسيتشان صرف نظر نمي كنند. هم سردبيران و هم ستون نويسها اين را نشان مي دادند كه وقتي دربارة «خبرهاي محض» يا «سخت خبر» (Hars News ) يا خبر مستقيم و بدون تفسير مي نويسند كه دربرگيرندة ارزشهايي نظير درگيري، برخورد، مجاورت و تازگي هستند، ممكن است اختلاف اندكي بين خوانندگان از اين نظر ايجاد كند كه نويسده مرد بوده است يا زن، امّا وقتي كه صحبت از «نرم خبر» (Soft News ) است كه معمولاً عناصر عاطفي و هيجان انگيز در آنها وجود دارد، ممكن است تعصبات جنسي در كار ظاهر شود. به طوري كه موارد مورد مطالعه نه تنها مي پنداشتند كه ستونهايي كه به وسيلة همجنسانشان نوشته شده اند بيشتر جالب هستند. بلكه همچنين ستونها و مطالب جالب را نيز به همجنسان خود نسبت مي دادند. نه عبارت ديگر به نظر مي رسد كه اشخاص مورد مطالعه، خواهان اعلام دو چيز هستند:

1. اين نويسنده همجنس من است، پس مطلب بايد جالب باشد؛

2. اين مطلب جالب است، بنابراين نويسندة آن بايد همجنس من باشد.

 

اعتبار منبع و ساير مفاهيم ارتباطي

اعتبار منبع يك مفهوم ارتباطي است كه با اغلب مفاهيم ارتباطي رابطه اي نزديك دارد. به عبارت ديگر از آنجا كه اعتبار منبع دربارة يكي از ويژگيهاي مهم منبع بحث مي كند و منبع خود عنصري مهم و اساسي در ارتباط است، اغلب مفاهيمي كه در روند ارتباط تأثير مستقيم و غير مسقيم دارند نيز به نوعي با اين مفهوم در ارتباط هستند و تحت تاثير آن قرار مي گيرند. مفاهيمي چون گزينشگري اخبار، ارزشهاي خبري، عينيت، نظرية هماهنگي شناخت، مسؤوليتهاي اجتماعي روزنامه نگار و... درواقع با اين پيش فرض كه منبع معتبري در جريان ارتباط قرار دارد، غينيت مي يابند. به عبارت ديگر شايد بتوان گفت كه علي رغم آنكه مفاهيم مختلف ارتباطي اغلب در يكديگر مؤثرند، امّا اعتبار منبع به طور روز افزون براكثر اين مفاهيم تأثير دارد. به عنوان نمونه به سه مورد زير توجه كنيد:

 

اعتبار منبع و گزينشگري خبر

«... اگر انتخابهايي كه گزينشگر انجام مي دهد در جهت تأمين نيازهاي خبري خواننده باشد، خواننده مطالب روزنامه را مطابق نيازهاي خود